بازنویسی هندسه بحث |
|||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''{{درشت|جنسیت در تفسیر نمونه}}'''؛ شباهتها و تفاوتهای زن و مرد در تفسیر نمونه. | |||
شباهتها و تفاوتهای زن و مرد در تفسیر نمونه. | |||
در [[تفسیر نمونه]]، زن و مرد در [[حیثیت انسانی]]، [[کرامت]] و امکان رسیدن به [[کمالات معنوی]] کاملاً برابر و یکسان دانسته میشوند. هر دو جنس از حقوق فردی و اجتماعی برخوردارند و درهای سعادت و پیشرفت علمی به روی هر دو باز است. با این حال، این تفسیر بر وجود تفاوتهای طبیعی و تکوینی [[زن]] و [[مرد]] در ابعاد جسمی، روانی و نقشهای اجتماعی تأکید دارد و معتقد است این تفاوتها که برگرفته از حکمت الهی است، مبنای تفاوت در برخی حقوق و تکالیف است تا تعادل میان حق و وظیفه برقرار شود. بر این اساس، نقش محوری زن در [[خانواده]] به عنوان کانون عاطفه و تربیت، و نقش مرد در تأمین [[معیشت]] و مدیریتهای کلان اجتماعی، ناشی از تناسب طبیعی و در راستای تحقق [[عدالت]] است. تفسیر نمونه با نقد نگاه یکسانانگارانه به زن و مرد، بر لزوم حفظ حریمهای اخلاقی و خانوادگی تأکید کرده و [[حضور اجتماعی زن]] را در چارچوب [[عفت]] و مطابق با شأن تکوینی او میپذیرد. در نهایت، هدف این نگاه، تأمین تعادل و آرامش در خانواده و [[جامعه]] از طریق تقسیم وظایف متناسب با [[فطرت]] هر [[جنس]] است. | |||
در تفسیر | |||
==مبنای نظری== | ==مبنای نظری تفسیر نمونه دربارهٔ جنسیت== | ||
از منظر تفسیر نمونه؛ زنان و مردان در ابعاد مختلف زیستی متفاوت هستند. بر همین مبنا؛ دیدگاه | از منظر تفسیر نمونه؛ زنان و مردان در ابعاد مختلف زیستی متفاوت هستند. بر همین مبنا؛ دیدگاه یکسانانگاری زن و مرد نهتنها مخالف با [[طبیعت]] دانسته شده بلکه با استناد به مطالعات علمی، برابری آنها غیرقابل تطبیق تلقی میشود؛ چون برخی وظایف مانند [[مدیریت سیاسی]] و نظامی اساساً [[مردانه]] هستند و در جهان غرب با وجود اصرار بر [[برابری جنسیتی|مساوات جنسیتی]]، متصدی چنین نقشهایی مردان هستند. تفاوتهای طبیعی، تدبیر الهی است که در متن حیات مردانه و زنانه جاری است.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص158.</ref> | ||
اقتضای خلقت متفاوت و [[عدالت اجتماعی]] این است که هرکدام از زن و مرد عهدهدار وظایفی شوند که قانون خلقت برای آنها تعیین کرده و با ساختمان [[جسم]] و جانشان هماهنگ است. آیه ۲۲۸ سوره بقره چنین تفسیر میشود که زنان و مردان باید متناسب با وظایفی که دارند از امتیازات حقوقی برخوردار باشند تا تعادل میان [[حق]] و [[تکلیف]] ایجاد شده و بستر رشد و تعالی زن و مرد بر مبنای اصل [[عدالت جنسیتی]] تمهید شود<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص159.</ref> و معنای عدالت چیزی نیست جز اینکه هر کس به وظیفه خود بپردازد تا از مواهب و مزایای وجودی خویش بهرهمند شود.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص165-164.</ref> | |||
==ظلم تاریخی به زنان== | ==ظلم تاریخی به زنان== | ||
تفسیر نمونه؛ حقوق زن در دوران قبل و بعد از اسلام را مقایسه | تفسیر نمونه؛ [[حقوق زن]] در دوران قبل و بعد از [[اسلام]] را مقایسه کرده، معتقد است، زن از آغاز [[تاریخ]]، در بعضی از جوامع طفیلی مرد و محروم از حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بود و این وضع در پارهای از کشورها تا قرون اخیر نیز ادامه داشت و حتی در قانون مدنی فرانسه نیز دیده میشود. مردان [[عصر جاهلیت]]، زنان را ملک خود تلقی میکردند و جهت [[ارتزاق]] خود زن را کرایه میدادند،<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص162-160.</ref> در مواردی پس از [[مرگ]] شوهر، زن زنده بهگور شده، یا برای همیشه از [[ازدواج مجدد]] محروم میشدند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص193.</ref> در برخی از نظامهای اعتقادی، زن منشأ [[گناه]]، موجود نفرین شده و فاقد روح انسانی تلقی میشد.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص224.</ref> | ||
==شباهتهای زن و مرد== | |||
از منظر تفسیر نمونه؛ زن و مرد از | اسلام بر تمام این ستمها پایان داد زن را مانند مرد برخوردار از روح کامل انسانی، اراده آزاد دانسته و او را در مسیر تکامل که [[هدف خلقت]] است میبیند، لذا برنامههای تربیتی، [[اخلاق|اخلاقی]] و علمی را برای زن و مرد لازم میداند. اسلام زن را رکن اساسی [[جامعه]] دانسته و هرگز اجازه نمیدهد که با او معامله یک موجود فاقد اراده و نیازمند به قیم شود.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص163-162.</ref> | ||
==تفاوتهای طبیعی زن و مرد== | |||
از منظر تفسیر نمونه؛ زنان و مردان از نظر | ==شباهتهای زن و مرد از منظر تفسیر نمونه== | ||
از منظر تفسیر نمونه؛ زن و مرد از یک جنس هستند<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص224.</ref> و هیچگونه تفاوتی از نظر انسانی و مقامات معنوی میان آنها وجود ندارد.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج17، ص313.</ref> درهای [[سعادت]] بهطور یکسان بهروی هر دو باز است.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص224.</ref> زن مانند مرد از حقوق فردی، اجتماعی و انسانی برخوردار بوده و هردو میتوانند در پرتوی [[ایمان]] و [[عمل صالح]] دارای [[حیات طیبه]]<ref>سوره نحل، آیه 97.</ref> و [[بهشت|بهشتی]] شوند.<ref>سوره غافر، آیه 40.</ref> | |||
اسلام زن را مانند مرد مستقل دانسته<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص162.</ref> و هر دو [[جنس]] را در کسب کمالات انسانی از شرایط یکسان برخوردار میداند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص223.</ref> مردان و زنان هر کدام متناسب با تلاشهای خود موقعیتهای اجتماعی و مقامات معنوی را کسب میکنند.<ref>سوره نساء، آیه 32.</ref> | |||
زنان مانند مردان میتوانند به درجات عالی علمی برسند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج17، ص314.</ref> انواع ارتباطات مالی برای زن بلامانع بوده<ref>سوره نساء، آیه 32.</ref> و هر دو به مجازات واحدی محکوم میشوند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص163.</ref> تفاوتهای جسمی، روانی و پارهای از تفاوتها در مسئولیتهای اجتماعی هرگز به ارزش انسانی زن لطمه نمیزند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص224.</ref> | |||
==تفاوتهای طبیعی زن و مرد در تفسیر نمونه== | |||
از منظر تفسیر نمونه؛ زنان و مردان از نظر روحی و جسمی تفاوتهای زیادی دارند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص164.</ref> تفاوتهای طبیعی زن و مرد پایه [[نظام اجتماعی]] است.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص363.</ref> زن پایگاه پیدایش انسان و رشد نونهالان است. همانگونه که جسم زنانه متناسب با حمل آفریده شده است از نظر روحی نیز سهم بیشتری از عواطف و احساسات را دارد.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص164.</ref> | |||
مرد متناسب با استعداد خاص بدنی نفوذ بیشتری در جامعه داشته و درآمد بیشتر در دست مردان است. مردان برای انتخاب همسر مجدد امکان بیشتری دارند، ولی زنان [[بیوه]] مخصوصاً با گذشت قسمتی از عمر آنها که [[زیبایی]] بدنیشان کاهش مییابد امکاناتشان برای [[انتخاب همسر]] جدید کمتر میشود.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص264.</ref> | |||
[[قرآن]] تفاوتهای طبیعی را پایه نظام اجتماعی میداند که بر بنیاد [[عدالت]] استوار است.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص363.</ref> تفاوتهای طبیعی، تفاوتهای نسبی در برخی از قوانین حقوقی زن و مرد ایجاد میکند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج17، ص313.</ref> تفاوت حقوقی موجب تفاوت در تکالیف میشود چون تکلیف و حق مستلزم یکدیگر هستند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص160.</ref> | |||
==تفاوتهای فرهنگی زن و مرد== | ==تفاوتهای فرهنگی زن و مرد== | ||
از منظر تفسیر نمونه، تفاوتهای طبیعی زن و مرد موجب تفاوتهای نسبی در قواعد رفتاری آنها میشوند؛ عده طلاق برای زن تشریع شده تا ضمن ایجاد فرصت برای ترمیم آسیبدیدگی خانواده از طهارت نسلی اطمینان حاصل شود. <ref>مکارمشیرازی، | از منظر تفسیر نمونه، تفاوتهای طبیعی زن و مرد موجب تفاوتهای نسبی در قواعد رفتاری آنها میشوند؛ [[عده طلاق]] برای زن تشریع شده تا ضمن ایجاد فرصت برای ترمیم آسیبدیدگی خانواده از [[طهارت نسلی]] اطمینان حاصل شود.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص162-159.</ref> زنان از نظر مقامات معنوی، [[علم]] و [[تقوا]]، میتوانند از بسیاری از مردان پیشرفتهتر باشند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص158-157.</ref> | ||
==تفاوتهای | |||
تفسیر نمونه، تفاوتهای اجتماعی زنان و مردان را نیز ناشی از تفاوتهای طبیعی دانسته و پرداختن هرکس به وظایفی متناسب با جنسیتاش را اقتضای | رسالت اصلی زن [[فرزندپروری|پرورش فرزندان]] است که بتوانند [[جامعه]] را اداره کنند. اولویت یافتن [[اشتغال زنان]]، شخصیت و عواطف انسانی [[کودک|کودکان]] را دچار اختلال میکند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج14، ص448.</ref> قرآن هرچند حفظ [[عفت]] و [[حیا]] را برای زنان و مردان لازم میداند، اما نسبت به زنان تأکید بیشتر داشته<ref>سوره نور، آیه 31-30.</ref> و دستور میدهد که زنان نباید زینتهای پنهانی خود را آشکار سازند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج14، ص439.</ref> | ||
==تفاوت نقشهای خانوادگی زن و مرد== | |||
در تفسیر نمونه، | [[بدحجابی]] و [[برهنگی زنان]]، مردان را در حالت تحریک دائمی قرار میدهد؛ تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجانهای بیمارگونه عصبی در آنها میشود. [[برهنگی]]، زنان را [[کالای جنسی]] ساخته و [[خانواده]]ها را به سرعت متلاشی میکند؛ [[فرزند نامشروع]] افزایش یافته و جامعه را به تباهی میکشاند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج14، ص445-443.</ref> | ||
==دلیل تفاوتهای زن و مرد== | |||
در تفسیر نمونه، تفاوتهای زن و مرد با ارجاع به تفاوتهای طبیعی و ساختار جامعه تحلیل و توجیه میشوند. برخی از تفاوتهای | بر مبنای رسالتهای متفاوت زنان و مردان در بالندگی جامعه است که قرآن دستور میدهد، زنان و مردان باید به وظایف محوله خود عمل کرده و هرگز آرزوی داشتن موقعیت جنس مخالفشان را نداشته باشند.<ref>سوره نساء، آیه 32.</ref> | ||
==تفاوتهای اجتماعی زن و مرد== | |||
تفسیر نمونه، تفاوتهای اجتماعی زنان و مردان را نیز ناشی از تفاوتهای طبیعی دانسته و پرداختن هرکس به وظایفی متناسب با جنسیتاش را اقتضای حکمت الهی میداند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص159-158.</ref> جنس زن [[احساس|احساسات]] متفاوتی با مرد داشته و برای انجام وظایفی نسبتاً عاطفی آفریده شده است، نقش محوری زن متناسب با نظام آفرینش، وظیفه حساس و عاطفی مادری است، در مقابل؛ مرد متناسبت با توانمندی جسمی و فکری خود عهدهدار ظایف اجتماعی خشن و مبتنی بر دقت فکری است. چنین [[تقسیم کار اجتماعی]] مقتضای [[عدالت]] بوده و باید وظایف اجتماعی که نیاز بیشتری به اندیشه و تحمل دارد بر عهده مردان و وظایفی که عواطف بیشتری را میطلبد بر عهده زنان گذاشته شوند؛ لذا؛ اسلام وظایف خشن را بر عهده مرد و معاونت آن بر عهده زن گذاشته است، زنان حق دارند عهدهدار وظایفی در جامعه شوند که با ساختمان جسم و جان آنها سازگار است.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص158-157.</ref> | |||
وظیفه قضاوت از وظایف مردانه است و مردان در احراز مدیریت سیاسی، نظامی و سرپرستی مقدم بر زن بوده و زنان در مقام معاونت آنها دارای نقش هستند. مؤید چنین الگویی، تجربه زیسته بشری است و شکست جریان یکسانسازی موقعیتهای زنانه و مردانه در [[فرهنگ غرب]]، حاکی از طبیعی بودن این الگو است.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص165-164.</ref> البته زنان در دیگر موقعیتهای اجتماعی که ربطی به تفاوتهای جنسیتی نداشته و امور اکتسابی بهشمار میآیند، مانند مردان هستند و متناسب با سعی و توانمندیهای خود از امتیازات آن موقعیتها برخوردار خواهند شد.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج11، ص392.</ref> | |||
==تفاوت نقشهای خانوادگی زن و مرد== | |||
در تفسیر نمونه، [[ازدواج]] با استناد به آیه ۲۱ سوره روم، تمنای وجودی زن و مرد بهشمار میآید، محصول آن آرامش در پرتوی مودت و رحمت است<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج16، ص393.</ref> که در چارچوب معاشرت نیکو هنجارمند شده<ref>سوره نساء، آیه 19.</ref> و نقشهای زن و شوهر با این تعبیر که هرکدامی از آنها بهمثابه لباس برای یکدیگر هستند، شاخصسازی میشوند.<ref>سوره بقره، آیه 187.</ref> چنین تعبیری حاکی از این استکه زن و شوهر باید [[زینت]]، ساتر عیوب، وسیله [[آرامش]] و حفظ کنندهٔ همدیگر باشند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج1، ص650.</ref> منتها بهدلیل تفاوتهای طبیعی زن و مرد این وظایف یکسان در قالب قواعدی نسبتاً متفاوت قاعدهمند میشوند؛ مرد بهدلیل توانمندیهای جسمی و فکری، در موقعیت سرپرستی قرارگرفته، مسئول تأمین [[معیشت خانواده]] میشود و زن بهعنوان کانون عاطفه، به [[تدبیر منزل]] میپردازد.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص370.</ref> | |||
حفظ عفت از مهمترین احکام است که در محیط خانواده باید رعایت شود.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج14، ص544.</ref> شرط چند همسری برای مرد رعایت عدالت است<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج4، ص153.</ref> و قرآن برای حل [[اختلافات خانوادگی]]، ضمن سفارش به [[مدارا]] و [[گذشت]]<ref>سوره نساء، آیه 128.</ref> بر محکمه صلح خانوادگی تأکید میکند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص375.</ref> | |||
==دلیل تفاوتهای زن و مرد از منظر تفسیر نمونه== | |||
در تفسیر نمونه، تفاوتهای زن و مرد با ارجاع به تفاوتهای طبیعی و ساختار جامعه تحلیل و توجیه میشوند. برخی از تفاوتهای جسمی، روحی و اجتماعی زنان و مردان پیامدهای اختلافات طبقاتی، مظالم اجتماعی یا سهلانگاریهای فردی دانسته میشوند که هیچ ارتباطی به دستگاه آفرینش ندارند، مانند [[زیبایی]]، تنومندی و مستعد بودن بسیاری از فرزندان ثروتمندان نسبت به فرزندان فقرا که نتیجه نوع تغذیه متفاوت آنها هستند یا افرادی که بر اثر تنبلی نیروهای جسمی و روحی خود را از دست میدهند. چنین تفاوتهای ساختگی است که با تدبیر و تعمیم [[عدالت اجتماعی]] مرتفع میشوند. برخی از تفاوتها، مانند تفاوتهای طبیعی زن و مرد از لازمه آفرینش انسان است.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص366.</ref> | |||
زن و مرد مکمل همدیگر، مایه شکوفایی، نشاط و پرورش یکدیگر بوده و به تنهایی ناقص هستند، لذا میان این دو جنس جاذبه نیرومندی وجود دارد.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج16، ص391.</ref> چنین تفاوتهایی مقتضای [[حکمت الهی]] است و عدالت لازمه حکمت بوده و هرکس باید دارای موقعیت متناسبت با خود باشد.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص366.</ref> تفسیر نمونه، تفاوتهای نسبی در نظام حقوقی زن و مرد را نیز مستند به تفاوتهای طبیعی کرده و امور مالی متفاوت از قبیل تفاوت در [[ارث]]، [[دیه]] و [[نفقه]] را متناسب با نقشهای متفاوت زنان و مردان در جامعه و نهاد [[خانواده]] میداند.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص290.</ref> | |||
==جنسیت و تعادل جمعیتی== | ==جنسیت و تعادل جمعیتی== | ||
تفسیر نمونه، آیه | تفسیر نمونه، آیه ۳۹ سوره قیامت را اشاره به چگونگی تنوع و تعادل جمعیتی جوامع از نظر [[جنسیت]] دانسته و معتقد است؛ هرچند برخی مواد غذایی در جنسیت جنین مؤثر هستند، اما عامل تعیینکننده نیست. همچنین بر مبنای تجربه زیست بشری، هرچند در اکثر جوامع تعداد زنان کمی بیشتر و به ندرت در بعضی جوامع تعداد مردان کمی زیادتر از زنان است، اما در طول تاریخ و در میان تمام جوامع یک تعادل نسبی میان [[جمعیت]] این دو جنس وجود داشته است. تعادل جنسیتی جامعه را عامل بقا و تعادل در نظم جامعه دانسته و بههم خوردن آن را موجب فسادهای گسترده و فروپاشی نظم اجتماعی میداند و از همین منظر سعی دارد تا تدبیر حکیمانه [[حیات اجتماعی]] جوامع انسانی را بیشتر قابل فهم سازد.<ref>مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج25، ص322.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
*قرآن | *قرآن | ||
*مکارم | *مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش. | ||