پرش به محتوا

شیوه‌های مدیریت بدن

از ویکی‌جنسیت

شیوه‌های مدیریت بدن؛ روش‌های زیباسازی، اصلاح و تغییر بدن.

شیوه‌های مدیریت بدن، تابع نگرش‌ها و ارزش‌های خاص دربارهٔ زندگی و بدن است. امروزه شیوه‌های نمایشی مدیریت بدن برجسته‌تر شده و عمدتاً با زیباسازی و تقویت ظاهر فیزیکی شناخته می‌شوند. با این حال، غالباً محدودیت‌ها و پیامدهای منفی این رویکردها مورد غفلت قرار می‌گیرد.

۱. شیوه‌های انضباطی مدیریت بدن

الف) منزوی‌سازی

زمینه اصلی تحقق این شیوه، گروه‌بندی انسان‌ها به دسته‌های گوناگون است و مدل عملیاتی آن عقلانی‌سازی نظام رهبانی و پیامد آن بدن منزوی است که قادر به همدلی و دریافت محبت نباشد. نمونه اصلی آن رهبانیت، نهاد تولیدکننده آن کلیسا و کارگزاران اصلی آن زنان راهبه بوده‌اند.[۱]

ب) بوروکراتیزه‌سازی

زمینه‌ساز اصلی این شیوه در جوامع معاصر، نظام‌سرمایه‌داری، مدل عقلانی آن مقیدسازی بدن‌ها به رژیم‌های بوروکراتیک و تحمیل نظم شدید زمانی و مکانی بر بدن‌ها است. در رژیم‌های بوروکراتیک صرف نظر از نیازهای بدنی کارگران، کمیت‌ها و کیفیت‌های خاصی از کار در یک نظم زمانی بر بدن آنان تحمیل می‌شود. با این حال، رژیم‌های بوروکراتیک اغلب بدن زنان را تحت کنترل قرار می‌دهند؛ زیرا از زنان انتظار می‌رود قاعدگی، بارداری و یائسگی را در مؤسساتی که سازماندهی زمان و مکان آنها درک کمی از آنها دارد، مدیریت و پنهان کنند. این شیوه از مدیریت بدن پیامدهای فرا جنسیتی نیز دارد. طرح‌های بهره‌وری با عدم امکان استراحت و آرامش کافی در طول روز کاری، می‌تواند منجر به بیماری‌های مرتبط با استرس در بین زنان و مردان به‌صورت مشترک شود.[۲]

ج) شیوه‌های نظارتی

فوکو رویت‌پذیر ساختن بدن را مطرح کرد. از این منظر بدن‌ها، نظارت بیرونی را نمی‌پذیرند، بلکه با القائات فرهنگی از درون مورد نظارت قرار می‌گیرند و برای تحقق آن تلاش خواهند کرد. در این شیوه نه تنها فشار نظارت احساس نمی‌شود، بلکه رؤیای تحقق نظارت در جان‌ها شکل می‌گیرد. در این شیوه از توجیهاتی چون آزادی، تحقق، رشد و تکامل بدن استفاده شود و مردان و زنان با طیب خاطر آنرا اجرایی می‌کنند.[۳]

۲. شیوه‌های نمایشی

در این شیوه بدن در آیینه جامعه نمایش داده می‌شود. مصرف شاه کلید تحقق آن در جامعه است. فروشگاه‌های بزرگ و مکان‌های مدرن محل تحقق آن و مدل کلی آن فروشگاهی است. در این شیوه تمایلات سطحی با مصرف به نمایش در می‌آید. ساختارهای نهاد سرمایه‌داری بی‌وقفه بدن را با اشیاء خارجی و اشیاء خارجی را با بدن مرتبط می‌سازد. حتی تمایل شهوانی این بدن‌ها را به جای آنکه با اشخاص دیگر مرتبط سازد در درون یک زندگی مصنوعی محصور می‌سازد و در نهایت یک شخصیت خودشیفته تولید خواهد شد. بخش عمده مخاطبین این شیوه زنان هستند.[۴] با ورود فن‌آوری زنان برای نمایش در عرصه‌های عمومی از مدیریت بدن استفاده می‌کنند.[۵]

