مریم کاظم زاده

از ویکی‌جنسیت

مریم کاظم زاده یکی از عکاسان شناخته شده جنگ بود که از ابتدای انقلاب با اجازه از امام به حیطه خبرنگاری و عکاسی وارد می‌شود و عکاسی از امام در پاریس، عکاسی در انقلاب، غائله کردستان و جنگ در کارنامه او وجود دارد و عکس‌های او در قالب نمایشگاهی و کتاب منتشر شده است.

مریم کاظم زاده
اطلاعات شخصی
زاده شیراز در سال 1335
درگذشت تهران، سه خرداد1401
محل سکونت تهران
فرزندان ریحانه ، فرزانه
همسر

شهید اصغر وصالی

مرتضی بی آزاران
سایر مشخصات
آثار مریم کاظم زاده؛ عکاسان جنگ (عراق- ایران 1357-1365)
زبان فارسی
خدمات
دین اسلام
مذهب شیعه
محل تحصیل انگلیس
خدمات اولین خبرنگار و عکاس زن جنگ ایران و عراق
شغل خبرنگار و عکاس
حرفه عکاس


زندگی‌نامه

مریم کاظم زاده، متولد شیراز در سال 1335 است. [۱]ابتدا ریاضی و سپس در رشته هنر تحصیل کرده است. کاظم‌ زاده پس از دریافت مدرک دیپلم از دبیرستانی در شیراز، به عنوان آموزگار در تهران مشغول به خدمت شد. [۲] او تهران قبول شد اما خانواده موافقت نکرد و با اصرار او را برای ادامه تحصیل به انگلستان فرستادند.

او در این رابطه می‌گوید: «فکر کنید از آن محیط بسته و خفقان‌آور در سال 55، وارد محیط و فضای باز مسائل سیاسی ـ اجتماعی شدم. با بهره‌مندی از وجود دوستانی آگاه و راهنمایی آنها قاطی گروهک‌ها و سازمان‌های چپ نشدم اما حرف همه گروه‌ها و سازمان‌ها را به دلیل کنجکاوی شنیدم. در همان گیر و دار، آشنایی با خانم مرضیه حدیدچی (خانم دباغ) پل محکمی شد برای من که از آن آشفته بازار به سمت مکان مطمئنی حرکت کنم. دوستی و ارتباط با ایشان هم پاسخ‌گوی نیازهای عاطفی من در غربت بود و هم نیازهای سیاسی و تشنگی مرا برای آگاهی‌های مذهبی پاسخگو بودند.» .[۳]

کاظم‌زاده و وصالی اواخر شهریور ۱۳۵۸ عقد کردند و اوایل مهرماه به همراه گردان پنجم سپاه پادگان ولی‌عصر(عج) که فرماندهی‌اش را وصالی بر عهده دارد، به مهاباد رفتند تا اولین سفر مشترک زندگی‌شان را در یک منطقه جنگی بگذرد. پس از شروع جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، زندگی این زوج بار دیگر با مقاومت گره خورد. این بار هم خانم خبرنگار همراه همسر رزمنده‌اش به سرپل ذهاب رفت، اما طولی نکشید که در ۲۸ آبان ۱۳۵۹ اصغر وصالی در تنگه حاجیان گیلان‌غرب به شهادت رسید.[۴]

او بار دیگر سال‌ها بعد ازدواج می‌کند و همسر دوم ایشان آقای مرتضی بی آزاران، آرشیتکت ایران خودرو می باشند. دو دختر به نام‌های ریحانه و فرزانه دارند.[۵]. مریم کاظم زاده"، سابقه همکاری با روزنامه‌های انقلاب اسلامی ، کیهان و مجله زن روز را دارد.[۶]

مریم کاظم زاده در ۶۶ سالگی پس از یک دوره بیماری، از دنیا رفت. او سال‌های زیادی از دوران انقلاب و دفاع مقدس را به کار خبرنگاری و عکاسی در مناطق مختلف جنگی پرداخت و پس از جنگ نیز در روزنامه‌ها و نشریات کشور فعال بود. فوت او او در سه خرداد 1401 ، واکنش‌ها و بازخوردهای زیادی داشت و از وزیر فرهنگ تا روزنامه‌نگاران و عکاسان نسبت به درگذشت او واکنش نشان دادند.[۷]

تحول با امام خمینی، شروع عکاسی انقلابی

امام که وارد پاریس شدند به پیشنهاد شهید حداد عادل با تعدادی از برادران با اتوبوسی راهی فرانسه شد و ملاقات با امام، حجت را بر او تمام کرد. اولین چیزی که به ذهن او برای پرسش از امام رسید این بود که از امام بپرسد آیا یک دختر مسلمان می‌تواند خبرنگار باشد یا خیر؟ امام با خط خودشان برای او نوشتند «اصل رشته اشکال ندارد، مگر اینکه حجاب رعایت نشود» این پاسخ یعنی انتخاب راه برای مریم کاظم زاده، او وقتی از خود امام عکس می‌گرفت، احساس می‌کرد این رسالت او است. به انگلیس که برگشت، آرام و قرار نداشت بار دوم چهار روز مهمان امام شد! صبح تا شب نوفل لوشاتو بود و عکس گرفت. امام که به ایران برگشتند، احساس کرد دیگر کاری ندارد و باید برگردد. خانواده مخالفت کردند؛ او گفتم: می‌آیم دیداری تازه می‌کنم و بر می‌گردم، اما او و شاید آنها هم می‌دانستند که دیگر بازگشتی در کار نیست. او با خانواده امام به تهران بازگشت.[۸]

