| خط ۱۲۰: | خط ۱۲۰: | ||
=== کمتوجهی به شان و توانمندی دولت در تمهید امنیت === | === کمتوجهی به شان و توانمندی دولت در تمهید امنیت === | ||
[[ایمانوئل کاستلز]] در آسیبشناسی حرکتهای فمینیستی، به فعالان حقوق زنان توصیه میکند که بدون دولت علیه مردان اقدام نکنند چون دولتها هر چند یگانه بازیگر نیستند، اما همچنان مهمترین بازیگر مناسبات اجتماعی و فراملی هستند. امکانات سختافزاری و نرمافزاری دولت به حدی است که با اندک هزینهای میتواند رفتاری را شکل یا تغییر شکل دهد. مهمترین ضعف نگرش فمینیستی در خصوص دولت و قابلیت آن در تمهید صلح و امنیت این است که اولاً دولت را بنگاهی مردانه میداند گویی دولتها فقط با رأی مردان به قدرت میرسند. ثانیاً فمینیستها برترین جرائم را به دولت نسبت داده و خواستار خلع سلاح دولت میشوند. دولت که بیشتر دل مشغول نظم و ثبات است معمولاً این قبیل مطالبات- از جانب هر کس که مطرح شود- را برنمیتابد. سراسربینی و مطالبات بنیادین فمینیستها، دولت را بدین جمعبندی میرساند که زنان، شریک قابلی نیستند و با انتقادهای مستمر و رادیکال، هستی دولت را در معرض نابودی قرار میدهند. | [[ایمانوئل کاستلز]] در آسیبشناسی حرکتهای فمینیستی، به فعالان [[حقوق زنان]] توصیه میکند که بدون دولت علیه [[مردان]] اقدام نکنند چون دولتها هر چند یگانه بازیگر نیستند، اما همچنان مهمترین بازیگر مناسبات اجتماعی و فراملی هستند. امکانات سختافزاری و نرمافزاری دولت به حدی است که با اندک هزینهای میتواند رفتاری را شکل یا تغییر شکل دهد. مهمترین ضعف نگرش فمینیستی در خصوص دولت و قابلیت آن در تمهید صلح و امنیت این است که اولاً دولت را بنگاهی مردانه میداند گویی دولتها فقط با رأی مردان به قدرت میرسند. ثانیاً فمینیستها برترین جرائم را به دولت نسبت داده و خواستار خلع سلاح دولت میشوند. دولت که بیشتر دل مشغول نظم و ثبات است معمولاً این قبیل مطالبات- از جانب هر کس که مطرح شود- را برنمیتابد. سراسربینی و مطالبات بنیادین فمینیستها، دولت را بدین جمعبندی میرساند که زنان، شریک قابلی نیستند و با انتقادهای مستمر و رادیکال، هستی دولت را در معرض نابودی قرار میدهند. | ||
در کنار مجموعه انتقادات فوق، باید فمینیستها را نسبت به چشمانداز تحرکات آتیشان دعوت به تأمل و احتیاط نمود. ضمن تأیید ارزش بسیاری از دستاوردهای جنبشهای فمینیستی، فعالان حقوق زنان باید در خصوص پدیداری مفاهیم و مناسبات جدیدی چون خانوادههای تک والدی، جداانگاری مناسبات جنسی از روابط خانوادگی، ازدواج سهامی، معاشقه آزاد و اکتفا به همجنس و... هشیار باشند. این عوارض، حیات انسانها، اعم از زن و مرد را از ذوق و عاطفه تهی میکند چون صفا، وفا، عشق و تواضع را قربانی لذت، تنوع، هوس و فزونخواهی میکند. | در کنار مجموعه انتقادات فوق، باید فمینیستها را نسبت به چشمانداز تحرکات آتیشان دعوت به تأمل و احتیاط نمود. ضمن تأیید ارزش بسیاری از دستاوردهای جنبشهای فمینیستی، فعالان [[حقوق زنان]] باید در خصوص پدیداری مفاهیم و مناسبات جدیدی چون خانوادههای تک والدی، جداانگاری مناسبات جنسی از روابط خانوادگی، [[ازدواج]] سهامی، معاشقه آزاد و اکتفا به همجنس و... هشیار باشند. این عوارض، حیات انسانها، اعم از [[زن]] و [[مرد]] را از ذوق و عاطفه تهی میکند چون صفا، وفا، عشق و تواضع را قربانی لذت، تنوع، هوس و فزونخواهی میکند. | ||
با این فرض که اندیشه سیاسی فمینیسم، امری امکانپذیر است، میتوان به روش منتخب و مضمون این نحله فکری انتقاداتی را مطرح نمود: | با این فرض که اندیشه سیاسی فمینیسم، امری امکانپذیر است، میتوان به روش منتخب و مضمون این نحله فکری انتقاداتی را مطرح نمود: | ||
اولاً: روش منتخب فمینیستها ( | اولاً: روش منتخب فمینیستها (پست پوزیتویسم]) بسیار شالوده شکن و ساختار ستیز است. در این روش، [[پوزیتویسم]] به عنوان مطرود به دور افکنده میشود، اما به نظر میرسد همه [[پوزیتویسم]] و [[استدلال استقرایی]] باطل نیست و همچنان میتواند برای گروهها و جوامعی سودمند افتد. [[پوزیتویسم]] با اصالت دادن به مشاهده و عینیت از بسیاری باورهای موهوم و خرافات اعتبارزدایی میکند و این، رهاورد کمی نیست. اما فمینیسم با فرو کاستن [[پوزیتویسم]] به روش شناخت مردانه، خود را از وجوه مثبت و گرهگشای [[پوزیتویسم]] محروم میسازد. | ||
ثانیا:ً علاوه بر بحث روش، استدلالهای محتوایی فمینیسم خالی از اشکال و تعارض نیستند؛ در خصوص خاستگاه نهاد دولت، فمینیستها معتقدند که حاکمیت مناسبات جنسیتی بر دولت باعث جفای بر زنان | ثانیا:ً علاوه بر بحث روش، استدلالهای محتوایی فمینیسم خالی از اشکال و تعارض نیستند؛ در خصوص خاستگاه نهاد دولت، فمینیستها معتقدند که حاکمیت مناسبات جنسیتی بر دولت باعث جفای بر [[زنان]] شدهاست. سوال این است که آیا میتوان همه برخورداریهای مردان و محرومیتهای [[زنان]] را بر اساس اصل [[جنسیت]] توضیح داد؟ در بخش اعظم تاریخ که بشر تحت سلطه استبداد بوده آیا حکام مستبد، [[مردان]] را به خاطر مذکر بودنشان مورد رحمت قرار میدادند؟ آیا آن مستبدان، [[زنان]] را به خاطر مؤنث بودن از حقوق خود محروم میکردند؟ این هراس وجود دارد که فمینیستها با برجسته ساختن [[جنسیت]] از بنیانهای کلیدیتر ستم غافل بمانند. | ||
ثالثاً: اگر ستم تاریخی بر زنان ناشی از تسلط مردان بر مصادر قدرت بوده، اصولاً با گذشت زمان، که قاعدة اجتماع، سهم و نقش بیشتری در قدرت سیاسی یافته، میبایست از میزان سلطه اعمال شده بر زنان کاسته میشد، در حالی که فمینیستهای متأخر معتقدند که شکل سلطه مردان بر زنان تشدید شده است. به نظر میرسد سیاه و سفید دیدن مسائل گرهی از مشکلات موجود بشر و معضل مضاعف زنان نمیگشاید. | ثالثاً: اگر ستم تاریخی بر [[زنان]] ناشی از تسلط [[مردان]] بر مصادر قدرت بوده، اصولاً با گذشت زمان، که قاعدة اجتماع، سهم و نقش بیشتری در قدرت سیاسی یافته، میبایست از میزان سلطه اعمال شده بر [[زنان]] کاسته میشد، در حالی که فمینیستهای متأخر معتقدند که شکل سلطه [[مردان]] بر [[زنان]] تشدید شده است. به نظر میرسد سیاه و سفید دیدن مسائل گرهی از مشکلات موجود بشر و معضل مضاعف [[زنان]] نمیگشاید. | ||
نمیتوان بدون تحقیق جامع، مردان را موجوداتی نامید که از ستم بر همنوعان (خویشان) خود لذت میبرند و در گشودن گره از کار زنان هیچ اهتمامی نمیکنند. همچنین بدون پژوهش دقیق نمیتوان گفت که در صورت حاکمیت زنان به جای | نمیتوان بدون تحقیق جامع، [[مردان]] را موجوداتی نامید که از ستم بر همنوعان (خویشان) خود لذت میبرند و در گشودن گره از کار [[زنان]] هیچ اهتمامی نمیکنند. همچنین بدون پژوهش دقیق نمیتوان گفت که در صورت حاکمیت [[زنان]] به جای [[مردان]]، خون کمتری ریخته میشد و وضع بشر بهتر میگشت. درسی که از گذشته میتوان آموخت این است که [[زنان]] دارای قابلیتهایی بودهاند که مجالی برای بروز نیافتهاند و بخشی از این وضع، معلول نگاه مردانه به مسائل [[زنان]] است. حال پرسش این است که آیا این نگاه مردانه، مختص مردان بوده است و طبیعت و حتی خود [[زنان]] تاثیری در شکلگیری مناسبات موجود نداشتهاند؟! به نظر میرسد باید دلیل اصلی مناسبات موجود را در عواملی فراتر از [[جنسیت]] دید و [[جنسیت]] را فقط یکی از عوامل مؤثر در دوام و قوام مناسبات موجود برشمرد. ایراد کار فمینیستها این است که حاضر به دخیل دانستن عوامل دیگر (نظیر سنت، عقاید، طبیعت و محیط) نیستند. | ||
== آثار == | == آثار == | ||