راجع به ارزشمندی شیوه‌های نمایشی اختلاف است. از نظر اورباخ، شیوه پرورش بدن لاغر، طبیعی و شیوه‌های رشد دادن چاقی تحریف است. برخلاف اورباخ، چرنین شیوه‌های پرورش‌دهنده بدن زنان چاق را مثبت و طبیعی می‌بیند.[۶] شیوه تمرکز بر بدن جوان، لاغر و جنسی در فرهنگ مصرفی معاصر بسیار ارزشمند تلقی می‌شود، در حالی‌که شیوه‌های مبتنی بر بدن‌های پیر معمولاً از توجه عمومی دور نگه داشته خواهند شد.[۷]

شیوه‌های مدیریت بدن‌های آیینه در نمایش صرف خلاصه نخواهد شد؛ بلکه علاوه بر انجام ورزش‌های منظم، رعایت برنامه‌های سلامت شخصی، رژیم‌های غذایی پرفیبر و پوشیدن لباس‌های رنگی نیازمند تنظیم دقیق، مراقبت، بازسازی و ارائه منظم بدنی است.[۸]

۳. شیوه‌های سلطه‌جویانه

شیوه اصلی تحقق این شیوه بدنی زور و مدل آن جنگ است؛ این بدن برای آن‌که بتواند مجازات را اجرا و جذب کند باید از خود جدا شود. شکل ظاهری بدن به گونه‌ای تنظیم شود که ترس ایجاد کند و به سمت دیگران معطوف باشد عمده مخاطبین آن مردان و تولیدکننده این شیوه ارتش‌ها هستند.[۹]

۴. شیوه‌های بدن ارتباطی

برخی اندیشمندان غربی نوع خاص و مبهمی از شیوه مدیریت بدن را به‌عنوان یک رؤیا ذکر کرده‌اند. عنوان آن را «شیوه ارتباطی بدن» گذاشته‌اند و معتقدند که رسانه عامل اصلی تحقق آن و شناخت زمینه‌ساز اصلی آن است. این شیوه می‌تواند با روایت‌های مشترک، آیین‌های جمعی و روابط دلسوزانه به تحقق نزدیک‌تر شود. در این شیوه مدیریت بدنی نیز میل ایجاد خواهد شد؛ اما بیش از آنکه میل به مصرف باشد، میل به بیان دوتایی است، در نهایت در قالب روایت‌های تجسم یافته از بدن تحقق می‌یابد.[۱۰]

شیوه‌های تاریخی مدیریت بدن در غرب

در جوامع پیشامدرن مدیریت نشانه‌های بیرونی و عینی بدن شیوه اصلی مدیریت بدن بوده است. در آن دوران مدیریت بدن با نشانه‌های بیرونی ارزیابی و مورد قضاوت قرار می‌گرفت؛ مثلاً به جای بدن کارکردهای بدن نشانه بدن خوب و منظم بوده است. در جامعه فئودالی، مدیریت بدن از نشانه‌های عمده طبقاتی و عامل تحقق آن زنان بوده و مردان بر آن نظارت می‌کردند. در این دوره مدریت بدن بر جسم‌ها رواج یافت، اما ملاک‌ها تنظیم و چگونگی اجرای آن توسط طبقات تعیین می‌شد. با توسعه سرمایه‌داری، نمایش فرد به تدریج از نقش‌های نهادی جدا شد. همان‌طور که ترنر خاطرنشان می‌کند، این امر اهمیت زیادی برای کار چهره و شیوه‌های مدیریت بدن دربرداشت: قبل از سرمایه‌داری جایگاه شخصیت در نشان خانوادگی قرار داشت، در حالی‌که امروزه چنین نیست؛ بلکه دائماً در تعاملات بین فردی در حال شکل‌گیری است، زیرا مصرف‌گرایی و بازار انبوه، نشانه‌های بیرونی تفاوت اجتماعی و شخصی را از بین برده یا حداقل محو کرده‌اند، با مدیریت‌های فردی بدن، باید تمایزات را ایجاد کرد.[۱۱]

