بدون خلاصۀ ویرایش
بازنویسی هندسه بحث
 
خط ۱: خط ۱:
{{درشت|'''جنسیت در تفسیر نور؛'''}} شباهت‌ها و تفاوت‌های زن و مرد در تفسیر نور.
{{درشت|'''جنسیت در تفسیر نور؛'''}} شباهت‌ها و تفاوت‌های زن و مرد در تفسیر نور.


در تفسیر نور، زن و مرد در گوهر انسانی، کرامت و امکان رسیدن به کمالات معنوی کاملاً برابر و یکسان دانسته می‌شوند و اسلام به عنوان داعیه‌دار احیای حقوق زن، در برابر سنت‌های تحقیرآمیز جاهلی ایستاده است. با این حال، این تفسیر با تأکید بر تفاوت‌های طبیعی و فطری زن و مرد در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی، تفاوت در برخی حقوق و تکالیف (مانند قوامیت مرد، ارث و نقش‌های خانوادگی) را نه تبعیض، بلکه تجلی عدالت متناسب با ساختار وجودی هر جنس می‌داند. از این منظر، نقش محوری زن در خانواده به عنوان کانون عاطفه و تربیت، و مسئولیت مرد در تأمین معیشت و مدیریت، برگرفته از حکمت الهی است. تفسیر نور بر لزوم حفظ حریم عفت و حجاب برای پاسداری از کرامت زن و سلامت جامعه تأکید کرده و حضور اجتماعی زن را در چارچوب ارزش‌های اخلاقی می‌پذیرد. در نهایت، هدف این نگاه تحقق تعادل و آرامش در نهاد خانواده و جامعه از طریق تقسیم وظایف مبتنی بر فطرت و در پرتو عدالت است.
در تفسیر نور، [[زن]] و [[مرد]] در [[گوهر انسانی]]، [[کرامت]] و امکان رسیدن به [[کمالات معنوی]] کاملاً برابر و یکسان دانسته می‌شوند و [[اسلام]] به عنوان داعیه‌دار [[احیای حقوق زن]]، در برابر سنت‌های تحقیرآمیز جاهلی ایستاده است. با این حال، این تفسیر با تأکید بر تفاوت‌های طبیعی و فطری زن و مرد در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی، تفاوت در برخی حقوق و تکالیف مانند [[قوامیت مرد]]، [[ارث]] و نقش‌های خانوادگی را تجلی عدالت متناسب با ساختار وجودی هر [[جنس]] می‌داند. از این منظر، نقش محوری زن در [[خانواده]] به عنوان کانون عاطفه و تربیت، و مسئولیت مرد در تأمین معیشت و مدیریت، برگرفته از [[حکمت الهی]] است. [[تفسیر نور]] بر لزوم حفظ حریم [[عفت]] و [[حجاب]] برای پاسداری از [[کرامت زن]] و سلامت جامعه تأکید کرده و [[حضور اجتماعی زن]] را در چارچوب [[ارزش‌های اخلاقی]] می‌پذیرد. در نهایت، هدف این نگاه تحقق تعادل و آرامش در نهاد خانواده و جامعه از طریق تقسیم وظایف مبتنی بر [[فطرت]] و در پرتو [[عدالت]] است.


== معرفی تفسیر نور ==
==معرفی تفسیر نور==
[[تفسیر نور]]، یک دوره کامل تفسیر قرآن به [[زبان فارسی]] است. [[محسن قرائتی]] آن را با تکیه بر نکته‌ها و پیام‌های آیات [[قرآن]]، تدوین کرده است.<ref>ت[https://fa.the-koran.org/content/تفسير-نور فسیر نور، پایگاه تخصصی قرآن کریم.]</ref> محسن قرائتی که در سال ۱۳۲۴ش در [[کاشان]] به دنیا آمد، از [[نوجوانی]] به دانش تفسیر قرآن، علاقمند شد و هنگامی که برای تکمیل تحصیلات [[علوم دینی]] به شهر [[قم]] آمد، به‌مدت ۱۵ سال، عضو گروه پژوهش [[تفسیر نمونه]] بود که زیر نظر [[ناصر مکارم شیرازی]]، تألیف می‌شد.<ref>[https://gharaati.ir/زندگینامه-حجت-الاسلام-و-المسلمین-قرائ/ قرائتی، «زندگینامه حجت الاسلام و المسلمین قرائتی»، وب‌سایت مرکز فرهنگی درس‌های از قرآن.]</ref>
[[تفسیر نور]]، یک دوره کامل تفسیر قرآن به [[زبان فارسی]] است. [[محسن قرائتی]] آن را با تکیه بر نکته‌ها و پیام‌های آیات [[قرآن]]، تدوین کرده است.<ref>ت[https://fa.the-koran.org/content/تفسير-نور فسیر نور، پایگاه تخصصی قرآن کریم.]</ref>  


