بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
==نقد دیدگاه== | ==نقد دیدگاه== | ||
دکتر هبه رؤوف عزت که دارای لیسانس علوم سیاسی دانشگاه قاهره (1987 م) و کارشناسی ارشد در همین رشته (1992 م) است، وقتی با اندیشه سعداوی در این کتاب آشنا می شود، شگفت زده شده، این نوشتار را بریده هایی از نوشته های پیشین سعداوی می نامد; یعنی تغییری در روند فکری سعداوی نمی یابد . وی سعداوی را اسطوره سازی نامیده که پیرامون دین، زن، اخلاق و ... به افسانه سازی پرداخته است . نویسنده، سعداوی را به دشمنی آشکار با دین متهم می سازد . دشمنی سعداوی به نظر رؤوف عزت، بر چندین پایه استوار است: | دکتر هبه رؤوف عزت که دارای لیسانس علوم سیاسی دانشگاه قاهره (1987 م) و کارشناسی ارشد در همین رشته (1992 م) است، وقتی با اندیشه سعداوی در این کتاب آشنا می شود، شگفت زده شده، این نوشتار را بریده هایی از نوشته های پیشین سعداوی می نامد; یعنی تغییری در روند فکری سعداوی نمی یابد . وی سعداوی را اسطوره سازی نامیده که پیرامون دین، زن، اخلاق و ... به افسانه سازی پرداخته است . نویسنده، سعداوی را به دشمنی آشکار با دین متهم می سازد . دشمنی سعداوی به نظر رؤوف عزت، بر چندین پایه استوار است: | ||
1 . دین از ساخته های بشری است و دستاورد تاریخ . عزت، این دیدگاه را رهاورد جوامع غربی می داند . | *1 . دین از ساخته های بشری است و دستاورد تاریخ . عزت، این دیدگاه را رهاورد جوامع غربی می داند . | ||
2 . سعداوی خواهان جدایی دین از زندگی است . به نظر وی دین امری درونی/انسانی است که در دل هر فرد به وجود می آید . از این رو نیازی به وحی نخواهد بود . | *2 . سعداوی خواهان جدایی دین از زندگی است . به نظر وی دین امری درونی/انسانی است که در دل هر فرد به وجود می آید . از این رو نیازی به وحی نخواهد بود . | ||
3 . دین به گمان سعداوی باید از خواسته ها پیروی کند نه اینکه تابع نوسازی و اجتهاد و توازن میان مطلق (وحی) و نسبی (واقع) باشد، و گرنه ابزاری برای ستمکاران خواهد شد . گویا به نظر سعداوی هیچ ارزش ثابتی وجود ندارد و بلکه این جوامع کوچک و بزرگ اند که دین را می سازند . | *3 . دین به گمان سعداوی باید از خواسته ها پیروی کند نه اینکه تابع نوسازی و اجتهاد و توازن میان مطلق (وحی) و نسبی (واقع) باشد، و گرنه ابزاری برای ستمکاران خواهد شد . گویا به نظر سعداوی هیچ ارزش ثابتی وجود ندارد و بلکه این جوامع کوچک و بزرگ اند که دین را می سازند . | ||
4 . دین همواره در خدمت سیاست بوده و هم پیمان سرمایه داری است و این اقتصاد است که مسیر و آینده تاریخ را به دست دارد، نه دین و نه حتی فرهنگ . | *4 . دین همواره در خدمت سیاست بوده و هم پیمان سرمایه داری است و این اقتصاد است که مسیر و آینده تاریخ را به دست دارد، نه دین و نه حتی فرهنگ . | ||
5 . دین داران همواره در برابر سلطه های سیاسی و اقتصادی، قافیه را باخته اند و باید به خاطر انجام این گناهان طلب مغفرت کنند . | *5 . دین داران همواره در برابر سلطه های سیاسی و اقتصادی، قافیه را باخته اند و باید به خاطر انجام این گناهان طلب مغفرت کنند . | ||