شیوه‌های مدیریت بدن در ایران

طی دهه‌های اخیر مدیریت بدن در ایران به‌ویژه در میان اعضای جامعه شهری به‌صورت گسترده رواج یافته است.[۱۲] ایران نیز مفاهیم مدرنی چون بدن نمایشی را تجربه کرده است. کسانی که از این شیوه‌ها استفاده کرده‌اند نیز اظهار داشته‌اند که در ایران انگیزه اول استفاده از شیوه‌های مدیریت بدن کسب زیبائی است و معیار کسب سلامتی در رتبه بعدی است.[۱۳] در ایران یکی از مشکلات زنان ورزشکار بدن بزرگ آنان است، چراکه جامعه بدن ظریف را از زنان توقع دارد، به همین دلیل زنان ورزشکار برای کوچک کردن و ایجاد ظرافت در بدن از برخی شیوه‌های مدیریت بدن بهره می‌برند.[۱۴] عواملی نظیر انگیزه زیبایی شناختی، شرایط خانوادگی، برداشت شخص از مدیریت بدن، فشار و تأیید اجتماعی، رقابت با دیگران، کسب هویت اجتماعی و جنسی، نگرش فرهنگی، گسترش شبکه‌های ارتباطی، توانمندی اقتصادی و پیشرفت پزشکی بر شیوع مدیریت بدن مؤثر بوده است.[۱۵]

زمینه‌های تکنولوژیکی مدیریت نمایشی بدن

توانایی کنترل بدن در نتیجه پیشرفت در جراحی پیوند، تلقیح مصنوعی، لقاح آزمایشگاهی و جراحی پلاستیک با سرعت ادامه یافته است. همان‌طور که جان اونیل (۱۹۸۵) نشان می‌دهد، اکنون بخش‌های کمی از بدن وجود دارد که فناوری نمی‌تواند به نحوی آن را بازسازی کند. کاشت مو زشتی طاسی را از بین می‌برد، دندان‌های مصنوعی شکل صورت را بهینه نگه می‌دارد و تعداد فزاینده‌ای از اندام‌ها وجود دارند که می‌توانند به بدن انسان پیوند زده شوند. جراحی پیوند قلب دیگر ارزش خبری ندارد و پیوند چشم می‌تواند توانایی دیدن را بازگرداند. ضربان‌سازها به افراد دارای قلب معیوب اجازه می‌دهند تا به‌طور عادی زندگی کنند. پس قسمت‌های مختلف بدن را می‌توان با استفاده از مواد مصنوعی بازسازی کرد و اندام‌های مصنوعی پیچیده‌تری در سال‌های اخیر در دسترس قرار گرفته‌اند.[۱۶] زنان ورزشکار ایران با مدیریت بدن چالش وزن را حل می‌کنند.[۱۷] مدیریت بدن گاهی صرفاً جنبه حفظ سلامتی پیدا می‌کند و بدن‌ها از طریق رژیم غذایی، ورزش منظم و معاینات بهداشتی حفظ و تنظیم خواهد شد؛ تا خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی، سکته مغزی، سرطان و تصادفات کاهش یابد.[۱۸]

علل رونق شیوه‌های مدیریت بدن نمایشی

ترس از مرگ

باومن معتقد است که یکی از دلایل رونق حفاظت و مدیریت بدن، ترس انسان‌ها از مرگ در دنیای معاصر است. انسان‌ها تلاش دارند با نگهداری بهینه بدن به سلامت مادام العمر و فرار از مرگ برسند. با ساعت‌ها تمرین در باشگاه یا استدیوی ایروبیک فرصت کمی به فکر کردن در مورد مرگ پیدا می‌کنند. این ترس فراتر از مسئله جنسیت و بین همه انسان‌ها مشترک است.[۱۹]

کالایی شدن بدن

در دنیای معاصر، جنبه‌های کالایی بر جنبه‌های غیر کالائی سلطه یافته است. کالایی‌سازی شیوه‌ای است که کنشگران در جوامع معاصر از طریق آن می‌کوشند تا حداقل تداوم را در نحوه ارائه خود را تضمین کنند. به عبارت دیگر، ابزارهای مدیریت خود به‌طور فزاینده‌ای با کالاهای مصرفی گره خورده‌اند و دستیابی به موفقیت اجتماعی و اقتصادی به‌طور حیاتی به ارائه یک تصویر کالائی قابل قبول از خودِ وابسته است. جنبه کالائی‌شدن بدن زنان بیشتر از مردان بوده است.[۲۰]

