سلمان قاسمی (بحث | مشارکتها) موج دوم |
سلمان قاسمی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''فمینیسم'''؛ جنبش فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مدعی دفاع از حقوق زنان | '''فمینیسم'''؛ جنبش فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مدعی دفاع از حقوق زنان | ||
کم انگاری و نادیده گرفتن منزلت زنان در تعالیم دینی یهود و مسیحیت<ref>سفر پیدایش، باب 2، صص21 تا 23.</ref> به رسمیت نشناخت حقوق زنان در اعلامیههای مختلف حقوق بشر و انکار هرگونه حق و حقوق اخلاقی و قانونی برای زنان، بهویژه بعد از ازدواج، سبب ایجاد جنبشی به نام فمینیسم با هدف دفاع از حقوق زنان شد. حضور زنان در عرصههای مختلف اجتماعی، از جمله بهدست آوردن حق رأی و دستیابی به مناصب و ردههای شغلی بالا بخشی از رهآوردهای این جنبش به شمار میآید؛ همچنین بسیاری از تغییرات بنیادین در برخی ساختارهای اجتماعی، از جمله تزلزل در نهاد خانواده، کاهش ازدواج، افزایش آمار طلاق، حمله به مردان در شئون اجتماعی و خانوادگی از مهمترین شعارهای فمینیسم امروزی است.<ref>دولتی، غزاله، حسینی اکبرنژاد، هاله و حسینی اکبرنژاد،حوریه، بررسی مبانی فلسفی، اخلاقی، کلامی و آثار عملی فمینیسم، قم، نشر معارف، 1389ش.</ref> | |||
فمینیسم از یک سو جریانی فکری است که اعتقاد دارد زنان باید به فرصتها و امکانات مساوی با مردان در تمامی جنبههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دست پیدا کنند و از سوی دیگر جنبشی اجتماعی است که تلاش میکند تا اعتقادات و باورهای معنای نخست را در افراد و اجتماع نهادینه سازد. فمینیسم تاکید دارد که در طول تاریخ، زنان بیشتر از مردان تحت ظلم و تبعیض بودهاند و این ریشه در جنسیت آنها دارد. اگرچه فمینیستها تاحدودی در احیاء حقوق زن در غرب، نقش قابل ملاحظهای داشتهاند اما در ارزیابی کلی فمینیسم، پس از قرنها تلاش و مبارزه، جز ابهام افزایی، انحراف مسیر مبارزه، غیر قابل دسترس خواندن حقوق حقیقی زنان، دامن زدن به بحران تفاهم انسانها، ایجاد دشمنی بین دو جنس زن و مرد، تلاش در ایجاد همانندی مصنوعی با نادیده گرفتن نقش ها و کارکردهای ویژه زنان و مردان و در نهایت پایین آوردن جایگاه انسانی زن، پیامد دیگری نداشتهاست. | فمینیسم از یک سو جریانی فکری است که اعتقاد دارد زنان باید به فرصتها و امکانات مساوی با مردان در تمامی جنبههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دست پیدا کنند و از سوی دیگر جنبشی اجتماعی است که تلاش میکند تا اعتقادات و باورهای معنای نخست را در افراد و اجتماع نهادینه سازد. فمینیسم تاکید دارد که در طول تاریخ، زنان بیشتر از مردان تحت ظلم و تبعیض بودهاند و این ریشه در جنسیت آنها دارد. اگرچه فمینیستها تاحدودی در احیاء حقوق زن در غرب، نقش قابل ملاحظهای داشتهاند اما در ارزیابی کلی فمینیسم، پس از قرنها تلاش و مبارزه، جز ابهام افزایی، انحراف مسیر مبارزه، غیر قابل دسترس خواندن حقوق حقیقی زنان، دامن زدن به بحران تفاهم انسانها، ایجاد دشمنی بین دو جنس زن و مرد، تلاش در ایجاد همانندی مصنوعی با نادیده گرفتن نقش ها و کارکردهای ویژه زنان و مردان و در نهایت پایین آوردن جایگاه انسانی زن، پیامد دیگری نداشتهاست. | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۶: | ||