او همچنین بعد از پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران]]، هر هفته برنامه تلویزیونی «درس‌هایی از قرآن» را اجرا کرده است که زمینه‌ای شد برای تقویت رویکرد اجتماعی- تربیتی او به دانش تفسیر. تفسیر نور برای مخاطب عمومی نگارش شده و کم‌تر از اصطلاحات فنی استفاده کرده است تا پیوند بهتری با [[زندگی]] روزمره مردم داشته باشد و راهنمای حل مشکلات اجتماعی شود. محسن قرائتی در تفسیر نور بر مبنای ذوق و استعداد شخصی، نکات تفسیری را به‌گونه‌ای جذاب و ابتکاری بیان کرده است.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/2334358/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A عیسی‌زاده، « تفسیر نور تفسیری مناسب برای عامه مردم است»، خبرگزاری مهر.]</ref>
محسن قرائتی که در سال ۱۳۲۴ش در [[کاشان]] به دنیا آمد، از [[نوجوانی]] به دانش تفسیر قرآن، علاقمند شد و هنگامی که برای تکمیل تحصیلات [[علوم دینی]] به شهر [[قم]] آمد، به‌مدت ۱۵ سال، عضو گروه پژوهش [[تفسیر نمونه]] بود که زیر نظر [[ناصر مکارم شیرازی]]، تألیف می‌شد.<ref>[https://gharaati.ir/زندگینامه-حجت-الاسلام-و-المسلمین-قرائ/ قرائتی، «زندگینامه حجت الاسلام و المسلمین قرائتی»، وب‌سایت مرکز فرهنگی درس‌های از قرآن.]</ref> او همچنین بعد از پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران]]، هر هفته برنامه تلویزیونی «درس‌هایی از قرآن» را اجرا کرده است که زمینه‌ای شد برای تقویت رویکرد اجتماعی- تربیتی او به دانش تفسیر. تفسیر نور برای مخاطب عمومی نگارش شده و کم‌تر از اصطلاحات فنی استفاده کرده است تا پیوند بهتری با [[زندگی]] روزمره مردم داشته باشد و راهنمای حل مشکلات اجتماعی شود. محسن قرائتی در تفسیر نور بر مبنای ذوق و استعداد شخصی، نکات تفسیری را به‌گونه‌ای جذاب و ابتکاری بیان کرده است.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/2334358/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A عیسی‌زاده، « تفسیر نور تفسیری مناسب برای عامه مردم است»، خبرگزاری مهر.]</ref>