شروع روزنامه‌نگاری

اشتغال در روزنامه انقلاب اسلامی از فروردین ۱۳۵۸ تا آذرماه ۱۳۵۹، فعالیت به عنوان گزارشگر در تحریریه نشریه زن روز در سال ۱۳۶۲ و مشغولیت در سرویس اجتماعی روزنامه کیهان از۱۳۶۳ تا سال ۱۳۸۴ (بازنشستگی) بخشی از سوابق مطبوعاتی زنده‌یاد کاظمی‌ زاده است.[۹]

حضور در غائله کردستان

او در اولین روزهای درگیری کردستان در شرایطی که شاید هیچ زنی حاضر نمی‌شد حضور داشته باشد همراه همکارش آقای طاقداریان به کردستان رفت؛ او در این رابطه می‌گوید: «با رفتنم موافقت نشد. اصرار کردم و پذیرفتند. به سنندج رفتم. دیدن جو شهر و مقایسه آن با تهران برایم عجیب بود. فضا اصلاً فضای انقلاب نبود. مریوان جنگ بود. سر چند پاسدار را بریده بودند. جو متشنج بود. بخاطر غیربومی بودنم و وضعیت حجابم نگاه‌ها سنگین بود. سوار مینی بوس شدم تا به پادگانی در چند کیلومتری شهر که تنها نقطه امن محسوب می‌شد بروم. میان راه چندین بار افراد مسلح برای شناسایی، مینی بوس را نگه داشتند هر لحظه امکان هر برخورد بدی بود، اما به خیر گذشت و وارد پادگان شدم. یک پادگان نظامی و من یک دختر جوان. البته جو آنجا قبلاً توسط همکارم قدری آماده شده بود، اما باز نگاه‌ها مشکوک، سنگین و ناباورانه بود. چون تحلیل داشتم و می‌دانستم کجا هستم و چه باید بکنم قدری توانستم بر اوضاع مسلط شوم»[۱۰]

عکاسی و حضور در شرایط سخت مبارزه برای او که رزم چریکی نمی‌دانست بسیار سخت بود او در این رابطه می‌گوید: «یک بار یکی از فرماندهان سپاه، شهید اصغر وصالی، مرا دید و گفت: شما خبرنگاران در شهر پشت میز می‌نشینید و از جنگ می‌نویسید. راوی جنگ باید در صحنه حضور داشته باشد، نه اینکه خیلی شجاعت به خرج دهد! و بعد از عملیات چند عکس جنگی بگیرد! البته این برخورد تند و عدم اعتماد احساس غالب فرماندهان و افراد درگیر در منطقه بود. اما در مجموع آن شهید هم مانند شهید چمران به قضیه حضور زن در صحنه مثبت نگاه می‌کرد و بارها و بارها خودشان سد راه را برای حضور بنده در مناطق حساس برداشت. [۱۱]

بعد از برخورد با شهید وصالی مدتی گذشت که یک روز دکتر چمران گفتند: یک گروه می‌خواهند برای شناسایی به مرز بروند؛ می‌خواهی بروی؟ من هم از خدا خواسته کوله و دوربینم را برداشتم و راه افتادم. غافل از اینکه سرپرست این گروه شهید وصالی است. خلاصه گروه حاضر شدند و دکتر رو به شهید وصالی گفتند: خواهر هم با شما می‌آیند، سالم می‌بری، سالم هم تحویل می‌دهی! شهید وصالی نپذیرفتند و گفتند: منطقه درگیری است. ما باید از بین دشمن به طرف مرز برویم. دو روز پیاده‌روی داریم و ... امّا بالاخره راضی شدند و خلاصه راه افتادیم. خدا همگی‌شان را رحمت کند. [۱۲]

از آن گروه، رضا مرادی در گیلان‌غرب شهید شد. جهانگیر مفقود شد. اسماعیل لسانی را خبر ندارم. منصور در همان عملیات شهید شد. وصالی هم، حسن هم، از عبداللّه نوری بی خبرم. مسیر واقعا سخت بود. خیلی جاها را باید می‌پریدیم. راه نبود، کوه بود و دره. گروه به علت اینکه رزم چریکی را آموخته بودند مشکل نداشتند، اما برای من بسیار دشوار بود. سختی بسیار شیرینی را پشت سر گذاشتیم. اما از سفر مانده نشدم. قمقمه نداشتم، آب جیره‌بندی شده بود. هوا به شدت گرم بود. رفتیم و رفتیم تا اینکه راهنما نوید یک چشمه را داد. بچه‌ها که به چشمه رسیدند روی زمین افتادند».[۱۳]