به صورت کلی سه گونه از فمینیسم در غرب تعریف شده است. اولین گونه که به فمینیسم اثباتگرا معروف است و در قرون 17 و 18 میلادی شکل گرفت. با حاکمیت بینش مردسالار تا آن زمان، زن، موجودی تبعی قلمداد میشد و استقلال موجود مستقلی به نام زن مورد سؤال بود. از این رو مهمترین هدف فمینیستها در آن دوره، اثبات شأن زن در حوزه اجتماعی و نهاد خانواده بود. این گونه از فمینیسم بیشتر، صبغه فلسفی دارد و قائل به استقلال وجودی زن است و با این تلقـی، حـدود اختیـارات و حقـوق زنان را تعریف می کند.<ref>اصغر افتخاری، مطالعات راهبردی زنان 1379 شماره 9</ref> | به صورت کلی سه گونه از فمینیسم در غرب تعریف شده است. اولین گونه که به فمینیسم اثباتگرا معروف است و در قرون 17 و 18 میلادی شکل گرفت. با حاکمیت بینش مردسالار تا آن زمان، زن، موجودی تبعی قلمداد میشد و استقلال موجود مستقلی به نام زن مورد سؤال بود. از این رو مهمترین هدف فمینیستها در آن دوره، اثبات شأن زن در حوزه اجتماعی و نهاد خانواده بود. این گونه از فمینیسم بیشتر، صبغه فلسفی دارد و قائل به استقلال وجودی زن است و با این تلقـی، حـدود اختیـارات و حقـوق زنان را تعریف می کند.<ref>اصغر افتخاری، مطالعات راهبردی زنان 1379 شماره 9</ref> | ||
=== موج اول فمینیسم === | ===موج اول فمینیسم=== | ||
فمنیسیم اثباتگرا همان موج اول فمینیسم به شمار می رود كه از سال 1850 تا 1920 میلادی جریان داشت و معروف به «جنبش حق رأی زنان» است. این موج، بستر ارائه مباحث حقوقى زنـان را در كشـورهای غربـى پـس از انقلاب فرانسه فراهم كرد. مهمترین خواستههای فمینیستها در این دوره اصلاح لباس، اصلاحات حقوقی در رابطه با ازدواج، داشتن فرصـتهای برابـر قـانونى، اصلاحات سیاسی با محوریت حق رأی برای زنان و مردستیزی و نقد ازدواج و خانواده بود.<ref>توحیدفام، محمد و عیسیوند، لیلا، فمینیسم و دموکراسی در گذر تاریخ، فصلنامه علمی پژوهشی علوم سیاسی و روابط بین الملل، دوره سوم، شماره 13، 1389ش.</ref> از مهمترین دسـتاوردهای ايـن مـوج میتوان به تثبيـت مالكيـت زنـان، فرصتهای كم و بيش برابر برای تحصیل و تجربه كار تشكيلاتى اشاره کرد.<ref>مشیرزاده، از جنبش تا نظریه، 1381ش، ص 124</ref> <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 60</ref> | فمنیسیم اثباتگرا همان موج اول فمینیسم به شمار می رود كه از سال 1850 تا 1920 میلادی جریان داشت و معروف به «جنبش حق رأی زنان» است. این موج، بستر ارائه مباحث حقوقى زنـان را در كشـورهای غربـى پـس از انقلاب فرانسه فراهم كرد. مهمترین خواستههای فمینیستها در این دوره اصلاح لباس، اصلاحات حقوقی در رابطه با ازدواج، داشتن فرصـتهای برابـر قـانونى، اصلاحات سیاسی با محوریت حق رأی برای زنان و مردستیزی و نقد ازدواج و خانواده بود.<ref>توحیدفام، محمد و عیسیوند، لیلا، فمینیسم و دموکراسی در گذر تاریخ، فصلنامه علمی پژوهشی علوم سیاسی و روابط بین الملل، دوره سوم، شماره 13، 1389ش.</ref> از مهمترین دسـتاوردهای ايـن مـوج میتوان به تثبيـت مالكيـت زنـان، فرصتهای كم و بيش برابر برای تحصیل و تجربه كار تشكيلاتى اشاره کرد.<ref>مشیرزاده، از جنبش تا نظریه، 1381ش، ص 124</ref> <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 60</ref> | ||
