صفحه‌ای تازه حاوی «<big>'''مردانگی'''</big>، انتظارات و انتسابات هویتی و نقشی از انسان مذکر. <br> مردانگی از رویکردهای طبیعی، فرهنگی و تعاملی معنا و شاخص‌های متفاوتی یافته است. برخی مردانگی را ذاتی، اصیل و معطوف به جنس مذکر شمرده و برخی دیگر مردانگی را برساخته، عَرَضی و...» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۸: خط ۲۸:
==فرایند اکتساب مردانگی در جامعه‌شناسی==
==فرایند اکتساب مردانگی در جامعه‌شناسی==


جامعه‌شناسان مردانگی را در ارتباطات پیچیده فردی، نهادی و ساختاری با شاخصه­های ذیل تعریف می‌کنند: تمایل به کسب بی‌پایان قدرت، تمایل به نمایش خشونت، تمایل مهار خشونت در موقعیت، دوری‌گزینی ­عاطفی، میهن­پرستی، رقابت­جویی و تا حدودی دوری گزیدن از خانواده. همچنین مردانگی با آنچه گاهی آسیب­های اجتماعی پسران و مردان جوان شناخته می‌شود نیز قابل تعریف است: <ref>. Adams & Coltrane، Boys and men in families.</ref><ref> the domestic production of gender، power and privilege، 2005: 239.</ref> مستی، استفاده از مواد، زندانی شدن، فعالیت جنسی، تعدد شریکان جنسی ناهمجنس و اجبار دیگری به سکس و اعتقاد به ایدئولوژی ناهمجنس­گرایی.<ref>. Christopher & Sprecher، 2000.</ref><ref> Hearn، 1990.</ref><ref> Pleck، 1990.</ref><ref> Sonenstein & Ku، 1994.</ref><ref> Schwartz & Rutter، 1998، As cited in Adams & Coltrane، 2005: 237.</ref>
جامعه‌شناسان مردانگی را در ارتباطات پیچیده فردی، نهادی و ساختاری با شاخصه­های ذیل تعریف می‌کنند: تمایل به کسب بی‌پایان قدرت، تمایل به نمایش خشونت، تمایل مهار خشونت در موقعیت، دوری‌گزینی ­عاطفی، میهن­پرستی، رقابت­جویی و تا حدودی دوری گزیدن از خانواده. همچنین مردانگی با آنچه گاهی آسیب­های اجتماعی پسران و مردان جوان شناخته می‌شود نیز قابل تعریف است: <ref>. Adams & Coltrane، Boys and men in families؛ the domestic production of gender، power and privilege، 2005: 239.</ref> مستی، استفاده از مواد، زندانی شدن، فعالیت جنسی، تعدد شریکان جنسی ناهمجنس و اجبار دیگری به سکس و اعتقاد به ایدئولوژی ناهمجنس­گرایی.<ref>. Christopher & Sprecher، 2000؛ Hearn، 1990؛ Pleck، 1990؛ Sonenstein & Ku، 1994؛ Schwartz & Rutter، 1998، As cited in Adams & Coltrane، 2005: 237.</ref>
==مردانگی و مذکر بودن==
==مردانگی و مذکر بودن==


خط ۴۲: خط ۴۲:
==مردانگی و زنانگی==
==مردانگی و زنانگی==


از منظر کسانی که در ذاتی و طبیعی‌بودن مردانگی تردید دارند، مردانگی به‌عنوان تعاملی اجتماعی- فرهنگی با زنانگی فهم می‌شود. مردانگی در تعاریف اجتماعی و اشارات روان‌شناسانه‌، به نوعی زن‌نبودن (بیولوژیکی) و دوری حداکثری از زنانگی است. مردانگی در تقابل با زنانگی، شامل هر چیزی است که زنانگی محسوب نشود. مردانگی به­معنای صفات و خصوصیاتی است که به زن و زنانگی منتسب است و یک مرد برای مرد بودن و احراز مردانگی باید از آنها احتراز کند.<ref>. گیدنز، تجدد و تشخص.</ref><ref> جامعه و هویت شخصی در عصر جدید، 1385ش، ص203.</ref><ref> بوردیو، سلطه مردانه، 2010م، ص34.</ref><ref> باتلر، آشفتگی جنسیت، 1385ش، ص61-68.</ref>
از منظر کسانی که در ذاتی و طبیعی‌بودن مردانگی تردید دارند، مردانگی به‌عنوان تعاملی اجتماعی- فرهنگی با زنانگی فهم می‌شود. مردانگی در تعاریف اجتماعی و اشارات روان‌شناسانه‌، به نوعی زن‌نبودن (بیولوژیکی) و دوری حداکثری از زنانگی است. مردانگی در تقابل با زنانگی، شامل هر چیزی است که زنانگی محسوب نشود. مردانگی به­معنای صفات و خصوصیاتی است که به زن و زنانگی منتسب است و یک مرد برای مرد بودن و احراز مردانگی باید از آنها احتراز کند.<ref>. گیدنز، تجدد و تشخص؛ جامعه و هویت شخصی در عصر جدید، 1385ش، ص203؛ بوردیو، سلطه مردانه، 2010م، ص34؛ باتلر، آشفتگی جنسیت، 1385ش، ص61-68.</ref>


مردان نباید زنانه رفتار کنند؛ با موفقیت­ها و در رقابت احترام کسب کنند؛ هرگز ضعف نشان ندهند؛ در پی هیجان و ریسک باشند؛ حتی اگر خطرناک باشد. مردانگی مطابق مقیاس (Male Role Norms Inventory) نیاز به انکار خصوصیات زنانه، محدود کردن زندگی عاطفی، تاکید بر خشونت، تاکید بر خودبسندگی (Self-reliant)،  تلاش برای دستیابی به جایگاه برتر از همه، تمایلات غیر رابطه‌ای، شی­انگاری نسبت به جنسیت و مسائل جنسی دارد.<ref>. Bray& Stanton، Family psychology، 2009: 591.</ref>
مردان نباید زنانه رفتار کنند؛ با موفقیت­ها و در رقابت احترام کسب کنند؛ هرگز ضعف نشان ندهند؛ در پی هیجان و ریسک باشند؛ حتی اگر خطرناک باشد. مردانگی مطابق مقیاس (Male Role Norms Inventory) نیاز به انکار خصوصیات زنانه، محدود کردن زندگی عاطفی، تاکید بر خشونت، تاکید بر خودبسندگی (Self-reliant)،  تلاش برای دستیابی به جایگاه برتر از همه، تمایلات غیر رابطه‌ای، شی­انگاری نسبت به جنسیت و مسائل جنسی دارد.<ref>. Bray& Stanton، Family psychology، 2009: 591.</ref>
خط ۹۲: خط ۹۲:
*   
*   
* Miller، Toby. Masculinity. In A companion to gender studied. Blackwell. In United Kingdom، 2009.
* Miller، Toby. Masculinity. In A companion to gender studied. Blackwell. In United Kingdom، 2009.
[[رده: ویکی‌جنسیت]]