| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
جنگ جهانی اول نفرت از خشونت و میل به انعطاف و نرمی را در افکار عمومی ملل جنگزده تشدید کرد و چون روحیات مردانه را در بروز خشونت مؤثر میدانستند، زمینه طرح [[حضور زنان]] در عرصه سیاست و برخورداری آنان از برابری قانونی شدت یافت. پس از جنگ جهانی دوم و در سال 1945، نظریه [[برابری زن و مرد]] طرفداران بسیاری یافت و سرانجام برای اولین بار در اعلامیه جهانی حقوق بشر که از طرف سازمان ملل متحد در سال 1948 میلادی منتشر شد، [[تساوی حقوق زن و مرد]] به صراحت و در سطح جامعه ملل مطرح گردید. از آن پس در معاهدات بینالمللی به [[مسائل زنان]] توجه بیشتری شد. از جمله این معاهدهها میتوان به [[کنوانسیون حقوق سیاسی زنان]] 1952، [[کنوانسیون رضایت برای ازدواج]] 1962، و [[کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان]] 1979 اشاره کرد. | جنگ جهانی اول نفرت از خشونت و میل به انعطاف و نرمی را در افکار عمومی ملل جنگزده تشدید کرد و چون روحیات مردانه را در بروز خشونت مؤثر میدانستند، زمینه طرح [[حضور زنان]] در عرصه سیاست و برخورداری آنان از برابری قانونی شدت یافت. پس از جنگ جهانی دوم و در سال 1945، نظریه [[برابری زن و مرد]] طرفداران بسیاری یافت و سرانجام برای اولین بار در اعلامیه جهانی حقوق بشر که از طرف سازمان ملل متحد در سال 1948 میلادی منتشر شد، [[تساوی حقوق زن و مرد]] به صراحت و در سطح جامعه ملل مطرح گردید. از آن پس در معاهدات بینالمللی به [[مسائل زنان]] توجه بیشتری شد. از جمله این معاهدهها میتوان به [[کنوانسیون حقوق سیاسی زنان]] 1952، [[کنوانسیون رضایت برای ازدواج]] 1962، و [[کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان]] 1979 اشاره کرد. | ||
'''هدفش:''' گرفتن حق رأی بود، با این پیشفرض که [[زنان]] با [[مردان]] برابر هستند، پس باید [[زنان]] هم بتوانند رأی دهند. ولی وقتی که به هدفشان حق رأی رسیدند، یک ابهام گفتاری در [[جنبش زنان]] رخ داد، با این مضمون که برابری یعنی چه؟ آزادی یعنی چه؟ آیا باید برابری باشد یا تفاوت؟ این سوالات باعث گسترش [[فمینیست]] شد. | |||
دو دسته گرایش به وجود آمد: | |||
# [[فمینیست]]های برابری؛ که معتقد به رهایی [[زنان]] به عنوان موجودات انسانی هستند. | |||
#[[فمینیست]]های تفاوت؛ که معتقد به رهایی [[زنان]] به عنوان موجودات [[جنسی]] هستند. | |||
====[[فمینیست]]های برابری==== | |||
قائل به برابری همه [[مردان]] و همه [[زنان]] هستند. در این گفتار مفهوم [[زن جدید]] به وجود آمد. [[زن جدید]]؛ یعنی [[زن]]ی که حق رأی دارد، به دنبال کار بیرون از خانه است و [[آزادی جنسی]] دارد. این شعار [[فمینیست]]های برابر است. | |||
'''ایده آنها:''' قائل به برابری [[زنان]] و [[مردان]] در همه عصرها بودهاند، بنابراین بین [[مردان]] و [[زنان]] تفاوت ماهوی وجود ندارد. | |||
=====مشکل آنها===== | |||