6 . همه ادیان تا به امروزه علیه زنان دست به دست هم داده اند و برای رهایی زن، باید دین را از زندگی کنار گذاشت . | *6 . همه ادیان تا به امروزه علیه زنان دست به دست هم داده اند و برای رهایی زن، باید دین را از زندگی کنار گذاشت . | ||
هبه رؤوف عزت، در ادامه می آورد . سعداوی هیچ دلیل قانع کننده ای برای فرضیه های خود ارائه نمی دهد . وی حتی از حقیقت و مجاز زبان نیز ناآگاه است; آنجا که خدا را مذکر قلمداد کرده است . همچنین سعداوی نه از قرآن و سنت شناخت درستی دارد و نه از فقه و علوم شرعی . از این رو به اسطوره های کهن مصری روی می آورد و به قرآن و احادیث اشاره ای گذرا می کند . | هبه رؤوف عزت، در ادامه می آورد . سعداوی هیچ دلیل قانع کننده ای برای فرضیه های خود ارائه نمی دهد . وی حتی از حقیقت و مجاز زبان نیز ناآگاه است; آنجا که خدا را مذکر قلمداد کرده است . همچنین سعداوی نه از قرآن و سنت شناخت درستی دارد و نه از فقه و علوم شرعی . از این رو به اسطوره های کهن مصری روی می آورد و به قرآن و احادیث اشاره ای گذرا می کند . | ||
وی می افزاید: سعداوی از یک سو به جایگاه تاریخی و عملکرد زنان اشاره می کند و از سوی دیگر به غفلت مردان در ثبت حیات سیاسی - اجتماعی زنان . اگر چنین باشد چگونه توانسته است از دل کتاب های تاریخی این همه اطلاعات کسب و از زنان گذشته یاد کند . | وی می افزاید: سعداوی از یک سو به جایگاه تاریخی و عملکرد زنان اشاره می کند و از سوی دیگر به غفلت مردان در ثبت حیات سیاسی - اجتماعی زنان . اگر چنین باشد چگونه توانسته است از دل کتاب های تاریخی این همه اطلاعات کسب و از زنان گذشته یاد کند . | ||
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
عزت می افزاید: فمینیزم نیز زاییده چنین ارزش ها و آرمان هایی است که در غرب بالیده است . در آغاز از حقوق زنان به عنوان حقوق بخشی از انسان ها دفاع می شد، اما امروزه با گسترش سکولاریسم راهی دیگر در پیش گرفته و منافع اقتصادی، حرف اول و آخر سردمداران نهضت آزادی زنان است . به گمان برخی فمینیست ها، دین، امکان گفت وگو را از بین می برد . اما به نظر رؤوف عزت، اگر چارچوب را اخلاق اسلامی بگیریم، می توان با پویایی و اجتهاد، از سوء استفاده دینی که نه تنها علیه زنان، بلکه علیه انسانیت اعمال می شود، جلوگیری کرد . خانواده در اسلام یکی از بنیادهای اساسی جامعه و روابط ایمانی افراد (مردن و زن) است که اهمیت ویژه ای دارد . نیکی به پدر و مادر و صله رحم در چارچوب روابط اجتماعی، اهمیت بسیار دارد و خانواده مرکز ساختار اجتماعی اسلام به شمار می آید; زیرا از کانال خانواده، فرد با جامعه پیوند می یابد و زن چونان مرد، بنا به مفهوم «کلکم راع » نقش آفرین است . | عزت می افزاید: فمینیزم نیز زاییده چنین ارزش ها و آرمان هایی است که در غرب بالیده است . در آغاز از حقوق زنان به عنوان حقوق بخشی از انسان ها دفاع می شد، اما امروزه با گسترش سکولاریسم راهی دیگر در پیش گرفته و منافع اقتصادی، حرف اول و آخر سردمداران نهضت آزادی زنان است . به گمان برخی فمینیست ها، دین، امکان گفت وگو را از بین می برد . اما به نظر رؤوف عزت، اگر چارچوب را