== ظلم تاریخی به زنان از منظر تفسیر نور ==
==ظلم تاریخی به زنان از منظر تفسیر نور==
در تفسیر نور میان [[حقوق زن]]، قبل و بعد از اسلام مقایسه شده و به این نکته اشاره می‌شود که در عصر ظهور اسلام، زن میان اقوام مختلف گرفتار تبعیض بود؛ برخی اقوام با مرگ شوهر، زن را زنده سوزانده یا با او زنده به‌گور می‌کردند و دختران نیز گاهی زنده به‌گور می‌شدند. در برخی اقوام، زن پس از مرگ شوهر، حق [[ازدواج مجدد]] را نداشت.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص372.</ref> در جامعه جاهلی نه‌تنها زنان از [[ارث]] محروم بودند که ملک مرد تلقی می‌شدند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص258.</ref> ولی اسلام انسانیت زن و مرد را یکی دانسته،<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏4، ص246.</ref> برای زن سهم‌الارث قرار داد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص251.</ref> در جاهلیت، با فوت شوهر، فرزندان او با [[نامادری]] خود [[ازدواج]] می‌کردند. اسلام نامادری را در جایگاه [[مادر]] نشاند و ازدواج با او را منع کرد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص263.</ref> بعضی مردان، با دختران [[یتیم]] با [[مهریة|مهریه]] کم ازدواج کرده و به آسانی آنان را [[طلاق]] می‌دادند، اما اسلام نسبت به رعایت [[عدالت]] در ازدواج با دختران یتیم تأکید جدی‌کرد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص240.</ref> دختران را تحقیر کرده به پسران می‌بالیدند، اسلام ناخرسندی از [[دختر]] را کفران نعمت الهی اعلام کرد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏10، ص425.</ref> در جاهلیّت، طلاق دادن و رجوع کردن به زن، بدون محدودیّت بوده و زنان بازیچه مردان هوس‌باز بودند، امّا اسلام، حداکثر سه بار طلاق و دو بار رجوع را جایز دانست تا حرمتِ زن و خانواده حفظ شود.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص362.</ref> اسلام تفکّر جاهلی علیه زن را در تمام ابعاد نفی کرد و در هرکجا زن تحقیر می‌شد اسلام از زن دفاع کرد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏6، ص452-451.</ref>
در تفسیر نور میان [[حقوق زن]]، قبل و بعد از اسلام مقایسه شده و به این نکته اشاره می‌شود که در عصر ظهور اسلام، زن میان اقوام مختلف گرفتار تبعیض بود؛ برخی اقوام با مرگ شوهر، زن را زنده سوزانده یا با او زنده به‌گور می‌کردند و دختران نیز گاهی زنده به‌گور می‌شدند. در برخی اقوام، زن پس از مرگ شوهر، حق [[ازدواج مجدد]] را نداشت.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص372.</ref> در جامعه جاهلی نه‌تنها زنان از [[ارث]] محروم بودند که ملک مرد تلقی می‌شدند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص258.</ref> ولی اسلام انسانیت زن و مرد را یکی دانسته،<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏4، ص246.</ref> برای زن سهم‌الارث قرار داد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص251.</ref> در جاهلیت، با فوت شوهر، فرزندان او با [[نامادری]] خود [[ازدواج]] می‌کردند. اسلام نامادری را در جایگاه [[مادر]] نشاند و ازدواج با او را منع کرد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص263.</ref> بعضی مردان، با دختران [[یتیم]] با [[مهریة|مهریه]] کم ازدواج کرده و به آسانی آنان را [[طلاق]] می‌دادند، اما اسلام نسبت به رعایت [[عدالت]] در ازدواج با دختران یتیم تأکید جدی‌کرد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص240.</ref> دختران را تحقیر کرده به پسران می‌بالیدند، اسلام ناخرسندی از [[دختر]] را کفران نعمت الهی اعلام کرد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏10، ص425.</ref> در جاهلیّت، طلاق دادن و رجوع کردن به زن، بدون محدودیّت بوده و زنان بازیچه مردان هوس‌باز بودند، امّا اسلام، حداکثر سه بار طلاق و دو بار رجوع را جایز دانست تا حرمتِ زن و خانواده حفظ شود.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص362.</ref> اسلام تفکّر جاهلی علیه زن را در تمام ابعاد نفی کرد و در هرکجا زن تحقیر می‌شد اسلام از زن دفاع کرد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏6، ص452-451.</ref>


== شباهت‌های زن و مرد در تفسیر نور ==
==شباهت‌های زن و مرد در تفسیر نور==
تفسیر نور با استناد به آیات [[قرآن]]؛ گوهر وجودی زن و مرد را یکی دانسته<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏4، ص246.</ref> و تأکید دارد که هیچ‌کدام از نظر جنسیت بر دیگری برتر نیستند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص239.</ref> [[پسر]] و دختر، هر دو [[هدیه]] الهی هستند.<ref>سوره شوری، آیه 49 – 50.</ref> ملاک پاداش‌های معنوی [[ایمان]] به خداوند است که در آن میان زن و مرد تفاوتی وجود ندارد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏9، ص24-23.</ref> برخی از زنان به مقامات معنوی‌ای می‌رسند که بسیاری از مردان از رسیدن به آن عاجز هستند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص51.</ref> زنان و دختران فراتر از کسب کمالات معنوی می‌توانند با حفظ [[عفت]] و [[حیا]]، در حیات اجتماعی نیز نقش‌های جدی ایفا کنند؛ زنان مانند مردان باید در مسائل امنیتی کشور فعال بوده و علیه نظام‌های طاغوتی مبارزه کنند.<ref>سوره قصص، آیه 11-10.</ref> در حاکمیت طاغوت، هر کس از طرفداران حق، چه زن و چه مرد، باید نقش‌های مبارزاتی خود را به خوبی انجام دهد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏7، ص345.</ref> در این ارتباط نیز ممکن است برخی زنان به مراتب برتر از مردان عمل کرده و مفیدتر برای خود، جامعه و نسل بشری باشند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص51.</ref>
تفسیر نور با استناد به آیات [[قرآن]]؛ گوهر وجودی زن و مرد را یکی دانسته<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏4، ص246.</ref> و تأکید دارد که هیچ‌کدام از نظر جنسیت بر دیگری برتر نیستند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص239.</ref> [[پسر]] و دختر، هر دو [[هدیه]] الهی هستند.<ref>سوره شوری، آیه 49 – 50.</ref> ملاک پاداش‌های معنوی [[ایمان]] به خداوند است که در آن میان زن و مرد تفاوتی وجود ندارد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏9، ص24-23.</ref> برخی از زنان به مقامات معنوی‌ای می‌رسند که بسیاری از مردان از رسیدن به آن عاجز هستند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص51.</ref> زنان و دختران فراتر از کسب کمالات معنوی می‌توانند با حفظ [[عفت]] و [[حیا]]، در حیات اجتماعی نیز نقش‌های جدی ایفا کنند؛ زنان مانند مردان باید در مسائل امنیتی کشور فعال بوده و علیه نظام‌های طاغوتی مبارزه کنند.<ref>سوره قصص، آیه 11-10.</ref> در حاکمیت طاغوت، هر کس از طرفداران حق، چه زن و چه مرد، باید نقش‌های مبارزاتی خود را به خوبی انجام دهد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏7، ص345.</ref> در این ارتباط نیز ممکن است برخی زنان به مراتب برتر از مردان عمل کرده و مفیدتر برای خود، جامعه و نسل بشری باشند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص51.</ref>


