Shiri (بحث | مشارکت‌ها)
Shiri (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۴۶: خط ۴۶:
[[فمنیست‌ها]]یی که رویکرد جایگاه‌محور به اخلاق دارند، بر این باورند که مشکلات و مصائب [[زنان]] ناشی از جایگاهی است که در جامعه بر [[زنان]] تحمیل شده و این عدم برابری در همه جا به چشم می‌خورد. راه‌حل این است که این عدم توازن در همه نظام‌ها، نهادها، ساختارها و آداب و رسوم شناسایی شود و به‌طور مبنایی اصلاح گردد. آن‌ها، برخلاف دسته اول، بیشتر به شرایط بیرونی و پیرامونی [[زنان]] توجه دارند.  
[[فمنیست‌ها]]یی که رویکرد جایگاه‌محور به اخلاق دارند، بر این باورند که مشکلات و مصائب [[زنان]] ناشی از جایگاهی است که در جامعه بر [[زنان]] تحمیل شده و این عدم برابری در همه جا به چشم می‌خورد. راه‌حل این است که این عدم توازن در همه نظام‌ها، نهادها، ساختارها و آداب و رسوم شناسایی شود و به‌طور مبنایی اصلاح گردد. آن‌ها، برخلاف دسته اول، بیشتر به شرایط بیرونی و پیرامونی [[زنان]] توجه دارند.  


رزماری تانگ در بخش دوم کتاب با تلفیق دو دیدگاه بالا [[اخلاق زیستی فمنیستی]]را مطرح می‌کند.. اخلاق زیستی به مجموعه مباحثی اطلاق می‌شود که مسائل مربوط به زیست‌شناسی انسان را از منظر اخلاقی مورد بررسی قرار می‌دهد؛ مسائلی که بیش از همه در پزشکی نمود دارند. [[فمنیست‌ها]] در این زمینه نیز به‌طور جدی ورود کرده‌اند و سخنان بسیاری گفته‌اند. این امر به این دلیل رخ داده است که [[زنان]] به جهت تفاوت‌های زیستی که با [[مردان]] دارند، مسائل متفاوتی پیدا می‌کنند. برخی از این مسائل عبارتند از: [[پیشگیری از بارداری]]، [[بارداری]]، [[کنترل موالید]]، [[وضع حمل]]، [[سرطان سینه]]، [[سرطان رحم]]، [[سقط جنین]]، [[روابط جنسی]]، پزشکی، آزمایش‌ها و معاینات [[زنان]]. البته آنان خود را فقط به مسائل [[زنان]] محدود نکرده‌اند و مباحث خود را به دیگر انسان‌ها نیز تعمیم داده‌اند، به ویژه کودکان، معلولان و سالمندان. حتی در مورد [[مردان]] نیز مباحثی مطرح شده است. مسئله اصلی نگاه [[فمنیستی]] به این مسائل است که باعث می‌شود رویکرد دیگری در زمینه اخلاق زیستی در پیش گرفته شود.  
رزماری تانگ در بخش دوم کتاب با تلفیق دو دیدگاه بالا [[اخلاق زیستی فمنیستی]] را مطرح می‌کند.. اخلاق زیستی به مجموعه مباحثی اطلاق می‌شود که مسائل مربوط به زیست‌شناسی انسان را از منظر اخلاقی مورد بررسی قرار می‌دهد؛ مسائلی که بیش از همه در پزشکی نمود دارند. [[فمنیست‌ها]] در این زمینه نیز به‌طور جدی ورود کرده‌اند و سخنان بسیاری گفته‌اند. این امر به این دلیل رخ داده است که [[زنان]] به جهت تفاوت‌های زیستی که با [[مردان]] دارند، مسائل متفاوتی پیدا می‌کنند. برخی از این مسائل عبارتند از: [[پیشگیری از بارداری]]، [[بارداری]]، [[کنترل موالید]]، [[وضع حمل]]، [[سرطان سینه]]، [[سرطان رحم]]، [[سقط جنین]]، [[روابط جنسی]]، پزشکی، آزمایش‌ها و معاینات [[زنان]]. البته آنان خود را فقط به مسائل [[زنان]] محدود نکرده‌اند و مباحث خود را به دیگر انسان‌ها نیز تعمیم داده‌اند، به ویژه کودکان، معلولان و سالمندان. حتی در مورد [[مردان]] نیز مباحثی مطرح شده است. مسئله اصلی نگاه [[فمنیستی]] به این مسائل است که باعث می‌شود رویکرد دیگری در زمینه اخلاق زیستی در پیش گرفته شود.  


