بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
|خدمات = | |خدمات = | ||
}} | }} | ||
آنهماری شیمل <ref>به آلمانی: Annemarie Schimmel</ref>؛ (۷ آوریل ۱۹۲۲ – ۲۶ ژانویه ۲۰۰۳) محقق، مستشرق، اسلامشناس، خاورپژوه و مولویشناس مشهور آلمانی؛ | آنهماری شیمل <ref>به آلمانی: Annemarie Schimmel</ref>؛ (زاده ۷ آوریل ۱۹۲۲ – در گذشته ۲۶ ژانویه ۲۰۰۳) محقق، مستشرق، اسلامشناس، خاورپژوه و مولویشناس مشهور آلمانی؛ | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
شیمل در ۱۹ سالگی از دانشگاه برلین در رشته زبانهای شرقی و هنر اسلامی فارغالتحصیل شد و در سال ۱۹۵۱ دکترای خود را در رشته تاریخ ادیان از دانشگاه ماربورگ کسب کرد. <ref>موسوی گیلانی، شرقشناسی و مهدویت، ۱۳۸۹ش، ص۱۹۶</ref> | شیمل در ۱۹ سالگی از دانشگاه برلین در رشته زبانهای شرقی و هنر اسلامی فارغالتحصیل شد و در سال ۱۹۵۱ دکترای خود را در رشته تاریخ ادیان از دانشگاه ماربورگ کسب کرد. <ref>موسوی گیلانی، شرقشناسی و مهدویت، ۱۳۸۹ش، ص۱۹۶</ref> | ||
*'''زمینههای موردعلاقه و تأثیرگذار''' | |||
آنه ماری شیمل از کودکی به عرفان و تصوف علاقه داشت و این موضوع، به اصلیترین محور پژوهشهای او تبدیل شد؛ تا جایی که خود معتقد بود که تمام زندگیاش را وقف تصوف کرده است.<ref>خندقآبادی، افسانهخوان عرفان، ۱۳۸۱ش، ص۳۶.</ref> اقبال لاهوری و مولوی، دو شخصیت بسیار محبوب و تأثیرگذار بر شیمل بودند. وی از جوانی با این دو شخصیت آشنا شده بود، آثار متعددی درباره این دو شخصیت تألیف کرده و در دیگر آثارش نیز به مناسبتهای مختلف از اندیشههایشان یاد کرده است.<ref>خندقآبادی، افسانهخوان عرفان، ۱۳۸۱ش، ص۳۷–۴۳</ref> | آنه ماری شیمل از کودکی به عرفان و تصوف علاقه داشت و این موضوع، به اصلیترین محور پژوهشهای او تبدیل شد؛ تا جایی که خود معتقد بود که تمام زندگیاش را وقف تصوف کرده است.<ref>خندقآبادی، افسانهخوان عرفان، ۱۳۸۱ش، ص۳۶.</ref> اقبال لاهوری و مولوی، دو شخصیت بسیار محبوب و تأثیرگذار بر شیمل بودند. وی از جوانی با این دو شخصیت آشنا شده بود، آثار متعددی درباره این دو شخصیت تألیف کرده و در دیگر آثارش نیز به مناسبتهای مختلف از اندیشههایشان یاد کرده است.<ref>خندقآبادی، افسانهخوان عرفان، ۱۳۸۱ش، ص۳۷–۴۳</ref> | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
در بهار سال ۱۹۶۷ میلادی، شیمل کار تدریس در دانشگاه هاروارد در حوزهٔ فرهنگ هندی - اسلامی را آغاز نمود و در سال ۱۹۷۰ به درجهٔ استادی رسید. شیمل حدود ۲۵ سال در دانشگاه هاروارد بود و از متون مربوط به عرفان اسلامی گرفته تا ادبیات و شعر فارسی را تدریس کرده است. او در هاروارد، در پی آن بوده است که دانشجویانش را با مبانی فرهنگ اسلامی و اسلامشناسی آشنا کند، طوری که دانشجویان دریابند برای درک شعرهای مشرقزمین، نیاز به فهم کامل سیر معنویات این گوشه از جهان دارند.