== تفاوت‌های زن و مرد از منظر تفسیر نور ==
==تفاوت‌های زن و مرد از منظر تفسیر نور==
=== تفاوت‌های طبیعی ===
===تفاوت‌های طبیعی===
از منظر تفسیر نور؛ مردان و زنان دارای ساختار جسمی و روحی متفاوت بوده و با ارجاع به همین تفاوت‌های طبیعی و فطری است که دارای حقوق و نقش‌های جنسیتی نسبتاً متفاوت نیز هستند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص284.</ref> مردان دارای ولایت بر زنان‌اند از آن جهت که [[خدا]] مردان را بر زنان از حیث قدرت بدنی، تولیدی و ارادی برتری داده است.<ref>سوره نساء، آیه 34.</ref> در این تفسیر با اذعان به این‌که هرچند در عینیت جامعه، برخی زنان، در توان بدنی یا درآمد مالی برتر از مردها بوده و موفق‌تر از آنها عمل می‌کنند، اما وضع قانون و برنامه‌های جنسیتی، فارغ از استثناها بوده، ناظر به وضعیت عمومی و متناسب با طبیعت زنانه و مردانه است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص282.</ref>
از منظر تفسیر نور؛ مردان و زنان دارای ساختار جسمی و روحی متفاوت بوده و با ارجاع به همین تفاوت‌های طبیعی و فطری است که دارای حقوق و نقش‌های جنسیتی نسبتاً متفاوت نیز هستند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص284.</ref> مردان دارای ولایت بر زنان‌اند از آن جهت که [[خدا]] مردان را بر زنان از حیث قدرت بدنی، تولیدی و ارادی برتری داده است.<ref>سوره نساء، آیه 34.</ref> در این تفسیر با اذعان به این‌که هرچند در عینیت جامعه، برخی زنان، در توان بدنی یا درآمد مالی برتر از مردها بوده و موفق‌تر از آنها عمل می‌کنند، اما وضع قانون و برنامه‌های جنسیتی، فارغ از استثناها بوده، ناظر به وضعیت عمومی و متناسب با طبیعت زنانه و مردانه است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص282.</ref>


=== تفاوت‌های اجتماعی ===
===تفاوت‌های اجتماعی===
مفسر تفسیر نور، تفاوت‌های اجتماعی زن و مرد را ناشی از تفاوت‌های طبیعی آنها می‌داند. قوامیت مرد و حفظ [[حرمت زن]] را مبنای تفکیک [[نقش‌های جنسیتی]] دانسته و معتقد است؛ [[قوامیت مرد بر زن]] صرفا در امور [[خانواده]] نیست بلکه در امور اجتماعی از قبیل [[قضاوت]] و [[جنگ]] نیز مردان بر زنان مقدم هستند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص282.</ref> از منظر این تفسیر؛ مهم‌ترین شرط حضور زنان در مناسبات اجتماعی رعایت عفت، [[حجاب]] و اجتناب از محیط‌های ناسالم است،<ref>سوره قصص، آیه 11-10.</ref>
مفسر تفسیر نور، تفاوت‌های اجتماعی زن و مرد را ناشی از تفاوت‌های طبیعی آنها می‌داند. قوامیت مرد و حفظ [[حرمت زن]] را مبنای تفکیک [[نقش‌های جنسیتی]] دانسته و معتقد است؛ [[قوامیت مرد بر زن]] صرفا در امور [[خانواده]] نیست بلکه در امور اجتماعی از قبیل [[قضاوت]] و [[جنگ]] نیز مردان بر زنان مقدم هستند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص282.</ref> از منظر این تفسیر؛ مهم‌ترین شرط حضور زنان در مناسبات اجتماعی رعایت عفت، [[حجاب]] و اجتناب از محیط‌های ناسالم است،<ref>سوره قصص، آیه 11-10.</ref>


