خط ۴۷: خط ۴۷:
همچنین در موضوع حضانت فرزندان در خانواده‌های زن سرپرست، مسائل تکلیف نفقه و تأمین مالی فرزند، حق ملاقات و ارتباط با والد غیرحاضن، استثنائات و موارد سقوط حق حضانت یا ولایت، نقش نهادهای حمایتی دولتی و مدنی و رویه قضایی و آرای محاکم در تفسیر مصلحت کودک از دیگر نکات حائز اهمیت است.<ref>[[مظلوم‌زاده و همکاران، «بررسی فقهی حقوقی حضانت کودک از طرف مادر؛ چالش‌ها و راهکارها»، ۱۴۰۱ش، ص۱۰۸.|https://mrfeghh.ctb.iau.ir/article_691186.html]]</ref>
همچنین در موضوع حضانت فرزندان در خانواده‌های زن سرپرست، مسائل تکلیف نفقه و تأمین مالی فرزند، حق ملاقات و ارتباط با والد غیرحاضن، استثنائات و موارد سقوط حق حضانت یا ولایت، نقش نهادهای حمایتی دولتی و مدنی و رویه قضایی و آرای محاکم در تفسیر مصلحت کودک از دیگر نکات حائز اهمیت است.<ref>[[مظلوم‌زاده و همکاران، «بررسی فقهی حقوقی حضانت کودک از طرف مادر؛ چالش‌ها و راهکارها»، ۱۴۰۱ش، ص۱۰۸.|https://mrfeghh.ctb.iau.ir/article_691186.html]]</ref>


==افزایش خانواده‌های زن سرپرست؛ نابرابری‌های جنسیتی==
==افزایش خانوارهای زن سرپرست؛ نابرابری‌های جنسیتی==
افزایش تعداد خانواده‌های زن سرپرست را می‌توان به عنوان چالشی اجتماعی تلقی کرد که ریشه در نابرابری‌های ساختاری جنسیتی جامعه دارد. در نظام تقسیم کار سنتی، نقش سرپرستی خانواده را به مردان اختصاص داده و زنان برای ایفای نقش سرپرستی تربیت نشده‌اند. زمانی که تقسیم کار جنسیتی، به هر دلیلی کارایی خود را از دست دهد، زنان ناگزیر به پذیرش این مسئولیت می‌شوند و با مشکلات چندبُعدی مواجه می‌گردند.<ref>Fitzpatric and Gomez, “Still cought in a trip: the continued povertization of women”, 1997, p.338.</ref> بار مضاعف نقش‌های خانگی و خانه‌داری و نقش مادری، همراه با محدودیت‌های ساختاری در دسترسی به فرصت‌های شغلی مناسب، فشارهای روانی و جسمانی قابل توجهی بر این زنان وارد می‌سازد.<ref>Montoya and Teixeira, “Multidimensional Poverty in Nicaragua: Are Female-Headed Households Better off”, 2017, p.1037.</ref>  
افزایش تعداد خانواده‌های زن سرپرست را می‌توان به عنوان چالشی اجتماعی تلقی کرد که ریشه در نابرابری‌های ساختاری جنسیتی جامعه دارد. در نظام تقسیم کار سنتی، نقش سرپرستی خانواده را به مردان اختصاص داده و زنان برای ایفای نقش سرپرستی تربیت نشده‌اند. زمانی که تقسیم کار جنسیتی، به هر دلیلی کارایی خود را از دست دهد، زنان ناگزیر به پذیرش این مسئولیت می‌شوند و با مشکلات چندبُعدی مواجه می‌گردند.<ref>Fitzpatric and Gomez, “Still cought in a trip: the continued povertization of women”, 1997, p.338.</ref> بار مضاعف نقش‌های خانگی و خانه‌داری و نقش مادری، همراه با محدودیت‌های ساختاری در دسترسی به فرصت‌های شغلی مناسب، فشارهای روانی و جسمانی قابل توجهی بر این زنان وارد می‌سازد.<ref>Montoya and Teixeira, “Multidimensional Poverty in Nicaragua: Are Female-Headed Households Better off”, 2017, p.1037.</ref>