Mohsenzadeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Mohsenzadeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۲: خط ۵۲:
=== دیدگاه های لیبرالی استاینم ===
=== دیدگاه های لیبرالی استاینم ===
[[سونیا غفاری]] در مصاحبه‌ای که از این فعال حقوق مدنی ترجمه کرده؛ آورده: «استاینم؛ کتاب‌های مختلفی به چاپ رسانده که یکی‌از‌آن‌ها به‌نام انقلاب از درون، پرفروش‌ترین کتاب سال شد. وقتی از او پرسیدم که اخیراً یکی از دوستانم به من گفت که اطمینان ندارد که آیا یک فمینیست هست یا نه؛ وقت زیادی صرف فکر‌کردن به این‌نکته کردم که چگونه یک زن نمی‌تواند فمینیست باشد و چرا برخی از زنان این‌قدر از اینکه خود را فمینیست بنامند، می‌ترسند؟  
[[سونیا غفاری]] در مصاحبه‌ای که از این فعال حقوق مدنی ترجمه کرده؛ آورده: «استاینم؛ کتاب‌های مختلفی به چاپ رسانده که یکی‌از‌آن‌ها به‌نام انقلاب از درون، پرفروش‌ترین کتاب سال شد. وقتی از او پرسیدم که اخیراً یکی از دوستانم به من گفت که اطمینان ندارد که آیا یک فمینیست هست یا نه؛ وقت زیادی صرف فکر‌کردن به این‌نکته کردم که چگونه یک زن نمی‌تواند فمینیست باشد و چرا برخی از زنان این‌قدر از اینکه خود را فمینیست بنامند، می‌ترسند؟  
او پاسخ داد: فکر می‌کنم دو دلیل وجود دارد؛ یکی اینکه آن‌ها درباره معنای این واژه مطمئن نیستند؛ اما اگر به لغتنامه مراجعه و تعاریف آن‌را نگاه کنند، با این واژه احساس راحتی می‌کنند. دلیل دوم اینکه می‌دانند معنای این واژه چیست و با آن مخالفت می‌کنند. این‌عده یا واقعاً به جایگاه سنتی زنان اعتقاد دارند یا از مجازات معین توسط جامعه می‌هراسند. وقتی شما می‌گویید که درآمد برابر خودتان برای شما مهم است، این یک اصلاح (رفورم) است؛ اما اگر بگویید یک فمینیست هستید، یعنی درباره همه زنان به‌عنوان یک کاست صحبت می‌کنید و این، یک تغییر اساسی‌ست. به‌نظرم، عمده‌ترین مشکل این‌است‌که مردم معنای این واژه را نمی‌دانند و این‌وضعیت به‌علت تلاش راست‌گرایانی نظیرِ ریگان و بوش برای تبدیل فمینیسم، [[لیبرالیسم]] و تبعیض مثبت به واژگانی منفی بوده است». او چنان به ایجاد برابری اهمیت می‌دهد که آن‌را وظیفه‌ای همگانی می‌داند؛ مثلاً در یک مقاله به‌تاریخِ 1 ژوئن 2017 باعنوانِ «چگونه پسرمان را فمینیست بار بیاوریم؟» آمده که اگر قصد داریم جامعه‌ای برابری‌خواه بسازیم؛ جامعه‌ای که در آن همه بتوانند به شکوفایی برسند، باید به پسرها نیز انتخاب‌های بیشتری بدهیم و از «گلوریا استاینم» نقل‌قول کرده: «خوشحالم که داریم دخترانمان را شبیه پسرانمان بار می‌آوریم؛ اما تازمانی‌که پسرانمان را نیز شبیه دخترانمان بار نیاوریم، از این‌کار جوابی نخواهیم گرفت».  