وظیفه کارگزاران در برخورد با زنان، رعایت [[عدالت]] است. تبعیض در شرائط یکسان ممنوع است، ولی تفاوت به‌دلیل اختلاف در انجام تکالیف یا استعدادها یا نیازها مانعی ندارد. مردان هرگز حق ندارند از قدرت خود سوءاستفاده کنند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص361.</ref>
وظیفه کارگزاران در برخورد با زنان، رعایت [[عدالت]] است. تبعیض در شرائط یکسان ممنوع است، ولی تفاوت به‌دلیل اختلاف در انجام تکالیف یا استعدادها یا نیازها مانعی ندارد. مردان هرگز حق ندارند از قدرت خود سوءاستفاده کنند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص361.</ref>


=== تفاوت‌های فرهنگی ===
===تفاوت‌های فرهنگی===
از منظر تفسیر نور؛ چشم پاک مقدمه [[پاکدامنی]] است. [[پوشش]]، برای مردان نیز واجب است. [[بی‌عفتی]] مانع [[رشد معنوی]] است. [[پوشش زن]] با [[میل جنسی|تمایلات جنسی]] مردان ارتباط داشته<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏8، ص177-174.</ref> و نباید تحریک‌آمیز باشد. حجاب، مایه حفظ عفت و به نفع زنان است. نوع لباس هر چه به عفت نزدیک‌تر باشد، بهتر است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏8، ص211.</ref> [[آزادی جنسی]] ممنوع است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏8، ص 144.</ref> مسائل جنسی باید با کنایه بیان شود. آمیزش زن و شوهر باید پنهانی باشد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏4، ص246.</ref>
از منظر تفسیر نور؛ چشم پاک مقدمه [[پاکدامنی]] است. [[پوشش]]، برای مردان نیز واجب است. [[بی‌عفتی]] مانع [[رشد معنوی]] است. [[پوشش زن]] با [[میل جنسی|تمایلات جنسی]] مردان ارتباط داشته<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏8، ص177-174.</ref> و نباید تحریک‌آمیز باشد. حجاب، مایه حفظ عفت و به نفع زنان است. نوع لباس هر چه به عفت نزدیک‌تر باشد، بهتر است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏8، ص211.</ref> [[آزادی جنسی]] ممنوع است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏8، ص 144.</ref> مسائل جنسی باید با کنایه بیان شود. آمیزش زن و شوهر باید پنهانی باشد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏4، ص246.</ref>


[[تهمت]]، به منزله هجوم به [[آبرو|آبروی]] مردم است. تهمت‌زدن به زنان همسردار و پاکدامن، کیفر سخت‌تری دارد، دفاع از حریم زنان پاکدامن واجب است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏8، ص 147.</ref> بر مبنای استنباط تفسیر نور؛ هرچند نقش زنان در ایجاد [[روابط نامشروع]] و فراهم آوردن مقدمات [[زنا]]، از مردان بیشتر است اما هر دو طرف به یک میزان تنبیه می‌شوند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏8، ص145.</ref> گاهی زنان در حفظ عفت و تقویت فرهنگ [[عفاف]] به جایی می‌رسند که هرگز مردان به آن نمی‌رسند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص51.</ref> به منظور سالم‌سازی فرهنگ عمومی، کیفر زنا تازیانه و [[سنگسار]] است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص257.</ref> [[همجنس‌گرایی]] موجب لرزش [[عرش الهی]]، کاهش علاقه زناشویی، قطع نسل شده و کیفر همجنس‌بازی [[اعدام]] است. [[همجنس‌گرایی مردان]]، تجاوز به حقوق زنان در جامعه است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏4، ص110.</ref>
[[تهمت]]، به منزله هجوم به [[آبرو|آبروی]] مردم است. تهمت‌زدن به زنان همسردار و پاکدامن، کیفر سخت‌تری دارد، دفاع از حریم زنان پاکدامن واجب است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏8، ص 147.</ref> بر مبنای استنباط تفسیر نور؛ هرچند نقش زنان در ایجاد [[روابط نامشروع]] و فراهم آوردن مقدمات [[زنا]]، از مردان بیشتر است اما هر دو طرف به یک میزان تنبیه می‌شوند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏8، ص145.</ref> گاهی زنان در حفظ عفت و تقویت فرهنگ [[عفاف]] به جایی می‌رسند که هرگز مردان به آن نمی‌رسند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص51.</ref> به منظور سالم‌سازی فرهنگ عمومی، کیفر زنا تازیانه و [[سنگسار]] است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص257.</ref> [[همجنس‌گرایی]] موجب لرزش [[عرش الهی]]، کاهش علاقه زناشویی، قطع نسل شده و کیفر همجنس‌بازی [[اعدام]] است. [[همجنس‌گرایی مردان]]، تجاوز به حقوق زنان در جامعه است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏4، ص110.</ref>