=== موج دوم فمینیسم === | ===موج دوم فمینیسم=== | ||
فمینیسم اثباتگرا پس از دستیابی نسبی به شأن مستقل برای زنان، به سمت احقاق حقوق اجتماعی برابر با مردان حرکت کرد که با عنوان فمینیسم مساواتطلب شناخته میشود. گونه دوم فمینیسم که از سال 1920 شروع و تا سال 1980 ادامه داشت با اعتقاد به برابری جنسیتی به سمت ترسیم حقوق و جایگاه سیاسی–اجتماعی مساوی با مردان حرکت کرد. مطابق با دیدگاه موج دوم، تفاوتهای جسمی، جنسی و روانشناختی زن و مرد نباید مانع از ورود زنان در عرصههای مختلف اجتماعی شود از مسئولیتها و مشاغل مدیریتی سطح بالا تا مشاغل سخت مانند خدمات شهری.<ref>اصغر افتخاری، مطالعات راهبردی زنان 1379 شماره 9</ref> | فمینیسم اثباتگرا پس از دستیابی نسبی به شأن مستقل برای زنان، به سمت احقاق حقوق اجتماعی برابر با مردان حرکت کرد که با عنوان فمینیسم مساواتطلب شناخته میشود. گونه دوم فمینیسم که از سال 1920 شروع و تا سال 1980 ادامه داشت با اعتقاد به برابری جنسیتی به سمت ترسیم حقوق و جایگاه سیاسی–اجتماعی مساوی با مردان حرکت کرد. مطابق با دیدگاه موج دوم، تفاوتهای جسمی، جنسی و روانشناختی زن و مرد نباید مانع از ورود زنان در عرصههای مختلف اجتماعی شود از مسئولیتها و مشاغل مدیریتی سطح بالا تا مشاغل سخت مانند خدمات شهری.<ref>اصغر افتخاری، مطالعات راهبردی زنان 1379 شماره 9</ref> | ||
| خط ۴۸: | خط ۵۰: | ||
#به دست آوردن قدرتهایی در زمینه اقتصادی و سیاسی.<ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 61</ref> | #به دست آوردن قدرتهایی در زمینه اقتصادی و سیاسی.<ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 61</ref> | ||
=== موج سوم فمینیسم === | ===موج سوم فمینیسم=== | ||
با گذر از دو موج اول و دوم، گفتمان مدرن فمینیستی به عنوان موج سوم فمینیسم، دعاوی جدیدی را مطرح کرد. فمینیسم اثباتگرا با صبغه فلسفی و فمینیسم مساواتطلب با صبغه اجتماعی، حالت تدافعی داشته و تفکیکی را که بین جنس زن و مرد قابل رؤیت است، رد می نمایند، امـا در حوزه مدرن، فمینیسم جنبه تهاجمی دارد و ضمن تأکید بر مقوله جنسیت تفسیر تازهای از آن ارائه می کند. در اینجا زن نه تنها فرو دست نیست، بلکه فرا دست است، حتی ادعا میشود زنان میتوانند و حق دارند قدرت زنانه را جایگزین آن چیزی نمایند که تاکنون مردانه بوده است.