سلمان قاسمی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
سلمان قاسمی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''فمینیسم'''؛ جنبش فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مدعی دفاع از حقوق زنان | '''فمینیسم'''؛ جنبش فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مدعی دفاع از حقوق زنان | ||
فمینیسم از یک سو جریانی فکری است که اعتقاد دارد زنان باید به فرصتها و امکانات مساوی با مردان در تمامی جنبههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دست پیدا کنند و از سوی دیگر جنبشی اجتماعی است که تلاش میکند تا اعتقادات و باورهای معنای نخست را در افراد و اجتماع نهادینه سازد. فمینیسم تاکید دارد که در طول تاریخ، زنان بیشتر از مردان تحت ظلم و تبعیض بودهاند و این ریشه در جنسیت آنها دارد. اگرچه فمینیستها تاحدودی در احیاء حقوق زن در غرب، نقش قابل ملاحظهای داشتهاند اما فمینیسم، پس از قرنها تلاش و مبارزه، جز ابهام افزایی، انحراف مسیر مبارزه، غیر قابل دسترس خواندن حقوق حقیقی زنان، دامن زدن به بحران تفاهم انسانها، ایجاد دشمنی بین دو جنس زن و مرد، تلاش در ایجاد همانندی مصنوعی با نادیده گرفتن نقش ها و کارکردهای ویژه زنان و مردان و در نهایت پایین آوردن جایگاه انسانی زن، پیامد دیگری نداشتهاست. | فمینیسم از یک سو جریانی فکری است که اعتقاد دارد زنان باید به فرصتها و امکانات مساوی با مردان در تمامی جنبههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دست پیدا کنند و از سوی دیگر جنبشی اجتماعی است که تلاش میکند تا اعتقادات و باورهای معنای نخست را در افراد و اجتماع نهادینه سازد. فمینیسم تاکید دارد که در طول تاریخ، زنان بیشتر از مردان تحت ظلم و تبعیض بودهاند و این ریشه در جنسیت آنها دارد. اگرچه فمینیستها تاحدودی در احیاء حقوق زن در غرب، نقش قابل ملاحظهای داشتهاند اما در ارزیابی کلی فمینیسم، پس از قرنها تلاش و مبارزه، جز ابهام افزایی، انحراف مسیر مبارزه، غیر قابل دسترس خواندن حقوق حقیقی زنان، دامن زدن به بحران تفاهم انسانها، ایجاد دشمنی بین دو جنس زن و مرد، تلاش در ایجاد همانندی مصنوعی با نادیده گرفتن نقش ها و کارکردهای ویژه زنان و مردان و در نهایت پایین آوردن جایگاه انسانی زن، پیامد دیگری نداشتهاست. | ||
==واژهشناسی فمینیسم== | ==واژهشناسی فمینیسم== | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
به صورت کلی سه گونه از فمینیسم در غرب تعریف شده است. اولین گونه که به فمینیسم اثباتگرا معروف است، در قرون 17 و 18 شکل گرفت. با حاکمیت بینش مردسالار تا آن زمان، زن، موجودی تبعی قلمداد میشد و استقلال موجود مستقلی به نام زن مورد سؤال بود. از این رو مهمترین هدف فمینیستها در آن دوره، اثبات شأن زن در حوزه اجتماعی و نهاد خانواده بود. این گونه از فمینیسم بیشتر، صبغه فلسفی دارد و قائل به استقلال وجودی زن است و با این تلقـی، حـدود اختیـارات و حقـوق زنان را تعریف می کند.<ref>اصغر افتخاری، مطالعات راهبردی زنان 1379 شماره 9</ref> | به صورت کلی سه گونه از فمینیسم در غرب تعریف شده است. اولین گونه که به فمینیسم اثباتگرا معروف است، در قرون 17 و 18 شکل گرفت. با حاکمیت بینش مردسالار تا آن زمان، زن، موجودی تبعی قلمداد میشد و استقلال موجود مستقلی به نام زن مورد سؤال بود. از این رو مهمترین هدف فمینیستها در آن دوره، اثبات شأن زن در حوزه اجتماعی و نهاد خانواده بود. این گونه از فمینیسم بیشتر، صبغه فلسفی دارد و قائل به استقلال وجودی زن است و با این تلقـی، حـدود اختیـارات و حقـوق زنان را تعریف می کند.<ref>اصغر افتخاری، مطالعات راهبردی زنان 1379 شماره 9</ref> | ||