<ref>تقیزاده، صفدر (مهر و آبان ۱۳۸۴). «دنیای تصویرها در شعر فارسی». بخارا (۴۴): ۳۸۱.</ref> تنها در ترم بهار دو برابر مقدار معمول درس میداد. او تقریباً همه ساله پاییز را در پاکستان بهسر میبرد. علاقه او به پیامبر اسلام باعث شد تا وصیت کند بر روی سنگ قبرش حدیثی از پیامبر نگاشته شود. | در بهار سال ۱۹۶۷ میلادی، شیمل کار تدریس در دانشگاه هاروارد در حوزهٔ فرهنگ هندی - اسلامی را آغاز نمود و در سال ۱۹۷۰ به درجهٔ استادی رسید. شیمل حدود ۲۵ سال در دانشگاه هاروارد بود و از متون مربوط به عرفان اسلامی گرفته تا ادبیات و شعر فارسی را تدریس کرده است. او در هاروارد، در پی آن بوده است که دانشجویانش را با مبانی فرهنگ اسلامی و اسلامشناسی آشنا کند، طوری که دانشجویان دریابند برای درک شعرهای مشرقزمین، نیاز به فهم کامل سیر معنویات این گوشه از جهان دارند.<ref>تقیزاده، صفدر (مهر و آبان ۱۳۸۴). «دنیای تصویرها در شعر فارسی». بخارا (۴۴): ۳۸۱.</ref> تنها در ترم بهار دو برابر مقدار معمول درس میداد. او تقریباً همه ساله پاییز را در پاکستان بهسر میبرد. علاقه او به پیامبر اسلام باعث شد تا وصیت کند بر روی سنگ قبرش حدیثی از پیامبر نگاشته شود. | ||
*'''زندگی شخصی''' | |||
شیمل در تمامی دوران بیست و پنج سال تدریس در هاروارد، زندگی تقریباً درویشانهای داشته است و بر اساس اعتقادات خود هیچگونه به دنبال زندگی مادی مفرحی نبوده است.او تا سن نود سالگی از مادرش نگهداری کرد و [[ازدواج]] نکرد.<ref>تقیزاده، صفدر (مهر و آبان ۱۳۸۴). «دنیای تصویرها در شعر فارسی». بخارا (۴۴): ۳۸۱.</ref> شیمل به زبانهای آلمانی، انگلیسی، ترکی، عربی، فارسی، فرانسوی و اردو آشنا بود و به برخی از این زبانها آثاری را منتشر کرد.<ref>شونبورن، بازتاب اسلام، ۱۳۸۵ش، ص۱۶۰.</ref> | شیمل در تمامی دوران بیست و پنج سال تدریس در هاروارد، زندگی تقریباً درویشانهای داشته است و بر اساس اعتقادات خود هیچگونه به دنبال زندگی مادی مفرحی نبوده است.او تا سن نود سالگی از مادرش نگهداری کرد و [[ازدواج]] نکرد.<ref>تقیزاده، صفدر (مهر و آبان ۱۳۸۴). «دنیای تصویرها در شعر فارسی». بخارا (۴۴): ۳۸۱.</ref> شیمل به زبانهای آلمانی، انگلیسی، ترکی، عربی، فارسی، فرانسوی و اردو آشنا بود و به برخی از این زبانها آثاری را منتشر کرد.<ref>شونبورن، بازتاب اسلام، ۱۳۸۵ش، ص۱۶۰.</ref> | ||
او در ۲۶ ژانویه ۲۰۰۳م درگذشت و در شهر بُن آلمان با حضور نزدیک هفتصد نفر از مسلمانان و مسیحیان کشورهای مختلف به خاک سپرده شد.<ref>وایدنر، اشتفان، آشنایی از آن سوی افق، ۱۳۸۲ش، ص۲۳ و ۲۴.</ref> بر روی سنگ قبر او این عبارت با خط نستعلیق نقش بسته است: '''«النّاس نِیامٌ فَإذا ماتوا انتَبَهوا»''' (مردم خواب هستند و وقتی مردند بیدار میشوند). <ref>این جمله منتسب به پیامبر اسلام ورام، مسعود ابن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، بیتا، ج۱، ص۱۵۰و امام علی شریف الرضی، محمد ابن حسین، خصائص الائمه، ۱۴۰۶ق، ص۱۱۲ است.