بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
در سال 1314، رضا شاه به علی اصغر حکمت، وزیر معارف، دستوی مردهد که جمعیتی از زنان آزادیخواه تهرانی تشکیل دهد. این جمعیت، میبایست اساسنامهای تهیه کرده، در اختیار وزیر معارف بگذارد و از او بخواهد که حمایت خود را از آنان اعلام کند. بعدها این جمعیت «[[کانون بانوان]]» نامیده شد. [[کانون بانوان]] به ریاست [[شمس پهلوی]] و زیر نظر وزارت معارف، در تاریخ 22 اردیبهشت 1314، برای زمینهسازی رفع حجاب تأسیس شد. ریاست بعدی آن را بر عهده [[هاجر تربیت]] و سپس [[صدیقه دولت آبادی]] گذاشتند <ref>ر. ک: تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، ص 383 و 382</ref> [[نورالهدی منگنه]] نیز آغاز ابتدای تأسیس، در هیأت مدیره کانون، فعالیت میکرد. خود او دراین باره میگوید: «بعد از چندی، [[صدیقه دولت آبادی]] (مدیر[[کانون بانوان]]) که از دور و نزدیک با هم آشنایی داشتیم ، از من خواهش کرد، که عضو هیئت مدیره [[کانون بانوان]] شوم. من هم قبول کردم. مدتی در کمیسیون ادبی [[کانون بانوان]] و سایر قسمتها با خانمها همکاری داشتم و در [[مجله زبان زنان]]، که مدیر مسؤولش، خانم دولت آبادی بود، مقالات مینوشتم و تقریباً تمام ترجمههای آن به قلم من بود. همچنین به سخنرانیهای تربیتی و اجتماعی خودم برای روشن نمودن اذهان، ادامه میدادم؛ چنانکه در سخنرانیهای پرورش افکار، در سال 1319، مورد تقدیر ملوکانه واقع شدم».<ref> دیوان منگنه، ص 16. </ref> | در سال 1314، رضا شاه به علی اصغر حکمت، وزیر معارف، دستوی مردهد که جمعیتی از زنان آزادیخواه تهرانی تشکیل دهد. این جمعیت، میبایست اساسنامهای تهیه کرده، در اختیار وزیر معارف بگذارد و از او بخواهد که حمایت خود را از آنان اعلام کند. بعدها این جمعیت «[[کانون بانوان]]» نامیده شد. [[کانون بانوان]] به ریاست [[شمس پهلوی]] و زیر نظر وزارت معارف، در تاریخ 22 اردیبهشت 1314، برای زمینهسازی رفع حجاب تأسیس شد. ریاست بعدی آن را بر عهده [[هاجر تربیت]] و سپس [[صدیقه دولت آبادی]] گذاشتند <ref>ر. ک: تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، ص 383 و 382</ref> [[نورالهدی منگنه]] نیز آغاز ابتدای تأسیس، در هیأت مدیره کانون، فعالیت میکرد. خود او دراین باره میگوید: «بعد از چندی، [[صدیقه دولت آبادی]] (مدیر[[کانون بانوان]]) که از دور و نزدیک با هم آشنایی داشتیم ، از من خواهش کرد، که عضو هیئت مدیره [[کانون بانوان]] شوم. من هم قبول کردم. مدتی در کمیسیون ادبی [[کانون بانوان]] و سایر قسمتها با خانمها همکاری داشتم و در [[مجله زبان زنان]]، که مدیر مسؤولش، خانم دولت آبادی بود، مقالات مینوشتم و تقریباً تمام ترجمههای آن به قلم من بود. همچنین به سخنرانیهای تربیتی و اجتماعی خودم برای روشن نمودن اذهان، ادامه میدادم؛ چنانکه در سخنرانیهای پرورش افکار، در سال 1319، مورد تقدیر ملوکانه واقع شدم».<ref> دیوان منگنه، ص 16. </ref> | ||
*تلاش برای تغییر فرهنگ بومی | *تلاش برای تغییر فرهنگ بومی | ||
اساس فرهنگ هر جامعه را زنان آن جامعه تشکیل میدهند؛ زیرا تربیت و پرروش نسل آینده، به عهده آنان است. منگنه نیز پی برده بود که بهترین روش برای تغییر فرهنگ یک جامعه، ایجاد تغییر در زنان، بهویژه زنان طبقه متوسط است. او خود میگوید: «عقیده من این بود که باید مادران و خانواده ها را اصلاح کرد و مادر آزموده تحویل جامعه داد. این رستاخیز را باید از طبقه پایین آغاز کرد و میباید بدون تظاهر، زنانی را که فاقد پرورش و آموزش هستند، جمع کرد و برای آنها سخنرانی کرد. با مهر و محبت به آنها فهماند که دنیا و جامعه و خانواده، از آنان چه می خواهد. بنابراین، مقالات زیادی تحت عنوان «لزوم تربیت زنان» در مجله [[نسوان وطن خواه]] نوشتهام». <ref>منگنه، شمهای از سرگذشت من، مندرج در سایت </ref>بنابراین، زنان این کشور، هدف تلاشهای فرهنگی [[نورالهدی منگنه]] و همفکرانش قرار میگیرند؛ زیرا با تغییر فرهنگ زنان یک کشور، فرهنگ همه افراد آن کشور تغییر میکند. او برای زمینهسازی رفع حجاب و کشاندن زن به سوی همدوشی تمام عیار با مردان، همه تلاش خود را به کار میگیرد