فمنیسیم اثباتگرا همان موج اول فمینیسم به شمار می رود كه معروف به «جنبش حق رأی زنان» | فمنیسیم اثباتگرا همان موج اول فمینیسم به شمار می رود كه از سال 1850 تا 1920 میلادی جریان داشت و معروف به «جنبش حق رأی زنان» است. این موج، بستر ارائه مباحث حقوقى زنـان را در كشـورهای غربـى پـس از انقلاب فرانسه فراهم كرد. مهمترین خواستههای فمینیستها در این دوره اصلاح لباس، اصلاحات حقوقی در رابطه با ازدواج، داشتن فرصـتهای برابـر قـانونى، اصلاحات سیاسی با محوریت حق رأی برای زنان و مردستیزی و نقد ازدواج و خانواده بود.<ref>توحیدفام، محمد و عیسیوند، لیلا، فمینیسم و دموکراسی در گذر تاریخ، فصلنامه علمی پژوهشی علوم سیاسی و روابط بین الملل، دوره سوم، شماره 13، 1389ش.</ref> از مهمترین دسـتاوردهای ايـن مـوج میتوان به تثبيـت مالكيـت زنـان، فرصتهای كم و بيش برابر برای تحصیل و تجربه كار تشكيلاتى اشاره کرد.<ref>مشیرزاده، از جنبش تا نظریه، 1381ش، ص 124</ref> <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 60</ref> | ||
فمینیسم اثباتگرا پس از دستیابی نسبی به شأن مستقل برای زنان، به سمت احقاق حقوق اجتماعی برابر با مردان حرکت کرد | فمینیسم اثباتگرا پس از دستیابی نسبی به شأن مستقل برای زنان، به سمت احقاق حقوق اجتماعی برابر با مردان حرکت کرد که با عنوان فمینیسم مساواتطلب شناخته میشود. گونه دوم فمینیسم با اعتقاد به برابری جنسیتی به سمت ترسیم حقوق و جایگاه سیاسی–اجتماعی مساوی با مردان حرکت کرد. مطابق با دیدگاه موج دوم، تفاوتهای جسمی، جنسی و روانشناختی زن و مرد نباید مانع از ورود زنان در عرصههای مختلف اجتماعی شود از مسئولیتها و مشاغل مدیریتی سطح بالا تا مشاغل سخت مانند خدمات شهری.<ref>اصغر افتخاری، مطالعات راهبردی زنان 1379 شماره 9</ref> | ||
موج | طرفداران موج دوم، به بازسازی و انقلاب مفاهیم (نه فقط اصلاح مفاهیم) معتقد بودند و نظریههای موجود را [[جنس|جنسگرا]] و غیر قابل اصلاح میدانستند. پژوهشهای این جنبش، فرضها و تعمیمهای حاصل از پژوهشهای [[مردان|مردانه]] را انکار میکنند و به مبارزه با جهانبینی مردسالاری که فرودستی [[زنان]] را طبیعی میدانند، میپردازند. برخی از نتایج موج دوم به شرح زیر است. | ||
# | #جدایی روابط [[جنس و جنسیت|جنسی]] از تولید مثل در کشورهای غربی؛ | ||
#ظهور جنبش آزادی زنان در تمام امور؛ | #ظهور جنبش آزادی زنان در تمام امور؛ | ||
#کاهش [[ازدواج]] و زاد و ولد و افزایش آمار [[طلاق]] و تضعیف نظام [[خانواده]]؛ | #کاهش [[ازدواج]] و زاد و ولد و افزایش آمار [[طلاق]] و تضعیف نظام [[خانواده]]؛ | ||
#ایجاد مؤسسات فراوان فرهنگی و مطبوعاتی [[زنان]]؛ | #ایجاد مؤسسات فراوان فرهنگی و مطبوعاتی ویژه [[زنان]]؛ | ||