</ref> | او در ۲۶ ژانویه ۲۰۰۳م درگذشت و در شهر بُن آلمان با حضور نزدیک هفتصد نفر از مسلمانان و مسیحیان کشورهای مختلف به خاک سپرده شد.<ref>وایدنر، اشتفان، آشنایی از آن سوی افق، ۱۳۸۲ش، ص۲۳ و ۲۴.</ref> بر روی سنگ قبر او این عبارت با خط نستعلیق نقش بسته است: '''«النّاس نِیامٌ فَإذا ماتوا انتَبَهوا»''' (مردم خواب هستند و وقتی مردند بیدار میشوند). <ref>این جمله منتسب به پیامبر اسلام ورام، مسعود ابن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، بیتا، ج۱، ص۱۵۰و امام علی شریف الرضی، محمد ابن حسین، خصائص الائمه، ۱۴۰۶ق، ص۱۱۲ است.</ref> | ||
*'''دین''' | |||
همیشه از او سؤال میکردند که آیا مسلمان است یا خیر. در چنین مواردی آنهماری شیمل ترجیح میداد که جواب طفرهآمیز بگوید. مثلاً میگوید کسانی که مطمئن نیستند که آنها آیا مسلمان درستکار هستند یا خیر واقعا میتوانند مسلمانان درستکاری باشند.<ref>[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%85%D9%84 ویکی پدیا]</ref> | همیشه از او سؤال میکردند که آیا مسلمان است یا خیر. در چنین مواردی آنهماری شیمل ترجیح میداد که جواب طفرهآمیز بگوید. مثلاً میگوید کسانی که مطمئن نیستند که آنها آیا مسلمان درستکار هستند یا خیر واقعا میتوانند مسلمانان درستکاری باشند.<ref>[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%85%D9%84 ویکی پدیا]</ref> | ||
==فعالیتها== | ==فعالیتها و دیدگاه ها== | ||
شیمل در سال ۱۹۵۲ به ترکیه رفت و عهدهدار ریاست کرسی تاریخ و اصول ادیان دانشکده الهیات آنکارا شد و در سال ۱۹۶۵ مسئولیت کرسی فرهنگ اسلامی هند را در دانشگاه هاروارد پذیرفت.<ref>خندقآبادی، افسانهخوان عرفان، ۱۳۸۱ش، ص۱۹ و ۲۱</ref> | شیمل در سال ۱۹۵۲ به ترکیه رفت و عهدهدار ریاست کرسی تاریخ و اصول ادیان دانشکده الهیات آنکارا شد و در سال ۱۹۶۵ مسئولیت کرسی فرهنگ اسلامی هند را در دانشگاه هاروارد پذیرفت.<ref>خندقآبادی، افسانهخوان عرفان، ۱۳۸۱ش، ص۱۹ و ۲۱</ref> | ||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
پس از جنگ دوم جهانی، به دانشگاه ماربورگ آمریکا رفت و در آنجا با مقام استادیار رشته مطالعات اسلامی، خدمات دانشگاهی خود را آغاز کرد. از سال 1954 تا 1959 با سمت استاد تاریخ ادیان در دانشگاه آنکارای ترکیه به تدریس پرداخت. سپس به آلمان بازگشت و در دانشگاه بن خدمات آموزشی و پژوهشی خود را ادامه داد. در سال 1967 به دانشگاه هاروارد آمریکا رفت و اولین دانشمندی بود که رشته مطالعات هند و اسلام را در آن دانشگاه تأسیس کرد و تا زمان بازنشستگی در این دانشگاه به تدریس اشتغال داشت. وقتی میرچا الیاده <ref> Mircea Eliade</ref>، در اوایل سال 1986 درگذشت، شیمل بهجای او بر مسند مدیریت مرکز بینالمللی تاریخ ادیان نشست. مناصب علمی پروفسور شیمل، محدود به همین چند مورد نیست. «او مدتی