اخلاق اسلامی بگیریم، می توان با پویایی و اجتهاد، از سوء استفاده دینی که نه تنها علیه زنان، بلکه علیه انسانیت اعمال می شود، جلوگیری کرد . خانواده در اسلام یکی از بنیادهای اساسی جامعه و روابط ایمانی افراد (مردن و زن) است که اهمیت ویژه ای دارد . نیکی به پدر و مادر و صله رحم در چارچوب روابط اجتماعی، اهمیت بسیار دارد و خانواده مرکز ساختار اجتماعی اسلام به شمار می آید; زیرا از کانال خانواده، فرد با جامعه پیوند می یابد و زن چونان مرد، بنا به مفهوم «کلکم راع » نقش آفرین است . | ||
سعداوی در پاسخ به عزت می نویسد: گمان می کردم نویسنده، سخنان خود را با تشکیک در برخی موارد آغاز خواهد کرد و پیش از آنکه از مطلق ها و حقایق غیرقابل تغییر، سخن براند، میان اسلام و دیگر ادیان به مقارنه و موازنه بپردازد وگرنه هر دین مداری به آسانی خواهد توانست دین و آیین خویش را برتر و والاتر از همه ادیان دیگر بنامد و در واقع باب هر گونه گفت وگو و بحث و نظر را ببندد . | سعداوی در پاسخ به عزت می نویسد: گمان می کردم نویسنده، سخنان خود را با تشکیک در برخی موارد آغاز خواهد کرد و پیش از آنکه از مطلق ها و حقایق غیرقابل تغییر، سخن براند، میان اسلام و دیگر ادیان به مقارنه و موازنه بپردازد وگرنه هر دین مداری به آسانی خواهد توانست دین و آیین خویش را برتر و والاتر از همه ادیان دیگر بنامد و در واقع باب هر گونه گفت وگو و بحث و نظر را ببندد . | ||
من با گفته های ایشان درباره تاریخ کشتار اندیشمندان توسط کلیسا و غرب موافقم، اما آیا این اتفاق امروزه در جوامعی چون یهود و پیش از این در اسلام رخ نداده است؟ پرسش های وی از دل جامعه اسلامی برنیامده و چرا به جای پرسش های واقعی، کسانی چون چارلز تایلور را به کمک فرا می خواند؟ آیا بهتر نیست بپرسد که اگر مردی عقیم، ناتوان و بیکار نتواند معاش خود و همسرش را تهیه کند، زن می تواند قوامه را به عهده گیرد یا خیر؟ و آیا نمی توان این مسئله را درباره ازدواج زنان مطرح نمود؟ آیا نسبیت گرایی غرب باعث ویرانی خانواده شده است و یا سلطه مطلق مردان و اعمال خشونت علیه زنان و کودکان رهاورد این ویرانی است؟ اگر مراد از دین، برقراری عدالت اجتماعی، آزادی، مسئولیت فردی و گروهی زنان مردان است، چرا اخلاق نقشی دوگانه ایفا می کند و کانون گرم خانواده بر مبنای فرمانبرداری بی چون و چرای زنان از مردان است؟ تفسیری که عزت از «الرجال قوامون ...» | من با گفته های ایشان درباره تاریخ کشتار اندیشمندان توسط کلیسا و غرب موافقم، اما آیا این اتفاق امروزه در جوامعی چون یهود و پیش از این در اسلام رخ نداده است؟ پرسش های وی از دل جامعه اسلامی برنیامده و چرا به جای پرسش های واقعی، کسانی چون چارلز تایلور را به کمک فرا می خواند؟ آیا بهتر نیست بپرسد که اگر مردی عقیم، ناتوان و بیکار نتواند معاش خود و همسرش را تهیه کند، زن می تواند قوامه را به عهده گیرد یا خیر؟ و آیا نمی توان این مسئله را درباره ازدواج زنان مطرح نمود؟ آیا نسبیت گرایی غرب باعث ویرانی خانواده شده است و یا سلطه مطلق مردان و اعمال خشونت علیه زنان و کودکان رهاورد این ویرانی است؟ اگر مراد از دین، برقراری عدالت اجتماعی، آزادی، مسئولیت فردی و گروهی زنان مردان است، چرا اخلاق نقشی دوگانه ایفا می کند و کانون گرم خانواده بر مبنای فرمانبرداری بی چون و چرای زنان از مردان است؟ تفسیری که عزت از «الرجال قوامون ...»<ref> نسا: آیه 34)</ref>می دهد، با تفاسیر علما متفاوت است . | ||
