بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
نظام حقوقی معطوف به تأمین آسایش و سعادت انسان‌ها تنظیم می‌شود. تفاوت‌های طبیعی در آفرینش زنان و مردان ایجاب می‌کند؛ هرکدام متناسب با جنسیت‌شان دارای حقوق و تکالیفی باشند. اسلام زنان و مردان را دارای حقیقت انسانی مشترک دانسته و به تبع آن بخش‌های وسیعی از نظام حقوقی آنها نیز مشابه هستند، اما در مواردی که اقتضای تعالی انسانی زن و مرد، پذیرفتن نقش‌های جنسیتیِ متفاوت است، امتیازات حقوقی آنها نیز تفاوت نسبی می‌یابند. توجه به ظرافت‌های جنسیت‌پذیری حقوق، ظرفیت‌های فراوانی را برای پیشرفت جامعه و تعالی فردی زنان و مردان در چارچوب خانواده فراهم می‌کند.   
نظام حقوقی معطوف به تأمین آسایش و سعادت انسان‌ها تنظیم می‌شود. تفاوت‌های طبیعی در آفرینش زنان و مردان ایجاب می‌کند؛ هرکدام متناسب با جنسیت‌شان دارای حقوق و تکالیفی باشند. اسلام زنان و مردان را دارای حقیقت انسانی مشترک دانسته و به تبع آن بخش‌های وسیعی از نظام حقوقی آنها نیز مشابه هستند، اما در مواردی که اقتضای تعالی انسانی زن و مرد، پذیرفتن نقش‌های جنسیتیِ متفاوت است، امتیازات حقوقی آنها نیز تفاوت نسبی می‌یابند. توجه به ظرافت‌های جنسیت‌پذیری حقوق، ظرفیت‌های فراوانی را برای پیشرفت جامعه و تعالی فردی زنان و مردان در چارچوب خانواده فراهم می‌کند.   
==مفهوم‌شناسی==
==مفهوم‌شناسی==
حقوق در اصطلاح، گاهی به نظام حاکم بر رفتار اجتماعی اطلاق می‌شود، در این اصطلاح؛ حقوق جمع حق نیست، بلکه مجموعة مقررات، یک واحد اعتباری فرض می‌شود. در اصطلاح دیگر؛ حقوق عبارت از مجموعة‌ حق‌هایی است که از سوی مقام صلاحیت‌دار برای انسان وضع شده است.<ref>[https://mesbahyazdi.ir/node/5216/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85 مصباح‌ یزدی، نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام، 1402ش، ص18-19.]</ref>  حقوق و تكاليف به‌هم آميخته است و انسان‌ها در قبال مزایای حقوقی، مکلف به وظایفی هستند.<ref>جوادی آملی، اسلام و محيط زيست، 1388ش، ص254-253.</ref>  مراد از جنسیت‌پذیری حقوق، دخالت جنسیت در امر حقوقی است.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ‏1377ش، ج19، ص134 و 137.</ref>       
حقوق در اصطلاح، گاهی به نظام حاکم بر رفتار اجتماعی اطلاق می‌شود، در این اصطلاح؛ حقوق جمع حق نیست، بلکه مجموعة مقررات، یک واحد اعتباری فرض می‌شود. در اصطلاح دیگر؛ حقوق عبارت از مجموعة‌ حق‌هایی است که از سوی مقام صلاحیت‌دار برای انسان وضع شده است.<ref>[https://mesbahyazdi.ir/node/5216/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85 مصباح‌ یزدی، نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام، 1402ش، ص18-19.]</ref>  حقوق و تكاليف به‌هم آميخته بوده و انسان‌ها در قبال مزایای حقوقی، مکلف به وظایفی هستند.<ref>جوادی آملی، اسلام و محيط زيست، 1388ش، ص254-253.</ref>  مراد از جنسیت‌پذیری حقوق، دخالت جنسیت در امر حقوقی است.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ‏1377ش، ج19، ص134 و 137.</ref>       
==دیدگاه‌های نظری==
==دیدگاه‌های نظری==
در ارتباط با جنسیت و حقوق سه رویکرد کلی؛ تبعیض، تشابه و تساوی حقوقی وجود دارد. در رویکرد تبعیض که عمدتا مربوط به جوامع سنتی مردسالار است، زن موجودی فرض می‌شود که طفیلی مرد، برای خدمت به مرد و فاقد حقوق انسانی است. مدرنیته، زن را مشابه مرد و دارای حقوق یکسان با مرد دانسته و بر تشابه حقوقی زنان و مردان در تمام ابعاد و سطوح حیات اجتماعی تأکید می‌کند. اسلام؛ این دو دیدگاه را تبعیض علیه زنان دانسته و معتقد است در یکی انسانیت زن انکار شده است و در دیگری وظایف مردانه بر زنان تحمیل می‌شود. در رویکرد تساوی حقوقی؛ هرچند زن و مرد دارای حقیقت انسانی یکسان دانسته می شوند اما با ارجاع به تفاوت‌های طبیعی وسیع و استعدادهای نسبتا متفاوت آنها بر تساوی حقوقی تأکید می‌شود و معتقدند؛ تفاوت‌های جنسی و جنسیتی، دنیای زنانه و مردانه را متفاوت می‌سازد و عدالت جنسیتی ایجاب می‌کند هرکدام دارای نظام حقوقی متناسب با جنسیت‌شان باشند.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ‏1377ش، ج19، ص134 و 137.</ref>   
در ارتباط با جنسیت و حقوق سه رویکرد کلی؛ تبعیض، تشابه و تساوی حقوقی وجود دارد. در رویکرد تبعیض که عمدتا مربوط به جوامع سنتی مردسالار است، زن موجودی فرض می‌شود که طفیلی مرد، برای خدمت به مرد و فاقد حقوق انسانی است. مدرنیته، زن را مشابه مرد و دارای حقوق یکسان با مرد دانسته و بر تشابه حقوقی زنان و مردان در تمام ابعاد و سطوح حیات اجتماعی تأکید می‌کند. اسلام؛ این دو دیدگاه را تبعیض علیه زنان دانسته و معتقد است در یکی انسانیت زن انکار شده است و در دیگری وظایف مردانه بر زنان تحمیل می‌شود. در رویکرد تساوی حقوقی؛ هرچند زن و مرد دارای حقیقت انسانی یکسان دانسته می شوند اما با ارجاع به تفاوت‌های طبیعی وسیع و استعدادهای نسبتا متفاوت آنها بر تساوی حقوقی تأکید می‌شود و معتقدند؛ تفاوت‌های جنسی و جنسیتی، دنیای زنانه و مردانه را متفاوت می‌سازد و عدالت جنسیتی ایجاب می‌کند هرکدام دارای نظام حقوقی متناسب با جنسیت‌شان باشند.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ‏1377ش، ج19، ص134 و 137.</ref>