== جنسیت و ضرورت ازدواج ==
==جنسیت و ضرورت ازدواج==
از منظر تفسیر نور؛ عقد ازدواج، قداست دارد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص375.</ref> لازم نیست [[خواستگاری]] از طرف خاصّی باشد، هر یک از طرفین [[ازدواج]] می‌توانند پیش‌قدم شوند. داشتن صلاحیّت، شرط طرفین عقد بوده، [[عروس]] و [[داماد]] باید بتوانند [[زندگی]] مشترک‌شان را اداره کنند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏8، ص179-178.</ref> افراد [[بیوه]] باید ازدواج کنند، چون همان‌گونه که بی‌همسری پیامدهای تباه‌کننده دارد، ازدواج مجدّد، به‌ویژه بازگشت به همسر اوّل نیز دارای برکات است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص369.</ref> [[آمیزش جنسی]] تنها برای [[لذّت جنسی]] نیست، بلکه برای دوام [[نسل صالح]] است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏4، ص247.</ref>
از منظر تفسیر نور؛ عقد ازدواج، قداست دارد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص375.</ref> لازم نیست [[خواستگاری]] از طرف خاصّی باشد، هر یک از طرفین [[ازدواج]] می‌توانند پیش‌قدم شوند. داشتن صلاحیّت، شرط طرفین عقد بوده، [[عروس]] و [[داماد]] باید بتوانند [[زندگی]] مشترک‌شان را اداره کنند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏8، ص179-178.</ref> افراد [[بیوه]] باید ازدواج کنند، چون همان‌گونه که بی‌همسری پیامدهای تباه‌کننده دارد، ازدواج مجدّد، به‌ویژه بازگشت به همسر اوّل نیز دارای برکات است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص369.</ref> [[آمیزش جنسی]] تنها برای [[لذّت جنسی]] نیست، بلکه برای دوام [[نسل صالح]] است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏4، ص247.</ref>


در اسلام اصل اولیه؛ [[تک‌همسری]] و [[ازدواج دایم]] است اما به‌دلایلی [[ازدواج موقت]] و [[چندهمسری]] نیز مشروعیت دارد. ازدواج موقّت یا مُتعه یک ضرورت اجتماعی و به‌خاطر دوری از [[همسر]] و تأمین [[نیاز جنسی]] است تا از مشکلات اخلاقی و [[فساد]] در [[جامعه]] جلوگیری شود.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص269-267.</ref> برمبنای استنباط این تفسیر؛ حکمت جواز تعدّد زوجات در اسلام عبارتند از: تلفات بیشتر مردها و افزایش زنان بیوه، عدم تمایل جوانان به [[ازدواج با زن بیوه]]، ضرورت تأمین نیاز جنسی این زنان، [[عادت ماهانه]] زنان و ضرورت تأمین نیاز جنسی مردها. در حالت چندهمسری، رعایت عدالت در امور مادی الزامی است اما به‌دلیل این‌که تمایلات قلبی ارادی نیست،<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص241-240.</ref> اسلام دستور می‌دهد که مرد حداقل تمام تمایل خود را متوجه یک طرف نسازد و عدالت رفتاری را رعایت کند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص401-400.</ref>
در اسلام اصل اولیه؛ [[تک‌همسری]] و [[ازدواج دایم]] است اما به‌دلایلی [[ازدواج موقت]] و [[چندهمسری]] نیز مشروعیت دارد. ازدواج موقّت یا مُتعه یک ضرورت اجتماعی و به‌خاطر دوری از [[همسر]] و تأمین [[نیاز جنسی]] است تا از مشکلات اخلاقی و [[فساد]] در [[جامعه]] جلوگیری شود.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص269-267.</ref> برمبنای استنباط این تفسیر؛ حکمت جواز تعدّد زوجات در اسلام عبارتند از: تلفات بیشتر مردها و افزایش زنان بیوه، عدم تمایل جوانان به [[ازدواج با زن بیوه]]، ضرورت تأمین نیاز جنسی این زنان، [[عادت ماهانه]] زنان و ضرورت تأمین نیاز جنسی مردها. در حالت چندهمسری، رعایت عدالت در امور مادی الزامی است اما به‌دلیل این‌که تمایلات قلبی ارادی نیست،<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص241-240.</ref> اسلام دستور می‌دهد که مرد حداقل تمام تمایل خود را متوجه یک طرف نسازد و عدالت رفتاری را رعایت کند.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص401-400.</ref>