او پاسخ داد: فکر می‌کنم دو دلیل وجود دارد؛ یکی اینکه آن‌ها درباره معنای این واژه مطمئن نیستند؛ اما اگر به لغتنامه مراجعه و تعاریف آن‌را نگاه کنند، با این واژه احساس راحتی می‌کنند. دلیل دوم اینکه می‌دانند معنای این واژه چیست و با آن مخالفت می‌کنند. این‌عده یا واقعاً به جایگاه سنتی زنان اعتقاد دارند یا از مجازات معین توسط جامعه می‌هراسند. وقتی شما می‌گویید که درآمد برابر خودتان برای شما مهم است، این یک اصلاح (رفورم) است؛ اما اگر بگویید یک فمینیست هستید، یعنی درباره همه زنان به‌عنوان یک کاست صحبت می‌کنید و این، یک تغییر اساسی‌ست. به‌نظرم، عمده‌ترین مشکل این‌است‌که مردم معنای این واژه را نمی‌دانند و این‌وضعیت به‌علت تلاش راست‌گرایانی نظیرِ ریگان و بوش برای تبدیل فمینیسم، [[لیبرالیسم]] و تبعیض مثبت به واژگانی منفی بوده است». او چنان به ایجاد برابری اهمیت می‌دهد که آن‌را وظیفه‌ای همگانی می‌داند؛ مثلاً در یک مقاله به‌تاریخِ 1 ژوئن 2017 باعنوانِ «چگونه پسرمان را فمینیست بار بیاوریم؟» آمده که اگر قصد داریم جامعه‌ای برابری‌خواه بسازیم؛ جامعه‌ای که در آن همه بتوانند به شکوفایی برسند، باید به پسرها نیز انتخاب‌های بیشتری بدهیم و از «گلوریا استاینم» نقل‌قول کرده: «خوشحالم که داریم دخترانمان را شبیه پسرانمان بار می‌آوریم؛ اما تازمانی‌که پسرانمان را نیز شبیه دخترانمان بار نیاوریم، از این‌کار جوابی نخواهیم گرفت».  
او می‌گوید: «آنچه برای مردان رخ می‌دهد، نام سیاست و آنچه برای زنان اتفاق می‌افتد، نام فرهنگ می‌گیرد. ما گام بزرگی در‌جهت محکوم‌کردن بیشتر جامعه در‌این‌راستا برداشته‌ایم که زنان می‌توانند همان کارهای مردان را انجام دهند؛ اما گام بعدی این‌است‌که بگوییم مردان نیز می‌توانند کارهای زنان را انجام دهند. تاکنون ما خودمان هم به این‌مسئله معتقد نبودیم».  
او می‌گوید: «آنچه برای مردان رخ می‌دهد، نام سیاست و آنچه برای زنان اتفاق می‌افتد، نام فرهنگ می‌گیرد. ما گام بزرگی در‌جهت محکوم‌کردن بیشتر جامعه در‌این‌راستا برداشته‌ایم که زنان می‌توانند همان کارهای مردان را انجام دهند؛ اما گام بعدی این‌است‌که بگوییم مردان نیز می‌توانند کارهای زنان را انجام دهند. تاکنون ما خودمان هم به این‌مسئله معتقد نبودیم».  
او درپاسخ‌به‌اینکه چگونه یک مرد می‌تواند در جنبش زنان شرکت کند و آیا این تصور غلط است که برای بخشی از جنبش فمینیستی بودن، باید حتماً زن باشید؟ می‌گوید: «اگر شما به تشابه نژادی فکر کنید، قضیه روشن‌تر می‌شود. من و شما سفید هستیم؛ اما می‌توانیم برای برابری نژادی فعالیت کنیم. ما می‌توانیم فعالان خوبی برای جنبش برابری نژادی باشیم. اگر متوجه شویم که ما هم گتوییزه شده‌ایم؛ به‌لحاظ فرهنگی محروم‌شده هستیم و در یک گتوی سفید گیر افتاده‌ایم. آن‌ها در مردانگی خود محصور شده‌اند و ما، در زنانگی خود. اگر مردی برای خودش و شخصیتش بجنگد، بخواهد بیشتر خلاق باشد، احساسات خود را بیان کند، کارهایی را انجام دهد که جامعه از آن مردان نمی‌داند، از فرزندان خودش نگهداری کند و ... همه این‌ها بخشی از جنبش فمینیستی‌ست». او صاحب نشریه جنجالی Ms. است؛ یک مجله فمینیست لیبرال آمریکایی که آن‌را با همراهیِ «دوروتی پیتمن هیوز» راه‌اندازی کرد. این مجله اول‌‌بار سال ۱۹۷۱ به‌عنوان یک مقدمه در مجله «نیویورک» ظاهر و از ژوئیه ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۷، به‌صورت ماهانه ظاهر شد. این‌ مجله حالا به‌صورت سه‌ماهنامه‌ منتشر می‌شود. این نشریه در دهه‌ ۱۹۷۰ محبوبیت زیادی به‌دست آورد؛ اما همیشه نمی‌توانست نگرانی‌های ایدئولوژیک خود را با ملاحظات تجاری سازگار کند.  