حضور در دفاع مقدس

او به عنوان عکاس در چندین مقطع در مناطق عملیاتی حضور داشت و تنها عکاس زنی بود که در دوران دفاع مقدس توانست به اتاق جنگ راه یابد و از نزدیک وقایع را عکاسی کند. او همچنین در کردستان، در کنار شهید چمران به ثبت رخدادهای جنگ پرداخت که بخشی از آنها در کتاب «عکاسان جنگ» توسط بنیاد روایت فتح به چاپ رسیده است. همچنین برخی از این عکس‌ها برای نخستین‌بار در سال ۱۳۹۴ طی نمایشگاهی در خانه هنرمندان ایران به نمایش درآمد.[۱۴]

آثار

از او و در مورد او سه اثر موجود است:

خبرنگار جنگی: خاطرات مریم کاظم زاده

کتاب «خبرنگار جنگی: خاطرات مریم کاظم زاده» اثری به قلم رضا رئیسی از خاطرات مرحوم کاظم زاده است. این کتاب توسط انتشارات یاد بود در سال 1382 منتشر شد. در این کتاب خاطرات آن دوران از زبان مریم کاظم زاده در 240 صفحه روایت شده است.[۱۵]

مریم کاظم زاده؛ عکاسان جنگ (عراق- ایران 1357-1365)

کتاب «مریم کاظم زاده؛ عکاسان جنگ (عراق- ایران 1357-1365)» یک اثر مملو از عکس و تصویر است که به آثار مریم کاظم زاده اختصاص دارد. این کتاب توسط انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس اختصاص دارد.[۱۶]

تا شهادت

کتاب «تا شهادت» یکی دیگر از آثار مرتبط با مریم کاظم زاده است، ناشر این کتاب سازمان تبلیغات اسلامی است و کتاب در سال 1373 منتشر شد. این کتاب در 146 صفحه نگارش شده و در آن خاطراتی از مرحوم کاظم زاده و خاطرات جنگ ایران و عراق تدوین شده است.[۱۷] [۱۸]

جایزه مریم کاظم زاده

جایزه مریم کاظم زاده به عنوان جایزه روزنامه‌نگار زن تراز انقلاب اسلامی پس از فوت او توسط وزارت ارشاد معیین شد. اولین دوره این جایزه سال آینده هم زمان با سالگرد درگذشت این روزنامه‌نگار زن برگزار خواهد شد.[۱۹]

پانویس

  1. «مریم کاظم زاده»، ایران کتاب
  2. «مریم کاظم زاده عکاس جنگ درگذشت»، خبرگزرای فارس
  3. «گفتگویی با خواهر مریم کاظم زاده»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه
  4. «مریم کاظم زاده عکاس جنگ درگذشت»، خبرگزاری فارس
  5. «گفتگو با خواهر مریم کاظم زاده»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه
  6. «مریم کاظم‌زاده»، ایران کتاب
  7. «معرفی مریم کاظم زاده به عنوان یک الگو»، خبرگزاری صدا وسیما
  8. «گفتگو با خواهر مریم کاظم زاده»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه
  9. «مریم کاظم زاده عکاس جنگ درگذشت»، خبرگزاری فارس
  10. «گفتگو با خواهر مریم کاظم زاده»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه
  11. «گفتگو با خواهر مریم کاظم زاده»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه
  12. «گفتگو با خواهر مریم کاظم زاده»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه
  13. «گفتگو با خواهر مریم کاظم زاده»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه
  14. «مریم کاظم زاده عکاس جنگ درگذشت»، خبرگزاری فارس
  15. «آشنایی با سه کتاب مریم کاظم زاده»، خبرگزاری کتاب ایران
  16. «آشنایی با سه کتاب مریم کاظم زاده»، خبرگزاری کتاب ایران
  17. «آشنایی با سه کتاب مریم کاظم زاده»، خبرگزاری کتابایران
  18. «مریم کاظم‌زاده»، ایران کتاب
  19. «معرفی مریم کاظم زاده به عنوان یک الگو»، خبرگزاری صدا وسیما

منابع

  • «معرفی مریم کاظم زاده به عنوان یک الگو»، خبرگزاری صدا وسیما، تاریخ درج مطلب: ۱۱ تير ۱۴۰۱ش، تاریخ بازدید:16 اسفند 12401ش.
  • «مریم کاظم‌زاده»، ایران کتاب، تاریخ بازدید: 16 اسفند 12401ش.
  • «آشنایی با سه کتاب مریم کاظم زاده»، خبرگزاری کتاب ایران، تاریخ درج مطلب: ۴ خرداد ۱۴۰۱ش، تاریخ بازدید:16 اسفند 12401ش.
  • «مریم کاظم زاده عکاس جنگ درگذشت»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: 4 تیر 1401ش، تاریخ بازدید:16 اسفند 12401ش.
  • «گفتگو با خواهر مریم کاظم زاده»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه، تاریخ بازدید:16 اسفند 12401ش.