رزماری تانگ،در تعریف فلسفه [[اخلاق فمینیستی]] گفته است: «فلسفه [[اخلاق فمینیستی]] عبارت است از تلاش برای بازبینی، بازسازی، یا تامل مجدد درباره آن جنبه‌هایی از فلسفه اخلاق سنتی غرب که تجربه‌های اخلاقی [[زنان]] را تحقیر کرده یا بی‌ارزش شمرده است.»<ref>Tong, 2007:</ref>   
رزماری تانگ،در تعریف فلسفه [[اخلاق فمینیستی]] گفته است: «فلسفه [[اخلاق فمینیستی]] عبارت است از تلاش برای بازبینی، بازسازی، یا تامل مجدد درباره آن جنبه‌هایی از فلسفه اخلاق سنتی غرب که تجربه‌های اخلاقی [[زنان]] را تحقیر کرده یا بی‌ارزش شمرده است.»<ref>Tong, 2007:</ref>   
خط ۵۲: خط ۵۲:
باید توجه داشت ورود [[فمینیست‌ها]] به حوزه اخلاق، در راستای اهداف خود [[فمینیسم]] از یک طرف و فلسفه [[فمینیستی]] از طرف دیگر بوده است. علت ورود آنان به این شاخه از فلسفه آن بود که معتقد بودند در تاریخ دو هزار ساله اخلاق غربی صدای اخلاق [[زنانه]] غایب بوده و مفاهیم و نظریه‌های اخلاقی همواره در اختیار [[مردان]] و اخلاق [[مردانه]] بوده است. لذا برای پایان دادن به این نابرابری و عدم تعادل، فعالان و نظریه‌پردازان [[فمینیست]] به فلسفه اخلاق غربی توجه کردند.<ref>Friedman, 2000: 205.</ref> شاید بتوان گفت پرسش بنیادین فیلسوفان اخلاق [[فمینیست]]، به تعبیر [[سوزان پارسونز]]، آن بود که: «آیا اخلاق، موضوعی [[مردانه]] است؟».<ref>Parsons, 2002: 43-59.</ref>
باید توجه داشت ورود [[فمینیست‌ها]] به حوزه اخلاق، در راستای اهداف خود [[فمینیسم]] از یک طرف و فلسفه [[فمینیستی]] از طرف دیگر بوده است. علت ورود آنان به این شاخه از فلسفه آن بود که معتقد بودند در تاریخ دو هزار ساله اخلاق غربی صدای اخلاق [[زنانه]] غایب بوده و مفاهیم و نظریه‌های اخلاقی همواره در اختیار [[مردان]] و اخلاق [[مردانه]] بوده است. لذا برای پایان دادن به این نابرابری و عدم تعادل، فعالان و نظریه‌پردازان [[فمینیست]] به فلسفه اخلاق غربی توجه کردند.<ref>Friedman, 2000: 205.</ref> شاید بتوان گفت پرسش بنیادین فیلسوفان اخلاق [[فمینیست]]، به تعبیر [[سوزان پارسونز]]، آن بود که: «آیا اخلاق، موضوعی [[مردانه]] است؟».<ref>Parsons, 2002: 43-59.</ref>
در مورد مدعیات این فلسفه نیز باید گفت ادعای اصلی آنان این است که اولاً فلسفه اخلاق غربی دارای نگرش منفی به [[زنان]] است و تجارب اخلاقی و علائق آنان، مثل [[زایمان]] یا [[مادری]] کردن، را نادیده گرفته و یا تحقیر کرده است، ثانیا نظریه‌های اخلاقی به همان اندازه که به توان و تمایلات طبیعی [[مردانه]] توجه دارد باید به توان و تمایلات طبیعی [[زنان]] هم توجه نشان دهند. ثالثاً فیلسوفان این عرصه، نظریه اخلاقی [[فمینیستی]] را بهترین گزینه برای یک الگوی متعالی اخلاقی می‌دانند که در عصر حاضر انسان به آن نیاز دارد.<ref>Held, 1997: 90, 101.</ref>
در مورد مدعیات این فلسفه نیز باید گفت ادعای اصلی آنان این است که اولاً فلسفه اخلاق غربی دارای نگرش منفی به [[زنان]] است و تجارب اخلاقی و علائق آنان، مثل [[زایمان]] یا [[مادری]] کردن، را نادیده گرفته و یا تحقیر کرده است، ثانیا نظریه‌های اخلاقی به همان اندازه که به توان و تمایلات طبیعی [[مردانه]] توجه دارد باید به توان و تمایلات طبیعی [[زنان]] هم توجه نشان دهند. ثالثاً فیلسوفان این عرصه، نظریه اخلاقی [[فمینیستی]] را بهترین گزینه برای یک الگوی متعالی اخلاقی می‌دانند که در عصر حاضر انسان به آن نیاز دارد.<ref>Held, 1997: 90, 101.</ref>
== آثار==
== آثار==
* نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی.
* نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی.