Shiri (بحث | مشارکت‌ها)
Shiri (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۲۳: خط ۲۳:


== امواج فمینیسم==
== امواج فمینیسم==
الف) موج اول [[فمینیسم]]:
فمينيسم در يك بررسى تاريخى به سه موج تقسيم مىشـود: مـوج اول (1920-1848)، موج دوم (1980-1960) و موج سوم (1980 به بعد).<ref>[https://jiss.isca.ac.ir/article_65944_6ba5e9dcf1283a18243217af8b14b939.pdf حاجی‌ده آبادی و زارع، «تبيين و بررسى معرفتشناسى فمينيستى »، 1397ش]</ref>
بیشترین خواسته های موج اول شامل باور داشتن پیشاهنگی اهمیت [[زنان]]، جنبش سیاسی گسترده، دستیابی [[زنان]] به کارآموزی، آموزش و کار، بهبود وضعیت متأهل در قوانین، حق برابر با [[مردان]] برای [[طلاق]] و متارکه قانونی، حق رأی برای [[زنان]] و مسایل ویژگی [[جنس و جنسیت|جنسی]] و... . می باشد. <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 60</ref>
* '''موج اول فمینیسم''':
موج اول فمينيسم كه معروف به «جنبش حق رأی» است، بستر ارائه مباحث حقوقى زنـان را در كشـورهای غربـى پـس از انقلاب فرانسه فراهم كرد. جنبش زنان در اين مرحلـه در پـى كسـب اصـلاحات حقـوقى و فرصـت‌های برابـرقـانونى بـود. ازجملـه دسـتاوردهای ايـن مـوج، تثبيـت مالكيـت زنـان، فرصت‌های كموبيش برابر برای آموزش زنان و تجربه كار تشكيلاتى است.<ref>مشیرزاده، از جنبش تا نظریه، 1381ش، ص 124</ref> <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 60</ref>
* '''موج دوم فمینیسم''':
این موج بر اهمیت دیدگاه‌های [[زنان]] تأکید می‌کند. طرفداران این موج، به بازسازی و انقلاب مفاهیم( نه اصلاح مفاهیم)معتقدند و نظریه‌های موجود را [[جنس|جنس‌گرا]] و غیر قابل اصلاح می دانند. پژوهش‌های این جنبش، فرض‌ها و تعمیم‌های حاصل از پژوهش‌های [[مردان|مردانه]] را انکار می‌کنند و به مبارزه با جهانبینی مردسالاری که فرودستی [[زنان]] را طبیعی می‌دانند، می‌پردازند. دستاوردهای مهم این دوره عبارت اند از:
#مبارزه برای جدایی روابط [[جنس و جنسیت|جنسی]] از تولید مثل در کشورهای غربی؛
#ظهور جنبش آزادی زنان در تمام امور؛
#کاهش [[ازدواج]] و زاد و ولد و افزایش آمار [[طلاق]] و تضعیف نظام [[خانواده]]؛
# ایجاد مؤسسات فراوان فرهنگی و مطبوعاتی [[زنان]]؛
#به دست آوردن قدرت‌هایی در زمینه اقتصادی  و سیاسی، <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 61</ref>
ج) '''موج سوم فمینیسم''':
 
تحولاتى كه از نيمه دهۀ 1970م به بعد در غرب زمينه ظهور موج سوم فمينيسم را فراهم كرد كه از مهمترين آنها تحولات نظام سـرمايه‌داری و  مطـرح‌شـدن نظريـه پسـت‌مـدرن است. تأكيد برتفاوت‌ها و نقد شاخه‌های مختلف علوم، از مشخصه‌های موج سوم است.<ref>[https://jiss.isca.ac.ir/article_65944_6ba5e9dcf1283a18243217af8b14b939.pdf حاجی‌ده آبادی و زارع، «تبيين و بررسى معرفتشناسى فمينيستى »، 1397ش]</ref> نتیجه ناپسند زیاده روی در حرکت‌های [[زن]] مدارانه، موج دوم، افزایش خشونت روزافزون در [[خانواده]] و محیط کار و ناامنی [[جنس و جنسیت|جنسی]]نیز از عوامل دیگر پیدایش موج سوم فمنیسم در جهان غرب بود. <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 61</ref>


ب) موج دوم [[فمینیسم]]:
این موج بر اهمیت دیدگاه‌های [[زنان]] تأکید می‌کند. طرفداران این موج، به بازسازی و انقلاب مفاهیم( نه اصلاح مفاهیم)معتقدند و نظریه های موجود را [[جنس|جنس‌گرا]] و غیر قابل اصلاح می دانند. پژوهش‌های این جنبش، فرض‌ها و تعمیم‌های حاصل از پژوهش‌های [[مردان|مردانه]] را انکار می‌کنند و به مبارزه با جهانبینی [[مردسالاری]] که فرودستی [[زنان]] را طبیعی می‌دانند، می‌پردازند. دستاوردهای مهم این دوره عبارت اند از:
*مبارزه برای جدایی روابط [[جنس و جنسیت|جنسی]] از تولید مثل در کشورهای غربی؛
* ظهور جنبش [[آزادی زنان]] در تمام امور؛
* کاهش [[ازدواج]] و زاد و ولد و افزایش آمار [[طلاق]] و تضعیف نظام [[خانواده]]؛
* ایجاد مؤسسات فراوان فرهنگی و مطبوعاتی [[زنان]]؛
* به دست آوردن قدرت‌هایی در زمینه اقتصادی  و سیاسی، <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 61</ref>
ج) موج سوم فمینیسم:
از اوایل دهه نود، جهان غرب به نقشهای سنتی [[خانواده]]، رویکردی جدید داشته و از حرکتهای تند [[فمینیسم|فمینیستی]] موج دوم کاسته شد؛ زیرا نتیجه ناپسند زیاده روی در حرکت‌های [[زن]] مدارانه، بیش از همه دامان [[زن]] را گرفت و خشونت روزافزون در [[خانواده]] و محیط کار و ناامنی [[جنس و جنسیت|جنسی]]، از این نتایج بود.  <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 61</ref>
==گرایش‌های [[فمینیسم|فمینیستی]]==
==گرایش‌های [[فمینیسم|فمینیستی]]==