* از طرفی [[مردان]] را معیار تلقی میکنند و میگویند حق، حقوق و مسئولیتی که [[مردان]] دارند [[زنان]] هم باید داشته باشند. اما از طرفی [[مردان]] را به عنوان دشمن اصلی [[زنان]] معرفی میکنند. [[مردان]] در طول تاریخ همۀ فرصتها را به نفع خودشان مصادره کردهاند، اما اینها معیار هستند و ما باید به همۀ حقوقی که آنها رسیدند برسیم. | |||
* قائل به برابری در فرصتها هستند؛ زیرا بین [[زنان]] و [[مردان]] تفاوت ماهوی وجود ندارد. فرصتها؛ یعنی امتیازات، منابع و امکانات است. | |||
* به شدت حمایتگرایی را نقد میکنند؛ زیرا هرگونه حمایت از [[زنان]] به عنوان موجودات ضعیف و ناتوان جلوه میدهد که نیازمند کمک و حمایت هستند، در حالی که [[زنان]] قوی هستند و نیازمند حمایت نیستند. | |||
==== [[فمینیست]]های تفاوت==== | |||
رهایی [[زنان]] به عنوان موجودات [[جنسی]] هستیم. [[زن]] را به نگاه [[مونث]] بودن مینگرند، نه به نگاه انسان بودن. نگاه انسان؛ یعنی برابری. | |||
[[زنان]] باید تفاوتهای خودش را با [[مردان]] حفظ کنند. این حرف در مقابل تأکید افراطی در برابر [[زنان]] و [[مردان]] باهم است. | |||
=====انتقاد آنها به برابری===== | |||
* معیار قرار گرفتن [[مردان]]؛ این معیار قراردادن باعث میشود ویژگیهای [[زنانه]] نابود شود. | |||
* [[زنان]] به علت ویژگیهای [[زنانه]] باید به عرصۀ اجتماع و سیاست وارد شوند. زیرا [[زنان]] به خاطر ویژگیهای [[زنانه]] خود باعث تعدیلی در عرصه اجتماع و سیاست میشوند. [[زنان]] اخلاق برتری دارند، بنابراین جهان بهتری که مبتنی بر صلح، دوستی و عدالت است را رقم میزنند. | |||
====تفاوتهای [[فمینیست]] برابر با [[فمینیست]] تفاوت==== | |||
* [[فمینیست]]های برابر میگفتند: تفاوت جوهری بین [[زنان]] و [[مردان]] وجود ندارد. اما [[فمینیست]]های تفاوت میگویند: این تفاوتهای جوهری وجود دارد و البته به سبب این تفاوتها باید [[زنان]] به عرصۀ سیاست و اجتماع وارد شوند. | |||
* [[فمینیست]]های برابری میگویند: ما نباید از حمایتهای قانونی برخوردار باشیم. [[فمینیست]]های تفاوت میگویند: خواهان برابری در نتایج هستیم نه فرصتها، اگر قرار باشد [[زنان]] به برابری برسند باید از منابع لازم برخوردار باشند و برای برخورداری از این منابع نیازمند حمایتهای خاصی هستیم. چون همیشه امکانات و امتیازات در طول تاریخ در اختیار [[مردان]] بوده، الان باید به ما امتیاز دهید تا این ظلم تاریخی جبران شود. | |||
حمایتها و ابزارها را به عنوان ابزاری برای رسیدن به برابری میدانند که اگر این طور نباشد، رقابتی بین قوی و ضعیف است که همیشه قوی ([[مرد]]) برنده است، مثلاً کاهش ساعات کار [[زنان]] با حقوق یکسان. | |||
'''تبعیض مثبت:''' یک سری امتیازات قانونی باید به [[زنان]] بدهید تا به برابری برسند. | |||
* [[فمینیست]]های تفاوت قائل به قانونگذاری متفاوت هستند، برخلاف [[فمینیست]]های برابری. به دو علت قائل به این تفاوت هستند: | |||
#ویژگیهای بیولوژی، متفاوت [[مردان]] و [[زنان]]: ویژگیهای [[زنانه]] برتر از ویژگیهای [[مردان]] است (ذاتگرایی). [[مردان]] ذاتاً پرخاشگر و [[زنان]] ذاتاً با محبت و اخلاقی هستند. و ریشۀ تفاوت [[زنان]] و [[مردان]] در [[مادری]] است. | |||
