| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
# اومانیسم و انسانمداری: این واژه به اصالت بشر یا انسان گرایی تعریف میشود.تمام نحلههای فمنیسم انسان سرلوحهی امور و در راس قرار دارد.اومانیسم هیچ مرجع اقتداری را برای جهان به رسمیت نمیشناسد. و معتقد است که هیچ مرجعیتی برای تفسیر عالم و نظم بخشی به آن، جز انسان وجود ندارد. و حاکمیت سرنوشت در اختیار انسان است.اومانیسم تمام پیوندهای پیش ساخته از حیان بشری را نفی میکند.نوه پیوندهای اجتماعی و غایات حیات انسانی، توسط انسان تفسیر و تعیین میشود.<ref>رودگر، تاریخچه، نظریات، گرایشها و نقد فمنیسم، 1394، ص191-193</ref> | # اومانیسم و انسانمداری: این واژه به اصالت بشر یا انسان گرایی تعریف میشود.تمام نحلههای فمنیسم انسان سرلوحهی امور و در راس قرار دارد.اومانیسم هیچ مرجع اقتداری را برای جهان به رسمیت نمیشناسد. و معتقد است که هیچ مرجعیتی برای تفسیر عالم و نظم بخشی به آن، جز انسان وجود ندارد. و حاکمیت سرنوشت در اختیار انسان است.اومانیسم تمام پیوندهای پیش ساخته از حیان بشری را نفی میکند.نوه پیوندهای اجتماعی و غایات حیات انسانی، توسط انسان تفسیر و تعیین میشود.<ref>رودگر، تاریخچه، نظریات، گرایشها و نقد فمنیسم، 1394، ص191-193</ref> | ||
#سکولاریسم: در یک تبیین اجمالی به بيتفاوتي در برابر دين يا نفي مذهب و آموزههاي ديني يا خارج کردن عرصههاي مختلف علوم از آموزههاي ديني و ملاحظات مذهبي تعریف شدهاست.بر اساس ایت تعریف حقوق زنان باید بر اساس بعد مادي و نيازهاي ملموس و محسوس بشري باشد.<ref>کدخدایی، «مبانی مقايسهي ارزشی نظام حقوق زن در اسلام و فمينيسم»، 1391، ص60 </ref> | #سکولاریسم: در یک تبیین اجمالی به بيتفاوتي در برابر دين يا نفي مذهب و آموزههاي ديني يا خارج کردن عرصههاي مختلف علوم از آموزههاي ديني و ملاحظات مذهبي تعریف شدهاست.بر اساس ایت تعریف حقوق زنان باید بر اساس بعد مادي و نيازهاي ملموس و محسوس بشري باشد.<ref>کدخدایی، «مبانی مقايسهي ارزشی نظام حقوق زن در اسلام و فمينيسم»، 1391، ص60 </ref> | ||
# نفی ظلم و تبعیض علیه زنان | # نفی ظلم و تبعیض علیه زنان:تمام گرایشهای فمینیسم هدف و دال مرکزی خود را تلاش در جهت رفع ظلم و تبعیض درباره زنان قرار دادهاند. | ||
# لزوم تغییر نظام [[خانواده]] <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 70</ref> | # لزوم تغییر نظام [[خانواده]] <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 70</ref> | ||