و از آنجا که خطی خوش و طبع شعر داشت و به زبان فرانسه نیز مسلط بود، تا حدودی نیز در این زمینه، به موفقیت دست یافت. | اساس فرهنگ هر جامعه را زنان آن جامعه تشکیل میدهند؛ زیرا تربیت و پرروش نسل آینده، به عهده آنان است. منگنه نیز پی برده بود که بهترین روش برای تغییر فرهنگ یک جامعه، ایجاد تغییر در زنان، بهویژه زنان طبقه متوسط است. او خود میگوید: «عقیده من این بود که باید مادران و خانواده ها را اصلاح کرد و مادر آزموده تحویل جامعه داد. این رستاخیز را باید از طبقه پایین آغاز کرد و میباید بدون تظاهر، زنانی را که فاقد پرورش و آموزش هستند، جمع کرد و برای آنها سخنرانی کرد. با مهر و محبت به آنها فهماند که دنیا و جامعه و خانواده، از آنان چه می خواهد. بنابراین، مقالات زیادی تحت عنوان «لزوم تربیت زنان» در مجله [[نسوان وطن خواه]] نوشتهام». <ref>منگنه، شمهای از سرگذشت من، مندرج در سایت ]</ref>بنابراین، زنان این کشور، هدف تلاشهای فرهنگی [[نورالهدی منگنه]] و همفکرانش قرار میگیرند؛ زیرا با تغییر فرهنگ زنان یک کشور، فرهنگ همه افراد آن کشور تغییر میکند. او برای زمینهسازی رفع حجاب و کشاندن زن به سوی همدوشی تمام عیار با مردان، همه تلاش خود را به کار میگیرد و از آنجا که خطی خوش و طبع شعر داشت و به زبان فرانسه نیز مسلط بود، تا حدودی نیز در این زمینه، به موفقیت دست یافت. | ||
==همکاری با دستگاه استبداد== | ==همکاری با دستگاه استبداد== | ||
خانم منگنه که تقریباً در همه نوشتههایش، از تمدن و فرهنگ و مشروطیت (دموکراسی) دم میزند و حتی دلیل کنارهگیری خود از [[کانون بانوان]] را استبداد رئیس آن، یعنی خانم دولت آبادی میداند، مشخص نیست که چرا از استبداد بزرگتر، یعنی رضا شاه غافل است و آن را میپذیرد. حتی وقتی به علت سخنرانیهای آنچنانی خود، برای روشن ساختن اذهان زنان، در سال 1319 مورد تقدیر ملوکانه قرار میگیرد، در کمال افتخار، عین تقدیر نامه را در کتاب خود چاپ میکند و اذعان میکند که نه تنها در [[کانون بانوان]]، با دستگاه حکومتی همکاری میکرده، بلکه عضو هیئت رئیسه آن نیز بوده است. از آن مهمتر، عضویت او در [[جمعیت نسوان وطنخواه]] و همکاری این جمعیت با دستگاه استبداد است، به گونهای که برگزاری و تشکیل کنگره زنان شرق، بدون همکاری این جمعیت، امکانپذیر نبوده است. او در اینباره مینویسد: «دو نفر از آقایان، یعنی مرحوم شاهزاده محمد هاشم میرزای افسر و آقای اورنگ گویا، از طرف تیمورتاش وزیر دربار وقت ، خانمها را به [[جمعیت نسوان وطنخواه]] معرفی و با دستیاری جمعیت ما، مقدمات تشکیل کنگره را فراهم ساختند».<ref> دیوان منگنه، ص 14 ـ 15</ref> او نباید فراموش کرده باشد که این جمعیت، از سال 1302، محرمانه از رضاشاه کمک مالی دریافت میکرد.<ref> زن در ایران و جهان، ص 143</ref> | خانم منگنه که تقریباً در همه نوشتههایش، از تمدن و فرهنگ و مشروطیت (دموکراسی) دم میزند و حتی دلیل کنارهگیری خود از [[کانون بانوان]] را استبداد رئیس آن، یعنی خانم دولت آبادی میداند، مشخص نیست که چرا از استبداد بزرگتر، یعنی رضا شاه غافل است و آن را میپذیرد. حتی وقتی به علت سخنرانیهای آنچنانی خود، برای روشن ساختن اذهان زنان، در سال 1319 مورد تقدیر ملوکانه قرار میگیرد، در کمال افتخار، عین تقدیر نامه را در کتاب خود چاپ میکند و اذعان میکند که نه تنها در [[کانون بانوان]]، با دستگاه حکومتی همکاری میکرده، بلکه عضو هیئت رئیسه آن نیز بوده است. از آن مهمتر، عضویت او در [[جمعیت نسوان وطنخواه]] و همکاری این جمعیت با دستگاه استبداد است، به گونهای که برگزاری و تشکیل کنگره زنان شرق، بدون همکاری این جمعیت، امکانپذیر نبوده است. او در اینباره مینویسد: «دو نفر از آقایان، یعنی مرحوم شاهزاده محمد هاشم میرزای افسر و آقای اورنگ گویا، از طرف تیمورتاش وزیر دربار وقت ، خانمها را به [[جمعیت نسوان وطنخواه]] معرفی و با دستیاری جمعیت ما، مقدمات تشکیل کنگره را فراهم ساختند».<ref> دیوان منگنه، ص 14 ـ 15</ref> او نباید فراموش کرده باشد که این جمعیت، از سال 1302، محرمانه از رضاشاه کمک مالی دریافت میکرد.<ref> زن در ایران و جهان، ص 143</ref> | ||