Razarei59 (بحث | مشارکت‌ها)
Razarei59 (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۲۹: خط ۲۹:


5. طرح برداشت‌های جدید از مسیحیت؛  بازتفسیر دین مسیحیت به‌‌گونه‌ای که مؤید [[حقوق زنان]] باشد، مورد توجه قرار گرفت. [[الیزابت کدی استانتن]] در کتاب [[انجیل زنان]]، انجیل موجود را عامل فرودستی [[زنان]] دانسته؛ به‌این‌دلیل‌که تعالیم انجیل به آفرینش [[زن]] بعد از [[مرد]] و از [[مرد]] و برای [[مرد]] و تحت حاکمیت [[مرد]]، پرداخته است. او به انتقاد از مواضع تحقیرکننده [[زنان]] در انجیل روی‌آورد. در همین دوره، پیشنهاد راه‌یابی [[زنان]] به مراتب کلیسایی در مغرب‌زمین مطرح شد.<ref>مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، 1382، ص 76</ref>
5. طرح برداشت‌های جدید از مسیحیت؛  بازتفسیر دین مسیحیت به‌‌گونه‌ای که مؤید [[حقوق زنان]] باشد، مورد توجه قرار گرفت. [[الیزابت کدی استانتن]] در کتاب [[انجیل زنان]]، انجیل موجود را عامل فرودستی [[زنان]] دانسته؛ به‌این‌دلیل‌که تعالیم انجیل به آفرینش [[زن]] بعد از [[مرد]] و از [[مرد]] و برای [[مرد]] و تحت حاکمیت [[مرد]]، پرداخته است. او به انتقاد از مواضع تحقیرکننده [[زنان]] در انجیل روی‌آورد. در همین دوره، پیشنهاد راه‌یابی [[زنان]] به مراتب کلیسایی در مغرب‌زمین مطرح شد.<ref>مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، 1382، ص 76</ref>
===تحولات [[موج اول فمینیسم]]===
یک سری تحولاتی در غرب اتفاق افتاد، که موج اول در بین این تحولات شکل گرفت. تحولات شامل؛
# تحولات معرفتی، فلسفی و کلامی
# تحولات اقتصادی
# تحولات سیاسی- اجتماعی.
یکی از اتفاقات مهم، این است که انسان و حقوق انسان به شدت مورد توجه قرار گرفت. انسان  مخاطب کلیسا، به انسان محق و مخاطب لیبرالیسم تبدیل شد. این انسان جدید به مفاهیم کلیسا بی‌توجه شده و پشت کرد. این انسان جدید به مفاهیم کلیسا؛ پلیدی ذاتی انسان، نگاه اولیه مقصر بودن [[حوّای گناهکار]] به منزله یک [[زن]]، بی‌توجه شده و به آن پشت کرد. <ref>نیازمند منبع</ref>
====تحولات معرفتی، فلسفی و کلامی====
در این دوره استدلال عقلانی بشر مهم شد، که عقل انسان مستقلاً توانایی سامان دادن به زندگی را دارد. به لحاظ فلسفی؛ حسّ‌گرایی رواج داشت. گزاره‌هایی معنادار است که به حس در آید و قابل آزمون تجربی باشد. عقل، فراسوی دنیا را نمی‌پتواند فهم کند. <ref>نیازمند منبع</ref>
==== تحولات اقتصادی====
بازی‌هایی که نظام سرمایه‌داری با [[زنان]] می‌کند، پیدایش صنعت و تأثیر دوگانه‌ی آن بر [[زنان]]، از طرفی [[زنان]] را به بازار کار می‌کشاند و از طرفی آنها را به خانه می‌کشاند. مثلاً با اختراع  وسایلی مثل ماشین تایپ که نیاز به توان بدنی نداشت، [[زنان]] را تشویق به بازار کار می‌کند. و از طرفی وقتی به [[زنان]] نیاز نداشتند، آن‌ها را به [[خانه‌داری]] تشویق می‌کنند. و از طرفی دیگر [[زنان فعال]]، به این [[زنان خانه‌دار]] حس بی‌کفایتی را تلقین می‌کنند. پس [[فعالان جنبش زنان]]، احساس بی‌کفایتی را به آنها تلقین می‌کردند. هرگاه سرمایه‌داری به نیروی کار ارزان نیاز داشت، [[زن]] را به بازار کار می‌کشاند. سرمایه‌داری در همه امواج با [[زنان]] بازی می‌کند، اما در هر دوره به فراخور خود این کار را می‌کرد. در موج دوم از موج اول نمود بیشتری دارد و در موج سوم در قالب عصر اطلاعات وارد می‌شود. خلاصه این که سرمایه‌داری جهت‌دهنده فرایند و امواج [[فمینیستی]] است (به نظر برخی).<ref>نیازمند منبع</ref>
'''کتاب [[کاستنر]]:''' در عصر اطلاعات، آنچه مهم است اطلاعات است. که به پیدایش مایکروسافت منجر شد. سرمایه‌داری شکل اطلاعاتی به خود گرفت و [[زنان]] حس می‌کنند که از این وادی عقب افتاده‌اند. سرمایه‌داری، [[فمینیسم]] را جهت می‌دهد.<ref>نیازمند منبع</ref>
====تحولات سیاسی، اجتماعی====
تحولات سیاسی، اجتماعی: مثل پیدایش جنبش‌های  مردمی، جنبش سیاهان (جنبش مبارزه با نژادپرستی) و جنبش ضد الکل می‌باشد. <ref>نیازمند منبع</ref>


==[[موج دوم فمینیسم]]==
==[[موج دوم فمینیسم]]==