#[[مادری]] اجتماعی: چون مهمترین کار ویژۀ [[زنان]]، [[مادری]] است. پس جامعه و قانون باید در راستای حمایت از نقش [[مادران]] به [[زنان]] امتیازات ویژه دهد. | |||
* [[فمینیست]]های برابر میگویند: [[زنان]] موجودات قوی هستند و تفاوت برساخته است. موجودات قوی هستند؛ یعنی نیاز به حمایت قانونی ندارند. برساخته؛ یعنی نظام [[مردسالار]] در راستای حفظ منافع خودش این تفاوتها را ساخته است. | |||
==[[موج دوم فمینیسم]]== | ==[[موج دوم فمینیسم]]== | ||
این موج از اوایل و نیمه دهه 1960 به بعد مطرح شد و بر اهمیت نقطه نظر [[زنان]] تأکید میکرد. طرفداران این موج، در رابطه با مفاهیم، به بازسازی و انقلاب معتقدند. موج دوم [[فمینیسم]] در واپسین سالهای حاکمیت صورت بندی اقتصادی، اجتماعی و سیاسیای شکل گرفت که از آن با عنوان سرمایهداری سازمانیافته یاد میکنند. سرمایهداری سازمانیافته با رشد تمرکز در سرمایه و شکل گرفتن صورتهای جدیدی از سازماندهی کار و گسترش بخش خدمات و نیز دگرگونیهایی در کارکردها و نقش دولت در حیات اقتصادی و اجتماعی همراه بود. تغییر در موقعیت ایالات متحده در نظام جهانی نیز به صورتهای مستقیم و غیرمستقیم برنظام سرمایهداری آمریکا و دولت تأثیر داشت. دگرگونیهای ناشی از این تحولات با تغییراتی که در ساختار اشتغال، نیازهای بازار کار، نیازهای آموزشی و به تبع آن نظام آموزشی، فنآوریهای منجر به آزادسازی زمان (منظور وقت آزادی است که با تسهیلات و فنآوریهای جدید به دلیل بالا بردن سرعت انجام کار به دست میآید مانند وسایل برقی و مکانیکی) و غیره به همراه داشت، در موقعیت اجتماعی و اقتصادی [[زنان]] در قشرها و منزلتهای متفاوت اجتماعی تأثیراتی بر جای گذاشت که از لحاظ ساختاری زمینه ظهور موج جدیدی از [[جنبش زنان]] شد. | این موج از اوایل و نیمه دهه 1960 به بعد مطرح شد و بر اهمیت نقطه نظر [[زنان]] تأکید میکرد. طرفداران این موج، در رابطه با مفاهیم، به بازسازی و انقلاب معتقدند. موج دوم [[فمینیسم]] در واپسین سالهای حاکمیت صورت بندی اقتصادی، اجتماعی و سیاسیای شکل گرفت که از آن با عنوان سرمایهداری سازمانیافته یاد میکنند. سرمایهداری سازمانیافته با رشد تمرکز در سرمایه و شکل گرفتن صورتهای جدیدی از سازماندهی کار و گسترش بخش خدمات و نیز دگرگونیهایی در کارکردها و نقش دولت در حیات اقتصادی و اجتماعی همراه بود. تغییر در موقعیت ایالات متحده در نظام جهانی نیز به صورتهای مستقیم و غیرمستقیم برنظام سرمایهداری آمریکا و دولت تأثیر داشت. دگرگونیهای ناشی از این تحولات با تغییراتی که در ساختار اشتغال، نیازهای بازار کار، نیازهای آموزشی و به تبع آن نظام آموزشی، فنآوریهای منجر به آزادسازی زمان (منظور وقت آزادی است که با تسهیلات و فنآوریهای جدید به دلیل بالا بردن سرعت انجام کار به دست میآید مانند وسایل برقی و مکانیکی) و غیره به همراه داشت، در موقعیت اجتماعی و اقتصادی [[زنان]] در قشرها و منزلتهای متفاوت اجتماعی تأثیراتی بر جای گذاشت که از لحاظ ساختاری زمینه ظهور موج جدیدی از [[جنبش زنان]] شد. | ||