ریاست انجمن جهانی علوم دینی، عضویت آکادمی سلطنتی علوم هلند در ادبیات (از سال 1981)، عضویت آکادمی ایالت راینوست فالن آلمان، عضویت آکادمی علوم و هنر آمریکا (از سال 1987)، کارشناس موزه هنر نیویورک در خوشنویسی (از سال 1981) و ویراستار و مؤلف بخش مربوط به اسلام دایرةالمعارف عربی در ادیان (از سال 1981 تا 1986») را نیز برعهده داشت. <ref>[http://wikinoor.ir/%D8%B4%DB%8C%D9%85%D9%84%D8%8C_%D8%A2%D9%86%D9%87%E2%80%8C_%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی نور]</ref> | پس از جنگ دوم جهانی، به دانشگاه ماربورگ آمریکا رفت و در آنجا با مقام استادیار رشته مطالعات اسلامی، خدمات دانشگاهی خود را آغاز کرد. از سال 1954 تا 1959 با سمت استاد تاریخ ادیان در دانشگاه آنکارای ترکیه به تدریس پرداخت. سپس به آلمان بازگشت و در دانشگاه بن خدمات آموزشی و پژوهشی خود را ادامه داد. در سال 1967 به دانشگاه هاروارد آمریکا رفت و اولین دانشمندی بود که رشته مطالعات هند و اسلام را در آن دانشگاه تأسیس کرد و تا زمان بازنشستگی در این دانشگاه به تدریس اشتغال داشت. وقتی میرچا الیاده <ref> Mircea Eliade</ref>، در اوایل سال 1986 درگذشت، شیمل بهجای او بر مسند مدیریت مرکز بینالمللی تاریخ ادیان نشست. مناصب علمی پروفسور شیمل، محدود به همین چند مورد نیست. «او مدتی ریاست انجمن جهانی علوم دینی، عضویت آکادمی سلطنتی علوم هلند در ادبیات (از سال 1981)، عضویت آکادمی ایالت راینوست فالن آلمان، عضویت آکادمی علوم و هنر آمریکا (از سال 1987)، کارشناس موزه هنر نیویورک در خوشنویسی (از سال 1981) و ویراستار و مؤلف بخش مربوط به اسلام دایرةالمعارف عربی در ادیان (از سال 1981 تا 1986») را نیز برعهده داشت. <ref>[http://wikinoor.ir/%D8%B4%DB%8C%D9%85%D9%84%D8%8C_%D8%A2%D9%86%D9%87%E2%80%8C_%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی نور]</ref> | ||
*'''اندیشه ها''' | |||
* تصویر مخدوش از اسلام و شیعه: | * تصویر مخدوش از اسلام و شیعه: | ||
| خط ۶۸: | خط ۶۸: | ||
به باور شیمل، نگرش پدیدارشناختی، بهترین روش برای درک اسلام است و تنها روشی است که میتوان با آن به مشترکات ادیان رسید.<ref>شیمل، تبیین آیات خداوند، ۱۳۷۶، ص۳۱.</ref> مطالعه آثارش روشن میکند روش پژوهشگرانی مانند هانری کربن در شناخت دیدگاههای فرقههای اسلامی، بیشتر مبتنی بر منابع کلاسیک و آثار اندیشمندان بزرگ این فرقههاست؛ اما شیمل در پارهای از آثار خود، در بیان افکار و اندیشههای اسلامی، بیشتر به سخنان شفاهی و مشاهدات خود از آداب و سنن رایج میان مردم توجه کرده است.<ref>موسوی گیلانی، شرقشناسی و مهدویت، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۱ و ۲۰۸.</ref> | به باور شیمل، نگرش پدیدارشناختی، بهترین روش برای درک اسلام است و تنها روشی است که میتوان با آن به مشترکات ادیان رسید.<ref>شیمل، تبیین آیات خداوند، ۱۳۷۶، ص۳۱.