او درپاسخ‌به‌اینکه چگونه یک مرد می‌تواند در جنبش زنان شرکت کند و آیا این تصور غلط است که برای بخشی از جنبش فمینیستی بودن، باید حتماً زن باشید؟ می‌گوید: «اگر شما به تشابه نژادی فکر کنید، قضیه روشن‌تر می‌شود. من و شما سفید هستیم؛ اما می‌توانیم برای برابری نژادی فعالیت کنیم. ما می‌توانیم فعالان خوبی برای جنبش برابری نژادی باشیم. اگر متوجه شویم که ما هم گتوییزه شده‌ایم؛ به‌لحاظ فرهنگی محروم‌شده هستیم و در یک گتوی سفید گیر افتاده‌ایم. آن‌ها در مردانگی خود محصور شده‌اند و ما، در زنانگی خود. اگر مردی برای خودش و شخصیتش بجنگد، بخواهد بیشتر خلاق باشد، احساسات خود را بیان کند، کارهایی را انجام دهد که جامعه از آن مردان نمی‌داند، از فرزندان خودش نگهداری کند و ... همه این‌ها بخشی از جنبش فمینیستی‌ست». او صاحب نشریه جنجالی Ms. است؛ یک مجله فمینیست لیبرال آمریکایی که آن‌را با همراهیِ «دوروتی پیتمن هیوز» راه‌اندازی کرد. این مجله اول‌‌بار سال ۱۹۷۱ به‌عنوان یک مقدمه در مجله «نیویورک» ظاهر و از ژوئیه ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۷، به‌صورت ماهانه ظاهر شد. این‌ مجله حالا به‌صورت سه‌ماهنامه‌ منتشر می‌شود. این نشریه در دهه‌ ۱۹۷۰ محبوبیت زیادی به‌دست آورد؛ اما همیشه نمی‌توانست نگرانی‌های ایدئولوژیک خود را با ملاحظات تجاری سازگار کند.  
او درباره این فعالیت می‌گوید: «در Ms Magazine افراد متفاوتی وجود دارند؛ اما به ارزش‌های مشترکی پایبندند. من همیشه برای سخنرانی، ملاقات و سازمان‌دهی به افراد دیگر به‌این‌سو و آن‌سو می‌روم. ما موجوداتی اجتماعی هستیم و نمی‌توانیم به‌تنهایی کار کنیم. ما نیاز داریم چهار، پنج‌، شش یا ...‌نفر را پیدا کرده و با آن‌ها هفته‌ای یک‌بار ملاقات کنیم و آن‌را به‌مانند یک اجتماع کوچک حمایت کنیم. ما نیاز داریم به گزینه‌های جایگزین واقعی فکر کنیم». او درباره نگاهش به آینده می‌گوید: «من خوش‌بینم؛ ولی این‌را هم می‌دانم که هیچ‌چیز خودکار رخ نمی‌دهد. تغییر، بستگی به آنچه من و شما هر‌روز انجام می‌دهیم، دارد». از کتاب‌های مطرح وی باید به «هزاران هندوستان» (۱۹۵۷)، «کتاب ساحل» (۱۹۶۳)، «اعمال متفاوت و شورش روزانه» (۱۹۸۳)، «مارلین: نورما جین» (۱۹۸۸)، «انقلاب از درون» (۱۹۹۲)، «حرکت دور از لغت‌ها» (۱۹۹۳) و «انجام شصت و هفتاد» (۲۰۰۶) اشاره کرد. براساس زندگی او؛ فیلمی تحت‌عنوانِ The Glorias ساخته شد که برپایه کتاب زندگی‌نامه‌اش My Life on the Road و توسط «جولی تیمور» کارگردانی شده. نقش او را دراین‌فیلم «جولیان مور» برعهده دارد و اولین‌بار در فستیوال فیلم «ساندنس» ۲۰۲۰ اکران شد.