آیا دوگانگی های اخلاقی، ارمغان «جهانی شدن » و «مدرنیزم » است؟ مشکل در جایی دیگر است و در اندیشه و فرهنگ کشورهای ماست . آنچه غایب است نوآوری، نوسازی و اجتهاد پویا در بیشتر بررسی ها و کتاب هاست . بی مبالغه می توان گفت که نخبگان فرهیخته ما، قربانیان این دوگانگی ها هستند که در جهان پزشکی از آن با نام «گسست خودآگاهی از ناخودآگاه » یاد می شود; یعنی گسست جسم از روح و روان . | آیا دوگانگی های اخلاقی، ارمغان «جهانی شدن » و «مدرنیزم » است؟ مشکل در جایی دیگر است و در اندیشه و فرهنگ کشورهای ماست . آنچه غایب است نوآوری، نوسازی و اجتهاد پویا در بیشتر بررسی ها و کتاب هاست . بی مبالغه می توان گفت که نخبگان فرهیخته ما، قربانیان این دوگانگی ها هستند که در جهان پزشکی از آن با نام «گسست خودآگاهی از ناخودآگاه » یاد می شود; یعنی گسست جسم از روح و روان . | ||
پیش از این بوعلی یاسین در کتاب «حقوق المراه فی الکتابه العربیه منذ عصر النهضه » که از دیدگاهی دیگر به نوال سعداوی نگریسته است، دو اشکال بر وی می گیرد: | پیش از این بوعلی یاسین در کتاب «حقوق المراه فی الکتابه العربیه منذ عصر النهضه » که از دیدگاهی دیگر به نوال سعداوی نگریسته است، دو اشکال بر وی می گیرد: | ||
1 . نوال سعداوی با اصالت بخشیدن به زن، خود را دشمن مردان قرار داده که این امر نه به سود مردان تمام می شود و نه به سود زنان بلکه حکایت همچنان باقی است; گذشته از اینکه خود این نظرگاه، از لحاظ علمی نادرست است و اصل و فرعی در این مسئله وجود ندارد . | *1 . نوال سعداوی با اصالت بخشیدن به زن، خود را دشمن مردان قرار داده که این امر نه به سود مردان تمام می شود و نه به سود زنان بلکه حکایت همچنان باقی است; گذشته از اینکه خود این نظرگاه، از لحاظ علمی نادرست است و اصل و فرعی در این مسئله وجود ندارد . | ||
2 . سعداوی، زن را از لحاظ جنسی نیرومندتر از مردان می داند . اگرچه خلاف آن ثابت شده است، ولی معنای درونی این مسئله این است که وی به جای «تعدد زوجات » خواهان «تعدد ازدواج » است; یعنی چند همسری جای خود را به چند شوهری می دهد! یاسین در پایان می پرسد: نوال سعداوی ما را به کجا رهنمون می کند؟<ref>مجله پگاه حوزه،زن از دو منظر اسلامی و فمینیستی، چهارم مرداد 1382، شماره 99 </ref> | *2 . سعداوی، زن را از لحاظ جنسی نیرومندتر از مردان می داند . اگرچه خلاف آن ثابت شده است، ولی معنای درونی این مسئله این است که وی به جای «تعدد زوجات » خواهان «تعدد ازدواج » است; یعنی چند همسری جای خود را به چند شوهری می دهد! یاسین در پایان می پرسد: نوال سعداوی ما را به کجا رهنمون می کند؟<ref>مجله پگاه حوزه،زن از دو منظر اسلامی و فمینیستی، چهارم مرداد 1382، شماره 99 </ref> | ||
==آثار== | ==آثار== | ||
* کتاب «زن و جنسیت » | * کتاب «زن و جنسیت » | ||