نظارت‌پذیر شدن بدن‌ها

در شرایط فعلی هیچ چیز نمی‌تواند مانع از این شود که افراد احساس کنند بدن ماشین آنهاست که از طریق رژیم غذایی، ورزش منظم و معاینات بهداشتی حفظ و تنظیم خواهد شد.[۲۱] به باور فوکو در قرن بیستم، اشکال تبعیض‌آمیزتری از کنترل بر بدن رواج یافت که از نظر تأثیرات اجتماعی و اقتصادی پربارتر بودند. شیوه جدیدی از سرمایه‌گذاری بر بدن ظهور کرده است که دیگر خود را نه به شکل کنترل از طریق سرکوب، بلکه به شکل کنترل از طریق تحریک نشان می‌دهد. توصیه اصلی این شیوه این است که لاغر، خوش‌قیافه و برنزه باش!.[۲۲]

محدودیت‌های شیوه‌های مدیریت بدن

به‌طور کلی بسیاری از اندیشمندان غربی اعتراف کرده‌اند که علیرغم افزایش کنترل فرآیندهای عقلانی‌سازی مدرنیته بر بدن، مسیر نهایی آن مبهم و غیرقابل تصور است. تنها جنبه واضح آن فراهم شدن ظرفیت کنترل اشخاص بر بدن خود و نظارت‌پذیر ساختن آن برای دیگران است. این فرایند دارای ماهیت دولبه و عدم اطمینان از محتوای آن و ابهام در خاستگاه اولیه و نتایج نهایی این مسیر است.[۲۳]

الف) ماهیت غیرقطعی شیوه‌های مدیریت بدن

ماهیت غیرقطعی دانش علمی می‌تواند موانع بزرگی را برای اتخاذ موفقیت‌آمیز شیوه‌های مدیریت بدن ایجاد کند. زنان و مردانی که از شیوه‌های مدیریت بدن بصورت گسترده استفاده نموده‌اند به عدم قطعیت آثار شیوه‌های مدیریت بدن اعتراف دارند؛ مثلاً برخی ورزش‌کاران معتقدند که پس از چندین سال انجام ورزش‌های مثل دویدن بر این باورند که بدن آنها را متناسب‌تر و سالم‌تر خواهد کرد، اما در عوض فرسودگی این قبیل ورزش‌ها به بخش‌هایی از بدن آسیب رسانده است. برخی افراد که رژیم غذایی را برای مدیریت سلامت بدن انتخاب کرده بودند متوجه شدند که برخی از افزودنی‌های مورد استفاده در مارگارین عامل مؤثری در بیماری قلبی است. پس به‌طور کلی دانش علمی و پیشرفت‌های تکنولوژیکی میزان توانایی ما در تغییر بدن‌هایمان را افزایش می‌دهند، اما در عین حال ساختار بیولوژیکی اکثراً نادیده پنداشته شده است؛ چراکه بدن همزمان توانمندساز و محدودکننده است.[۲۴] تحقیقات در جامعه ایران نیز نشان داده است که. برخی از زنان در استفاده از رژیم غذایی، تغییر شیوه زندگی، روان درمانی و دارو درمانی برای مدیریت بدن ناموفق بوده‌اند.[۲۵]