</ref> مطالعه آثارش روشن میکند روش پژوهشگرانی مانند هانری کربن در شناخت دیدگاههای فرقههای اسلامی، بیشتر مبتنی بر منابع کلاسیک و آثار اندیشمندان بزرگ این فرقههاست؛ اما شیمل در پارهای از آثار خود، در بیان افکار و اندیشههای اسلامی، بیشتر به سخنان شفاهی و مشاهدات خود از آداب و سنن رایج میان مردم توجه کرده است.<ref>موسوی گیلانی، شرقشناسی و مهدویت، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۱ و ۲۰۸.</ref> | ||
*'''مواضع''' | |||
* موضعگیری علیه سلمان رشدی | |||
آنهماری شیمل از کسانی بود که در زمان صدور فتوای ارتداد سلمان رشدی، از کتاب آیات شیطانی و نویسندهاش انتقاد کرد و اظهار کرد کتاب سلمان رشدی باعث جریحهدار شدن احساسات مسلمانان شده است. این اظهارنظر او موجب حمله مخالفان فتوای امام خمینی به او و موضعگیریهای تند علیه او شد؛ تا جایی که برخی او را عامل جمهوری اسلامی ایران دانستند.<ref>شونبورن، بازتاب اسلام، ۱۳۸۵ش، ص۴۱ و ۴۲.</ref> او در جای دیگر گفته است: | آنهماری شیمل از کسانی بود که در زمان صدور فتوای ارتداد سلمان رشدی، از کتاب آیات شیطانی و نویسندهاش انتقاد کرد و اظهار کرد کتاب سلمان رشدی باعث جریحهدار شدن احساسات مسلمانان شده است. این اظهارنظر او موجب حمله مخالفان فتوای امام خمینی به او و موضعگیریهای تند علیه او شد؛ تا جایی که برخی او را عامل جمهوری اسلامی ایران دانستند.<ref>شونبورن، بازتاب اسلام، ۱۳۸۵ش، ص۴۱ و ۴۲.</ref> او در جای دیگر گفته است: | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
البته وی فتوای امام خمینی را در قتل سلمان رشدی قبول نداشت.<ref>خندقآبادی، افسانهخوان عرفان، ۱۳۸۱ش، ص۲۹.</ref> | البته وی فتوای امام خمینی را در قتل سلمان رشدی قبول نداشت.<ref>خندقآبادی، افسانهخوان عرفان، ۱۳۸۱ش، ص۲۹.</ref> | ||
*موضعگیری علیه کتاب [[بدون دخترم هرگز]] | |||
آنهماری شیمل علیه کتاب «[[بدون دخترم هرگز]]» موضع صریح و تندی گرفت. این کتاب اثر «بتی محمودی» بود، با موضوع نقل و نقد فرهنگ ایرانی-اسلامی که با شمارگان وسیع در اروپا و آمریکا منتشر شد و تصویر موهِنی از ایران نشان میداد. آنهماری شیمل در این باره گفت: | آنهماری شیمل علیه کتاب «[[بدون دخترم هرگز]]» موضع صریح و تندی گرفت. این کتاب اثر «بتی محمودی» بود، با موضوع نقل و نقد فرهنگ ایرانی-اسلامی که با شمارگان وسیع در اروپا و آمریکا منتشر شد و تصویر موهِنی از ایران نشان میداد. آنهماری شیمل در این باره گفت: | ||