<ref>[https://jiss.isca.ac.ir/article_65944_6ba5e9dcf1283a18243217af8b14b939.pdf حاجیده آبادی و زارع، «تبيين و بررسى معرفتشناسى فمينيستى »، 1397ش]</ref> | با گذر از دو موج اول و دوم، گفتمان مدرن فمینیستی به عنوان موج سوم فمینیسم، دعاوی جدیدی را مطرح کرد. فمینیسم اثباتگرا با صبغه فلسفی و فمینیسم مساواتطلب با صبغه اجتماعی، حالت تدافعی داشته و تفکیکی را که بین جنس زن و مرد قابل رؤیت است، رد می نمایند، امـا در حوزه مدرن، فمینیسم جنبه تهاجمی دارد و ضمن تأکید بر مقوله جنسیت تفسیر تازهای از آن ارائه می کند. در اینجا زن نه تنها فرو دست نیست، بلکه فرا دست است، حتی ادعا میشود زنان میتوانند و حق دارند قدرت زنانه را جایگزین آن چیزی نمایند که تاکنون مردانه بوده است.<ref>[https://jiss.isca.ac.ir/article_65944_6ba5e9dcf1283a18243217af8b14b939.pdf حاجیده آبادی و زارع، «تبيين و بررسى معرفتشناسى فمينيستى »، 1397ش]</ref> | ||
موج سوم فمینیسم بيشتر متأثر از دیدگاه پستمدرن، تحولات نظام سرمایهداری و رویکرد افراطی موج دوم بود. ویژگی مهم موج سوم را «تأكيد برتفاوتها» دانستهاند، تفاوت بين زنان و مسائل ایشان در مناطق و فرهنگهای مختلف و نيز كاهش تفاوت و ستيز بين زنان و مردان كه هر دو موضوع در سطح نظری و عملي مورد بیتوجهی فمينيسم در موج دوم بود.<ref>آقاجاني، نصرالله، چالش فمینیسم با عدالت جنسیتی، نشریه مطالعات راهبردي زنان، دوره دوازدهم، شماره چهل و ششم، 1386ش.</ref> | |||
به عبارت دیگر تحولات نظام سـرمايهداری و مطـرحشـدن نظريـه پسـتمـدرن زمينه ظهور موج سوم فمينيسم را فراهم كرد.<ref>[https://jiss.isca.ac.ir/article_65944_6ba5e9dcf1283a18243217af8b14b939.pdf حاجیده آبادی و زارع، «تبيين و بررسى معرفتشناسى فمينيستى »، 1397ش]</ref> نتیجه ناپسند زیادهروی موج دوم در حرکتهای [[زن]] مدارانه، افزایش خشونت روزافزون در [[خانواده]] و محیط کار و ناامنی [[جنس و جنسیت|جنسی]] از مهمترین عوامل پیدایش موج سوم فمنیسم در جهان غرب بود. <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 61</ref> | |||
==گرایشهای [[فمینیسم|فمینیستی]]== | ==گرایشهای [[فمینیسم|فمینیستی]]== | ||
فمینیسم را به لحاظ گرایشهای | فمینیسم را به لحاظ گرایشهای غالب و مهم میتوان به چند دسته تقسیم کرد. | ||
#[[فمینیسم لیبرال]]: پیروان فمنیسم لیبرال نبودن فرصتهای برابر آموزشی در جامعه را دلیل ستم بر [[زنان]] میدانند و تلاش میکنند با انجام اصلاحاتی در این زمینه، بدون آنکه بنیادهای اجتماعی و اساسی موجود در جامعه تغییر کند، موقعیت [[زنان]] را بهبود ببخشند. <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 63</ref> | #[[فمینیسم لیبرال]]: پیروان فمنیسم لیبرال نبودن فرصتهای برابر آموزشی در جامعه را دلیل ستم بر [[زنان]] میدانند و تلاش میکنند با انجام اصلاحاتی در این زمینه، بدون آنکه بنیادهای اجتماعی و اساسی موجود در جامعه تغییر کند، موقعیت [[زنان]] را بهبود ببخشند. <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 63</ref> | ||