ب) تولید الگوهای جنسیتی ناکارآمد

پرسش اندیشمندان از شیوهای رایج بدن‌های نمایشی این است که چرا زنان در غرب با «استبداد لاغری» مواجه هستند که رشد و بیان اجتماعی و جسمی آنها را محدود می‌کند. برخلاف مردان که طوری تربیت شده‌اند که به بدن خود افتخار کنند، زنان طوری تربیت می‌شوند که از بدن خود متنفر باشند و اغلب در تلاش برای کاهش آن وسواس پیدا می‌کنند. نتایج مخرب این تلاش به‌طور فزاینده‌ای در میان زنان عمومیت یافته است و شامل افزایش استفاده از جراحی زیبایی، لیپوساکشن و بی‌اشتهایی عصبی است. تعداد فزاینده مرگ و میر ناشی از فشاری که زنان برای کاهش وزن با آن مواجه هستند، این نکته را نشان می‌دهد که زنان بیشتر از مردان از زندگی در بدن رنج می‌برند.[۲۶] در حال حاضر نیز برخی شیوه‌های مدیریت بدن زنان قابل قبول و برخی دیگر غیرقابل قبول است؛ به‌عنوان مثال عضلات بزرگ همچنان غیرقابل قبول هستند و ترس از پرورش آنها بسیاری از دختران را از ورزش دور می‌کند. علاوه بر این، لباس ورزشی زنان نیز محل مناقشه‌های مختلفی قرار دارد. در مجموع زنان در شیوه‌های مدیریت بدن در ورزش با گزینه‌هایی مواجه هستند که اکثراً غیرقابل قبول است. اگر آنان هنجارهای رایج را بپذیرند از بدن زنانه بیگانه خواهند شد، چراکه هنجارها مردانه هستند. اگر آنرا کنار بگذارند از عرصه‌های اجتماعی متعدد محروم خواهند شد.[۲۷]

ج) آسیب رساندن به شخصیت

گافمن در کتاب «ارائه خود در زندگی روزمره» تناقض مهمی در شیوه‌های رایج مدیریت بدن را برملا می‌کند. از یک طرف صنعت روبه‌رشد مروج تناسب اندام، رژیم غذایی و مراقبت‌های عمومی از بدن فشار زیادی را برای استفاده از این روش‌ها بر اعضای جامعه وارد می‌سازد. از طرف دیگر بسیاری از این روش‌ها با احتمال شکست مواجه هستند. در حالی که شکست در آنها منجر به بی‌اشتهایی عصبی و امثال آن خواهد شد. تحقیقات علمی نشان داده است که بی‌اشتهایی عصبی زنان ارتباط نزدیکی با شکست در استفاده از روش‌هایی نظیر زیبائی و لاغری دارد.[۲۸]

د) سرکوبگری شیوه‌های مدیریت بدن

جنبه‌های سرکوبگرانه زیادی در ساخت بدن مطابق با کلیشه‌های جنسیتی وجود دارد. به‌عنوان مثال، فشارهای مطلوبیت اجتماعی لاغری برای زنان و عضلانی بودن برای مردان، باعث اختلالات خوردن خواهد شد. همچنین استفاده از داروهای غیرقانونی مانند استروئیدهای آنابولیک توسط مردان آمریکایی در دوران نوجوانی را افزایش داده است. در واقع، در سال ۱۹۹۲ تخمین زده شد که حدود ۵۰۰۰۰۰ کودک مدرسه‌ای برای بهبود مهارت‌های ورزشی خود از محرک‌ها و استروئیدها استفاده می‌کردند. عوارض جانبی داروهایی مانند استروئیدهای آنابولیک علاوه بر این‌که از نظر جسمی برای مصرف‌کننده خطرناک است، شامل افزایش پرخاشگری و تمایل به انجام اعمال خشونت‌آمیز نیز خواهد بود.[۲۹]

شیوه‌های مدیریت بدن برای ورزشکاران نیز دارای پیامدهای مضر بوده است. علوم ورزشی در مسیر تکامل تجهیزات و تکنیک‌های تمرینی بخش‌هایی از بدن را که برای عملکرد رقابتی از اهمیت بیشتری برخوردارند، مشخص، ایزوله و تغییر شکل می‌دهند. در مجموع ماده آزمایشی علوم ورزشی بدن مردان و زنان جوان است.[۳۰] کتاب‌های خودیاری در زمینه‌های رژیم غذایی، ورزش، رابطه جنسی، آرامش، وضعیت بدن و برنامه‌های مراقبت از پوست، همگی مشوق روش‌های جدید مدیریت بدن هستند. نتیجه نهایی این کتاب‌ها وابسته‌سازی بدن‌ها به عادات بدنی از پیش تعیین‌شده و مشروط شدن به انبوه اطلاعات جدید توسعه‌یافته در سیستم‌های انتزاعی پزشکان، متخصصان سلامت و تغذیه است. همه این فرایندها برای آزادی عمل کنشگران، مخصوصاً زنان، مضر هستند.[۳۱]