«من همواره مخالفت خود را با محتویات این کتاب اعلام کردهام... من به دلیل آشنایی و عشقم به فرهنگ و ادبیات ایران، آگاهانه با محتویات این کتاب مخالفت میورزم... متأسفانه در طول سالهای اخیر تبلیغات بیرحمانه غرب علیه شرق و اسلام اوج گرفته است. من بهعنوان یک شرقشناس، وظیفه خود میدانم که از فرهنگ شرق حمایت کنم و از حقایق، آنگونه که هست دفاع کنم.»<ref>خندقآبادی، افسانهخوان عرفان، ۱۳۸۱ش، ص۳۰.</ref> | «من همواره مخالفت خود را با محتویات این کتاب اعلام کردهام... من به دلیل آشنایی و عشقم به فرهنگ و ادبیات ایران، آگاهانه با محتویات این کتاب مخالفت میورزم... متأسفانه در طول سالهای اخیر تبلیغات بیرحمانه غرب علیه شرق و اسلام اوج گرفته است. من بهعنوان یک شرقشناس، وظیفه خود میدانم که از فرهنگ شرق حمایت کنم و از حقایق، آنگونه که هست دفاع کنم.»<ref>خندقآبادی، افسانهخوان عرفان، ۱۳۸۱ش، ص۳۰.</ref> | ||
*ادعیه اسلامی | |||
آنهماری شیمل با نقل خاطرهای از تأثیرگذاری دعاهای صحیفه سجادیه بر روی فردی متعصب و کاتولیک، دعاهای صحیفه را بر مردم غرب کارساز میداند. همچنین در یکی از مصاحبههایش نقل کرده که ادعیه اسلامی را بدون نیاز به ترجمه میخواند و برخی دعاهای صحیفه سجادیه را به آلمانی ترجمه و منتشر کرده است.<ref>[[ماهنامه پیام زن]]، ۱۳۸۱ش، شماره ۱۲۱.</ref> | آنهماری شیمل با نقل خاطرهای از تأثیرگذاری دعاهای صحیفه سجادیه بر روی فردی متعصب و کاتولیک، دعاهای صحیفه را بر مردم غرب کارساز میداند. همچنین در یکی از مصاحبههایش نقل کرده که ادعیه اسلامی را بدون نیاز به ترجمه میخواند و برخی دعاهای صحیفه سجادیه را به آلمانی ترجمه و منتشر کرده است.<ref>[[ماهنامه پیام زن]]، ۱۳۸۱ش، شماره ۱۲۱.</ref> | ||
*نقد بر برداشت او از تشیع | |||
علی رغم اینکه وی از معدود مستشرقین و اسلام شناسانی محسوب می شود که جانب انصاف را مراعات کرده و در موارد متعدد به دفاع از اسلام و شخصیت های آن پرداخته (همچنان که در قضیه اهانت سلمان رشدی به مقدسات اسلامی، آن را محکوم کرد ...) و سعی خود را در ارائه درست مسائل داشته اما در مواردی نیز به جهت عدم فهم صحیح دچار لغزش و کج فهمی گردیده است. البته در میان مستشرقان، برغم تلاشها و پشتکار زیاد آنان در تحقیقاتشان، اشتباهات و فهمهای نادرست را به وفور می توان یافت و علت عمده آن را نیز می توان ناشی از آشنایی آنها با اسلام، از طریق وسایط و دوری از فضای اعتقادی مسلمین و بعضا نگاه آنان به مسائل مسلمین با عینک اعتقادی و پیشفرضها و فضای فکری مسیحی و دینی خودشان دانست. که ایشان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. | علی رغم اینکه وی از معدود مستشرقین و اسلام شناسانی محسوب می شود که جانب انصاف را مراعات کرده و در موارد متعدد به دفاع از اسلام و شخصیت های آن پرداخته (همچنان که در قضیه اهانت سلمان رشدی به مقدسات اسلامی، آن را محکوم کرد ...) و سعی خود را در ارائه درست مسائل داشته اما در مواردی نیز به جهت عدم فهم صحیح دچار لغزش و کج فهمی گردیده است. البته در میان مستشرقان، برغم تلاشها و پشتکار زیاد آنان در تحقیقاتشان، اشتباهات و فهمهای نادرست را به وفور می توان یافت و علت عمده آن را نیز می توان ناشی از آشنایی آنها با اسلام، از طریق وسایط و دوری از فضای اعتقادی مسلمین و بعضا نگاه آنان به مسائل مسلمین با عینک اعتقادی و پیشفرضها و فضای فکری مسیحی و دینی خودشان دانست. که ایشان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. | ||