#به دست آوردن قدرتهایی در زمینه اقتصادی و سیاسی، <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 61</ref> | #به دست آوردن قدرتهایی در زمینه اقتصادی و سیاسی، <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 61</ref> | ||
با گذر از دو موج اول و دوم، گفتمان مدرن فمینیستی به عنوان موج سوم فمینیسم، دعاوی جدیدی را مطرح کرد. فمینیسم اثباتگرا با صبغه فلسفی و فمینیسم مساواتطلب با صبغه اجتماعی، حالت تدافعی داشته و تفکیکی را که بین جنس زن و مرد قابل رؤیت است، رد می نمایند، امـا در حوزه مدرن، فمینیسم جنبه تهاجمی دارد و ضمن تأکید بر مقوله جنسیت تفسیر تازهای از آن ارائه می کند. در اینجا زن نه تنها فرو دست نیست، بلکه فرا دست است، حتی ادعا میشود زنان میتوانند و حق دارند قدرت زنانه را جایگزین آن چیزی نمایند که تاکنون مردانه بوده است. | |||
فمينيسم در يك بررسى تاريخى به سه موج تقسيم میشـود: مـوج اول (1920-1848)، موج دوم (1980-1960) و موج سوم (1980 به بعد).<ref>[https://jiss.isca.ac.ir/article_65944_6ba5e9dcf1283a18243217af8b14b939.pdf حاجیده آبادی و زارع، «تبيين و بررسى معرفتشناسى فمينيستى »، 1397ش]</ref> | فمينيسم در يك بررسى تاريخى به سه موج تقسيم میشـود: مـوج اول (1920-1848)، موج دوم (1980-1960) و موج سوم (1980 به بعد).<ref>[https://jiss.isca.ac.ir/article_65944_6ba5e9dcf1283a18243217af8b14b939.pdf حاجیده آبادی و زارع، «تبيين و بررسى معرفتشناسى فمينيستى »، 1397ش]</ref> | ||
# | # | ||
*'''موج سوم فمینیسم''': | *'''موج سوم فمینیسم''': | ||
تحولاتى كه از نيمه دهۀ 1970م به بعد در غرب زمينه ظهور موج سوم فمينيسم را فراهم كرد كه از مهمترين آنها تحولات نظام سـرمايهداری و مطـرحشـدن نظريـه پسـتمـدرن است. تأكيد برتفاوتها و نقد شاخههای مختلف علوم، از مشخصههای موج سوم است.<ref>[https://jiss.isca.ac.ir/article_65944_6ba5e9dcf1283a18243217af8b14b939.pdf حاجیده آبادی و زارع، «تبيين و بررسى معرفتشناسى فمينيستى »، 1397ش]</ref> نتیجه ناپسند زیاده روی در حرکتهای [[زن]] مدارانه، موج دوم، افزایش خشونت روزافزون در [[خانواده]] و محیط کار و ناامنی [[جنس و جنسیت|جنسی]]نیز از عوامل دیگر پیدایش موج سوم فمنیسم در جهان غرب بود. <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 61</ref> | تحولاتى كه از نيمه دهۀ 1970م به بعد در غرب زمينه ظهور موج سوم فمينيسم را فراهم كرد كه از مهمترين آنها تحولات نظام سـرمايهداری و مطـرحشـدن نظريـه پسـتمـدرن است. تأكيد برتفاوتها و نقد شاخههای مختلف علوم، از مشخصههای موج سوم است.<ref>[https://jiss.isca.ac.ir/article_65944_6ba5e9dcf1283a18243217af8b14b939.pdf حاجیده آبادی و زارع، «تبيين و بررسى معرفتشناسى فمينيستى »، 1397ش]</ref> نتیجه ناپسند زیاده روی در حرکتهای [[زن]] مدارانه، موج دوم، افزایش خشونت روزافزون در [[خانواده]] و محیط کار و ناامنی [[جنس و جنسیت|جنسی ]]نیز از عوامل دیگر پیدایش موج سوم فمنیسم در جهان غرب بود. <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 61</ref> | ||
==گرایشهای [[فمینیسم|فمینیستی]]== | ==گرایشهای [[فمینیسم|فمینیستی]]== | ||