پانویس

  1. - Frank, For a sociology of the body: an analytical review', 1991, Figure 4.2.
  2. - Martin, The Woman in the Body, 1989/1987, p94.
  3. - Cregan, The Sociology of the Body: Mapping the Abstraction of Embodiment, 2012, p18.
  4. - Frank, For a sociology of the body: an analytical review', 1991, Figure 4.2.
  5. - باصری و دیگران، «مطالعه انسان‌شناسی مدیریت بدن زنان با تأکید بر جراحی (بای پس معده) در منطقه 2 تهران»، 1401ش، ص143.
  6. - Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p68.
  7. -- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p35.
  8. --- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p35.
  9. - Frank, For a sociology of the body: an analytical review', 1991, Figure 4.2.
  10. - Frank, For a sociology of the body: an analytical review', 1991, Figure 4.2.
  11. - Turner, The Body and Society, 1984, p109,
  12. - باصری و دیگران، «مطالعه انسان‌شناسی مدیریت بدن زنان با تأکید بر جراحی (بای پس معده) در منطقه 2 تهران»، 1401ش، ص143.
  13. - باصری و دیگران، «مطالعه انسان‌شناسی مدیریت بدن زنان با تأکید بر جراحی (بای پس معده) در منطقه 2 تهران»، 1401ش، ص149.
  14. - زمانیان و دیگران، «مدیریت بدن در زنان فوتبالیست»، 1403ش، ص380.
  15. - باصری و دیگران، «مطالعه انسان‌شناسی مدیریت بدن زنان با تأکید بر جراحی (بای پس معده) در منطقه 2 تهران»، 1401ش، ص151-158.
  16. - Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p36.
  17. - زمانیان و دیگران، «مدیریت بدن در زنان فوتبالیست»، 1403ش، ص379.
  18. - Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p37.
  19. - Bauman, 'Survival as a social construct', 1992, p18.
  20. Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p93.
  21. - Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p38.
  22. - Foucault, Body/Power, 1980, p57.
  23. - Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p38.
  24. - Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p203.
  25. -باصری و دیگران، «مطالعه انسان‌شناسی مدیریت بدن زنان با تأکید بر جراحی (بای پس معده) در منطقه 2 تهران»، 1401ش، ص142.
  26. - Chernin, Kim, Womansize. The Tyranny of Slenderness, 1983, p82,983.
  27. - Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p65.
  28. - Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p93.
  29. - Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p111.
  30. - Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p37.
  31. - Giddens, Modernity and Self-Identity, 1991, p100.

منابع

  • باصری، علی و همکاران، «مطالعه انسان‌شناسی مدیریت بدن زنان با تأکید بر جراحی (بای پس معده) در منطقه ۲ تهران»، پژوهش‌های انسانشناسی ایران، دوره ۱۲، شماره ۲۳، پاییز و زمستان۱۴۰۱ش.
    • زمانیان، فائزه و دیگران، «مدیریت بدن در زنان فوتبالیست»، زن در توسعه و سیاست، دوره۲۲، شماره۲، ۱۴۰۳ش.
    • Bauman, Zygmunt,. “Survival as a social construct”, Theory Culture and Society, volume 9(1) 1992.
    • Chernin, Kim, Womansize. The Tyranny of Slenderness, London, The Women's Press, 1983.
    • Cregan , Kate, The Sociology of the Body: Mapping the Abstraction of Embodiment, Sage Academic Books , 2012.
    • Foucault, Michel, 'Body/Power', in C. Gordon (ed.), Michel Foucault: Power/Knowledge, Brighton, Harvester, 1980.
    • Frank, Arthur, W, 'For a sociology of the body: an analytical review', in M. Featherstone, M. Hepworth and B. Turner (eds), The Body: Social Process and Cultural Theory(chapter2), London: Sage, 1991.
    • Giddens, A. Modernity and Self-Identity. Cambridge: Polity Press, 1991.
    • Martin, Emily, The Woman in the Body. Milton Keynes: Open University Press, 1989/1987.
    • Shilling, Chris, The Body and Social Theory, London, Newbury Park and New Delhi, Sage Publications, 1993.
    • Turner, Bryan. S. , The Body and Society, Oxford, Basil Blackwell, 1984.