| خط ۹۲: | خط ۹۲: | ||
شیمل پس از اینکه به بیان اساطیر اخروی در قرآن اشاره میکند که سرمنشأ پارهای از داستانها شده، برخی مسائل موضوع مهدویت را از مصادیق اسطورهگرایی میداند. از نظر او این اندیشهها بر اثر عوامل روانشناختی و اسطورههای فردی و جمعی مسلمانان به وجود آمده است.<ref>موسوی گیلانی، شرقشناسی و مهدویت، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۵.</ref> | شیمل پس از اینکه به بیان اساطیر اخروی در قرآن اشاره میکند که سرمنشأ پارهای از داستانها شده، برخی مسائل موضوع مهدویت را از مصادیق اسطورهگرایی میداند. از نظر او این اندیشهها بر اثر عوامل روانشناختی و اسطورههای فردی و جمعی مسلمانان به وجود آمده است.<ref>موسوی گیلانی، شرقشناسی و مهدویت، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۵.</ref> | ||
==نقد== | |||
==آثار== | ==آثار== | ||
پروفسور آنه ماری شیمل، علاوه بر زبانهای انگلیسی و آلمانی که کتابها و مقالات خود را بیشتر به این دو زبان نوشته است، به زبانهای فرانسه، فارسی، عربی، ترکی، اردو، سندی و بنگالی نیز احاطه داشت و آثار وی نشان دهنده تسلط بر متون قدیم و جدید به زبانهای مذکور، بویژه فارسی و عربی است. | پروفسور آنه ماری شیمل، علاوه بر زبانهای انگلیسی و آلمانی که کتابها و مقالات خود را بیشتر به این دو زبان نوشته است، به زبانهای فرانسه، فارسی، عربی، ترکی، اردو، سندی و بنگالی نیز احاطه داشت و آثار وی نشان دهنده تسلط بر متون قدیم و جدید به زبانهای مذکور، بویژه فارسی و عربی است. | ||
برخی از آثار او عبارتند از: | '''برخی از آثار او عبارتند از:''' | ||
*شکوه شمس، سیری در آثار و افکار مولانا، ترجمه حسن لاهوتی (1367)؛ | *شکوه شمس، سیری در آثار و افکار مولانا، ترجمه حسن لاهوتی (1367)؛ | ||
| خط ۱۴۷: | خط ۱۴۹: | ||
و... . <ref>ناقد، خسرو، «کتابشناسی آثار پروفسور آنه ماری شیمل»، کلک، تیر 1371، شماره 28، درج در پایگاه مجلات تخصصی نور</ref> | و... . <ref>ناقد، خسرو، «کتابشناسی آثار پروفسور آنه ماری شیمل»، کلک، تیر 1371، شماره 28، درج در پایگاه مجلات تخصصی نور</ref> | ||
'''نشانها''' | |||
* جایزه فریدریش روکرت آلمان (1965)؛ | * جایزه فریدریش روکرت آلمان (1965)؛ | ||
* نشان ستاره قائد اعظم پاکستان (1965)؛ | * نشان ستاره قائد اعظم پاکستان (1965)؛ | ||
| خط ۱۶۳: | خط ۱۶۵: | ||
* «نشان دوستی» جمهوری ازبکستان (2002). | * «نشان دوستی» جمهوری ازبکستان (2002). | ||
'''دکترای افتخاری''' | |||
* دکترای افتخاری از دانشگاه سند (1975)؛ | * دکترای افتخاری از دانشگاه سند (1975)؛ | ||
* دکترای افتخاری دانشگاه قائد اعظم (1977)؛ | * دکترای افتخاری دانشگاه قائد اعظم (1977)؛ | ||