== جنسیت و نقش‌های متفاوت خانوادگی ==
==جنسیت و نقش‌های متفاوت خانوادگی==
از منظر تفسیر نور؛ خانواده مستقل از افراد دارای حق است. حق خانواده بیش از حق شخصی زن یا مرد بوده و به‌خاطر حفظ [[خانواده]]، باید از حقّ شخصی گذشت.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص400.</ref> رعایت حقوق خانواده لازمه تقواست.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص239.</ref> مرد، مدیر خانه است. حقّ مدیریّت مرد، به‌خاطر ساختار جسمی و روحی اوست. نشانه شایستگی زن اطاعت و [[تواضع]] او نسبت به شوهر است. این اطاعت، مشروط به تأمین زندگی او از سوی مرد است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص284-283.</ref>
از منظر تفسیر نور؛ خانواده مستقل از افراد دارای حق است. حق خانواده بیش از حق شخصی زن یا مرد بوده و به‌خاطر حفظ [[خانواده]]، باید از حقّ شخصی گذشت.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص400.</ref> رعایت حقوق خانواده لازمه تقواست.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص239.</ref> مرد، مدیر خانه است. حقّ مدیریّت مرد، به‌خاطر ساختار جسمی و روحی اوست. نشانه شایستگی زن اطاعت و [[تواضع]] او نسبت به شوهر است. این اطاعت، مشروط به تأمین زندگی او از سوی مرد است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص284-283.</ref>
[[مهریه]]، نرخ زن نیست، بلکه نشانه [[صداقت]] مرد در علاقه به همسرش است، نه ابزار تجارت.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص 243.</ref> گرچه دریافتی [[ارث زن]] نصف مرد است، ولی بهره‌گیری‌اش دو برابر مرد است، چون سهم زن برای خودش ذخیره شده و سهم مرد هزینه زندگی مشترک می‌شود.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص 250.</ref> زن با تدبیر می‌تواند شوهر طغیان‌گر خود را مطیع سازد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏9، ص26.</ref> احترام به شئون اجتماعی [[بانو]]، لازم است. هدیه‌ای که [[شوهر]] به همسر می‌دهد، از [[حقوق زن]] است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص376.</ref>
[[مهریه]]، نرخ زن نیست، بلکه نشانه [[صداقت]] مرد در علاقه به همسرش است، نه ابزار تجارت.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص 243.</ref> گرچه دریافتی [[ارث زن]] نصف مرد است، ولی بهره‌گیری‌اش دو برابر مرد است، چون سهم زن برای خودش ذخیره شده و سهم مرد هزینه زندگی مشترک می‌شود.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص 250.</ref> زن با تدبیر می‌تواند شوهر طغیان‌گر خود را مطیع سازد.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏9، ص26.</ref> احترام به شئون اجتماعی [[بانو]]، لازم است. هدیه‌ای که [[شوهر]] به همسر می‌دهد، از [[حقوق زن]] است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص376.</ref>
خط ۴۱: خط ۴۱:
برای جلوگیری از فروپاشی خانواده باید در ابتدا محکمه صلح خانوادگی ایجاد شود.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص285.</ref> هرچند طلاق امر منفور است، اما اسلام با ادامه زندگی به‌صورت تحمیلی موافق نیست.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص364-362.</ref> طلاق گاهی راهگشا است و [[امید]] به [[زندگی]] مجدّد را نوید می‌دهد. تشریعِ طلاق دارای حکمت و تفضل الهی است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص402.</ref>
برای جلوگیری از فروپاشی خانواده باید در ابتدا محکمه صلح خانوادگی ایجاد شود.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص285.</ref> هرچند طلاق امر منفور است، اما اسلام با ادامه زندگی به‌صورت تحمیلی موافق نیست.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏1، ص364-362.</ref> طلاق گاهی راهگشا است و [[امید]] به [[زندگی]] مجدّد را نوید می‌دهد. تشریعِ طلاق دارای حکمت و تفضل الهی است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص402.</ref>