#[[فمینیسم مارکسیستی]]: طرفداران آن، با تأکید بر مادرسالار بودن جوامع اولیه، معتقدند که پیدایش مالکیت خصوصی در جوامع، سبب در بند کشیدن [[زنان]] شدهاست و تا زمانی که نظام وجود دارد، این اسارت وجود خواهد داشت. <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 65</ref> | #[[فمینیسم مارکسیستی]]: طرفداران آن، با تأکید بر مادرسالار بودن جوامع اولیه، معتقدند که پیدایش مالکیت خصوصی در جوامع، سبب در بند کشیدن [[زنان]] شدهاست و تا زمانی که نظام وجود دارد، این اسارت وجود خواهد داشت. <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 65</ref> | ||
| خط ۶۶: | خط ۷۰: | ||
#'''سکولاریسم''': در یک تبیین اجمالی به بيتفاوتي در برابر دين يا نفي مذهب و آموزههاي ديني يا خارج کردن عرصههاي مختلف علوم از آموزههاي ديني و ملاحظات مذهبي تعریف شدهاست.بر اساس ایت تعریف حقوق زنان باید بر اساس بعد مادي و نيازهاي ملموس و محسوس بشري باشد.<ref>کدخدایی، «مبانی مقايسهي ارزشی نظام حقوق زن در اسلام و فمينيسم»، 1391، ص60 </ref> | #'''سکولاریسم''': در یک تبیین اجمالی به بيتفاوتي در برابر دين يا نفي مذهب و آموزههاي ديني يا خارج کردن عرصههاي مختلف علوم از آموزههاي ديني و ملاحظات مذهبي تعریف شدهاست.بر اساس ایت تعریف حقوق زنان باید بر اساس بعد مادي و نيازهاي ملموس و محسوس بشري باشد.<ref>کدخدایی، «مبانی مقايسهي ارزشی نظام حقوق زن در اسلام و فمينيسم»، 1391، ص60 </ref> | ||
#'''نفی ظلم و تبعیض علیه زنان''':تمام گرایشهای فمینیسم هدف و دال مرکزی خود را تلاش در جهت رفع ظلم و تبعیض علیه زنان قرار دادهاند. | #'''نفی ظلم و تبعیض علیه زنان''':تمام گرایشهای فمینیسم هدف و دال مرکزی خود را تلاش در جهت رفع ظلم و تبعیض علیه زنان قرار دادهاند. | ||
#'''لزوم تغییر نظام [[خانواده]]''': تغییر در نظام سلسله مراتبی خانواده یک یاز اهداف بزرگ نحلههای فمنیستی بودهاست. هر کدام از گرایشهای فمنیستی با توجه به علتی که برای فرودستی زنان تعیین میکردند خواستار تغییر در نظام خانواده بودهاند.برخی از گرایشها قائل به تغییر قوانین حاکم بر خانواده، برخی قائل به حذف خانواده و برخی خواهان تغییر روابط قدرت در خانواده و برخی نیز خواستار نظام برابری | #'''لزوم تغییر نظام [[خانواده]]''': تغییر در نظام سلسله مراتبی خانواده یک یاز اهداف بزرگ نحلههای فمنیستی بودهاست. هر کدام از گرایشهای فمنیستی با توجه به علتی که برای فرودستی زنان تعیین میکردند خواستار تغییر در نظام خانواده بودهاند.برخی از گرایشها قائل به تغییر قوانین حاکم بر خانواده، برخی قائل به حذف خانواده و برخی خواهان تغییر روابط قدرت در خانواده و برخی نیز خواستار نظام برابری و اشتراک در تمام شئون خانواده بودند. <ref>افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388، ص 70</ref> | ||
==مهمترین | ==مهمترین پیامدهای فمینیسم== | ||
آنچه دستاورد و پیامدهای فمنیسم تلقی میشود فارغ از هرگونه نقد و بررسی شامل موارد ذیل است: | آنچه دستاورد و پیامدهای فمنیسم تلقی میشود فارغ از هرگونه نقد و بررسی شامل موارد ذیل است: | ||
*شرکت گسترده زنان در صمیمگیریهای اجتماعی و سیاسی در سطح خرد و کلان. | *شرکت گسترده زنان در صمیمگیریهای اجتماعی و سیاسی در سطح خرد و کلان. | ||