او درباره این فعالیت می‌گوید: «در Ms Magazine افراد متفاوتی وجود دارند؛ اما به ارزش‌های مشترکی پایبندند. من همیشه برای سخنرانی، ملاقات و سازمان‌دهی به افراد دیگر به‌این‌سو و آن‌سو می‌روم. ما موجوداتی اجتماعی هستیم و نمی‌توانیم به‌تنهایی کار کنیم. ما نیاز داریم چهار، پنج‌، شش یا ...‌نفر را پیدا کرده و با آن‌ها هفته‌ای یک‌بار ملاقات کنیم و آن‌را به‌مانند یک اجتماع کوچک حمایت کنیم. ما نیاز داریم به گزینه‌های جایگزین واقعی فکر کنیم». او درباره نگاهش به آینده می‌گوید: «من خوش‌بینم؛ ولی این‌را هم می‌دانم که هیچ‌چیز خودکار رخ نمی‌دهد. تغییر، بستگی به آنچه من و شما هر‌روز انجام می‌دهیم، دارد». از کتاب‌های مطرح وی باید به «هزاران هندوستان» (۱۹۵۷)، «کتاب ساحل» (۱۹۶۳)، «اعمال متفاوت و شورش روزانه» (۱۹۸۳)، «مارلین: نورما جین» (۱۹۸۸)، «انقلاب از درون» (۱۹۹۲)، «حرکت دور از لغت‌ها» (۱۹۹۳) و «انجام شصت و هفتاد» (۲۰۰۶) اشاره کرد. براساس زندگی او؛ فیلمی تحت‌عنوانِ The Glorias ساخته شد که برپایه کتاب زندگی‌نامه‌اش My Life on the Road و توسط «جولی تیمور» کارگردانی شده. نقش او را دراین‌فیلم «جولیان مور» برعهده دارد و اولین‌بار در فستیوال فیلم «ساندنس» ۲۰۲۰ اکران شد.
=== مسائل سیاسی ===
=== مسائل سیاسی ===
خط ۶۰: خط ۶۴:
گلوریا استاینم همراه با فعالان مانند Bella Abzug و Betty Friedan، کمیته سیاسی زنان ملی را در سال 1971 تاسیس کرد. NWPC یک سازمان چند حزبی است که به منظور افزایش مشارکت زنان در سیاست و انتخاب زنان انتخاب شده است. از کاندیداهای زن با جمع آوری کمک های مالی، آموزش، آموزش و سایر فعالیت های مردمی حمایت می کند. او در نشست زودرس NWPC معروف "آدرس به زنان آمریكا" معروف استاینم از فمینیسم به عنوان "انقلاب" سخن می گفت كه به معنای مشاركت در جامعه ای است كه مردم به وسیله نژاد و جنس طبقه بندی نمی شوند.
گلوریا استاینم همراه با فعالان مانند Bella Abzug و Betty Friedan، کمیته سیاسی زنان ملی را در سال 1971 تاسیس کرد. NWPC یک سازمان چند حزبی است که به منظور افزایش مشارکت زنان در سیاست و انتخاب زنان انتخاب شده است. از کاندیداهای زن با جمع آوری کمک های مالی، آموزش، آموزش و سایر فعالیت های مردمی حمایت می کند. او در نشست زودرس NWPC معروف "آدرس به زنان آمریكا" معروف استاینم از فمینیسم به عنوان "انقلاب" سخن می گفت كه به معنای مشاركت در جامعه ای است كه مردم به وسیله نژاد و جنس طبقه بندی نمی شوند.
او اغلب در مورد فمینیسم به عنوان "[[انسان گرایی]]" صحبت می کند.
او اغلب در مورد فمینیسم به عنوان "[[انسان گرایی]]" صحبت می کند.
استینم به علاوه بررسی نژاد و نابرابری جنسیتی به مدت طولانی متعهد به اصلاح حقوق برابر ، حقوق سقط جنین، پرداخت حقوق برابر برای زنان و خاتمه دادن به خشونت خانگی است. او از طرف کودکانی که در مراکز مراقبت روزانه مورد آزار و اذیت قرار گرفته و از جنگ 1991 خلیج فارس و جنگ عراق در سال 2003 سخن گفته است حمایت کرده است.
استینم به علاوه بررسی نژاد و نابرابری جنسیتی به مدت طولانی متعهد به اصلاح حقوق برابر ، حقوق سقط جنین، پرداخت حقوق برابر برای زنان و خاتمه دادن به خشونت خانگی است. او از طرف کودکانی که در مراکز مراقبت روزانه مورد آزار و اذیت قرار گرفته و از جنگ 1991 خلیج فارس و جنگ عراق در سال 2003 سخن گفته است حمایت کرده است.


خط ۷۸: خط ۸۳:
* [[مری ولستون کرافت]]
* [[مری ولستون کرافت]]
* [[جان استوارت میل]]
* [[جان استوارت میل]]
* [[هریت تیلور]]
* [[هریت تیلور میل]]
* [[بتی فریدان]]
* [[بتی فریدان]]
== پانویس ==
== پانویس ==