== دلیل تفاوت‌های زن و مرد ==
==دلیل تفاوت‌های زن و مرد==
مفسر تفسیر نور با تفکیک عدالت از تساوی، عدالت را مبتنی بر حق و رعایت استحقاق دانسته و با نفی [[تبعیض جنسیتی]]، تفاوت نسبی زن و مرد در حقوق و تکالیف را منطبق با عدالت و حکمت الهی می‌داند. تأکید جدی بر این امر دارد که تفاوت‌ها دلیل رشد، تحرک، تعاون و پیوستگی جامعه است. آنچه که جامعه را فلج می‌کند؛ تبعیض‌ها و برتری‌های استثمارگرانه است که از حساب برتری‌های طبیعی جدا است. تفاوت‌های زن و مرد از نظر خلقت و طبیعت، از نمونه‌های برتری دادن خداوند در آفرینش است و هر یک از زن و مرد، نسبت به دستاوردهای خود به‌طور مساوی مسئول و مالک هستند. آرزوی یکسان بودن همه چیز و همه کس نابجا است. اعضای یک جامعه مانند اعضای بدن و ماشین از نظر جنس، شکل و کارایی متفاوت هستند و این تفاوت‌ها مبتنی بر [[عدالت الهی]] و تدبیر حکیمانه خداوند است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص 280-278.</ref>
مفسر تفسیر نور با تفکیک عدالت از تساوی، عدالت را مبتنی بر حق و رعایت استحقاق دانسته و با نفی [[تبعیض جنسیتی]]، تفاوت نسبی زن و مرد در حقوق و تکالیف را منطبق با عدالت و حکمت الهی می‌داند. تأکید جدی بر این امر دارد که تفاوت‌ها دلیل رشد، تحرک، تعاون و پیوستگی جامعه است. آنچه که جامعه را فلج می‌کند؛ تبعیض‌ها و برتری‌های استثمارگرانه است که از حساب برتری‌های طبیعی جدا است. تفاوت‌های زن و مرد از نظر خلقت و طبیعت، از نمونه‌های برتری دادن خداوند در آفرینش است و هر یک از زن و مرد، نسبت به دستاوردهای خود به‌طور مساوی مسئول و مالک هستند. آرزوی یکسان بودن همه چیز و همه کس نابجا است. اعضای یک جامعه مانند اعضای بدن و ماشین از نظر جنس، شکل و کارایی متفاوت هستند و این تفاوت‌ها مبتنی بر [[عدالت الهی]] و تدبیر حکیمانه خداوند است.<ref>قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج‏2، ص 280-278.</ref>


== پانویس ==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


== منابع ==
==منابع==
* قرآن
*قرآن
* تفسیر نور، پایگاه تخصصی قرآن کریم، تاریخ بازدید: ۲۰ مهر ۱۴۰۳ش.
*تفسیر نور، پایگاه تخصصی قرآن کریم، تاریخ بازدید: ۲۰ مهر ۱۴۰۳ش.
* عیسی‌زاده، ولی‌الله، «تفسیر نور تفسیری مناسب برای عامه مردم است»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج: ۲۹ تیر ۱۳۹۳ش.
*عیسی‌زاده، ولی‌الله، «تفسیر نور تفسیری مناسب برای عامه مردم است»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج: ۲۹ تیر ۱۳۹۳ش.
* قرائتی، محسن، «زندگینامه حجت الاسلام و المسلمین قرائتی»، وب‌سایت مرکز فرهنگی درس‌های از قرآن، تاریخ بازدید: ۲۰ مهر ۱۴۰۳ش.
*قرائتی، محسن، «زندگینامه حجت الاسلام و المسلمین قرائتی»، وب‌سایت مرکز فرهنگی درس‌های از قرآن، تاریخ بازدید: ۲۰ مهر ۱۴۰۳ش.
* قرائتی، محسن، ‏ تفسیر نور، تهران، ‏ مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ‏۱۳۸۳ش.
*قرائتی، محسن، ‏ تفسیر نور، تهران، ‏ مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ‏۱۳۸۳ش.