| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
خانم فخرعظمی در سال 1277 ش در تهران به دنیا آمد. پدرش «مرتضی قلیخان ارغون»، از افسران بلند پایه قاجاریه بود و مادر، «قمرخانم عظمتالسلطنه»، دختر «میرزا محمدخان امیرتومان»، فرزند «فتحعلی خان امین الملک» (ایشیک آغاسی باشی دربار فتحعلی شاه قاجار و بیگلربیگی آذربایجان)، فرزند «امیرهدایت الله خان فومنی» حکمران نام دار و مقتدر گیلان در دوره زندیه و قاجاریه بود. | خانم فخرعظمی در سال 1277 ش در تهران به دنیا آمد. پدرش «مرتضی قلیخان ارغون»، از افسران بلند پایه قاجاریه بود و مادر، «قمرخانم عظمتالسلطنه»، دختر «میرزا محمدخان امیرتومان»، فرزند «فتحعلی خان امین الملک» (ایشیک آغاسی باشی دربار فتحعلی شاه قاجار و بیگلربیگی آذربایجان)، فرزند «امیرهدایت الله خان فومنی» حکمران نام دار و مقتدر گیلان در دوره زندیه و قاجاریه بود. | ||
قمر خانم مانند همسرش مرتضی قلیخان معتقد بود دخترش هم همراه دو برادر باید سواد داشته باشد. آنها برای فخرعظمی و دو پسر خود معلمهای سرخانه ایرانی و فرانسوی گرفته بودند و بچه ها هم زمان آموختن دیوانها و متون کهن ایرانی، زبان عربی و فقه، اصول زبان فرانسه و علوم جدید را هم آموختند. | قمر خانم مانند همسرش مرتضی قلیخان معتقد بود دخترش هم همراه دو برادر باید سواد داشته باشد. آنها برای فخرعظمی و دو پسر خود معلمهای سرخانه ایرانی و فرانسوی گرفته بودند و بچه ها هم زمان آموختن دیوانها و متون کهن ایرانی، زبان عربی و فقه، اصول زبان فرانسه و علوم جدید را هم آموختند. | ||
با افتتاح بخش دخترانه مدرسه «ژاندارک»، فخرعظمی از معدود دخترانی بود که به این مدرسه رفت و گواهی نامه پایان تحصیل خود را دریافت کرد. بعد از آن به مدرسه امریکایی «پرسبیتری» که توسط خانم «دولیتیل» تاسیس شد، رفت و در آن مدرسه موسیقی را آموخت. معلم او زنی کلیمی به اسم خانم «جان مشاق» بود که دستگاههای موسیقی ایرانی را به فخر عظمی یاد داد. فخرعظمی ۱۷ ساله بود که جنگ جهانی اول آغاز شد و کشورهای درگیر در جنگ، بیطرفی ایران را نقض و کشور را به دو قسمت تقسیم کردند. شاه جوان ایران هم توان ایستادن در مقابل این دشمنان را نداشت و خاک وطن در اشغال بیگانه درآمد. این موضوع برای خانم فخرعظمی بسیار تلخ بود و بسیاری از اشعار او تحت تأثیر این دوران است. | با افتتاح بخش دخترانه مدرسه «ژاندارک»، فخرعظمی از معدود دخترانی بود که به این مدرسه رفت و گواهی نامه پایان تحصیل خود را دریافت کرد. بعد از آن به مدرسه امریکایی «پرسبیتری» که توسط خانم «دولیتیل» تاسیس شد، رفت و در آن مدرسه موسیقی را آموخت. معلم او زنی کلیمی به اسم خانم «جان مشاق» بود که دستگاههای موسیقی ایرانی را به فخر عظمی یاد داد. فخرعظمی ۱۷ ساله بود که جنگ جهانی اول آغاز شد و کشورهای درگیر در جنگ، بیطرفی ایران را نقض و کشور را به دو قسمت تقسیم کردند. شاه جوان ایران هم توان ایستادن در مقابل این دشمنان را نداشت و خاک وطن در اشغال بیگانه درآمد. این موضوع برای خانم فخرعظمی بسیار تلخ بود و بسیاری از اشعار او تحت تأثیر این دوران است. | ||
او غزلی با مطلع «ملک را از خون خائن لالهگون باید نمود/ جاری از هر سوی کشور جوی خون باید نمود» سرود و آن را به دفتر روزنامه «اقدام» فرستاد. «عباس خلیلی»، مدیر روزنامه اقدام با خواندن این غزل انقلابی از شاعرش خواست تا به دفتر روزنامه برود. این دیدار نه تنها به همکاری فخرعظمی با روزنامه منجر که در سال 1303 به ازدواج این دو منتهی شد. حاصل این ازدواج، دختری به نام «سیمین» بود. ازدواجش با خلیلی در سال 1310 به پایان رسید. او بعد از متارکه به روزنامه آینده ایران رفت و در آنجا مشغول به کار شد.حضور او در این روزنامه به ازدواجش با عادل خلعتبری مدیر روزنامه منتهی شد.خانم ارغون نام خود را به خواسته همسرش به «فخر عادل» تغییر داد.<ref>بانک اطلاعات رجال ، فخرعظمی ارغون، 5جولای 2013</ref> حاصل این ازدواج، سه فرزند به نامهای «عادلنژاد»، «عادل دخت»(ترانه سهراب) و «عادلفر» بود. فخرعظمی ارغون در سال 1337 بازنشسته شد و برای سرپرستی فرزندانش به امریکا رفت. هشت سال بعد از بازنشستگی، در سال 45 درگذشت و بنا به وصیتش، در «ابنبابویه» دفن شد.<ref>وبلاگ ایران وایر، زنان تاثیرگذار، فخر عظمی ارغون، 6دسامبر 2016</ref> | او غزلی با مطلع «ملک را از خون خائن لالهگون باید نمود/ جاری از هر سوی کشور جوی خون باید نمود» سرود و آن را به دفتر روزنامه «اقدام» فرستاد. «عباس خلیلی»، مدیر روزنامه اقدام با خواندن این غزل انقلابی از شاعرش خواست تا به دفتر روزنامه برود. این دیدار نه تنها به همکاری فخرعظمی با روزنامه منجر که در سال 1303 به ازدواج این دو منتهی شد. حاصل این ازدواج، دختری به نام «سیمین» بود. ازدواجش با خلیلی در سال 1310 به پایان رسید. او بعد از متارکه به روزنامه آینده ایران رفت و در آنجا مشغول به کار شد.حضور او در این روزنامه به ازدواجش با عادل خلعتبری مدیر روزنامه منتهی شد.خانم ارغون نام خود را به خواسته همسرش به «فخر عادل» تغییر داد.<ref>بانک اطلاعات رجال ، فخرعظمی ارغون، 5جولای 2013</ref> حاصل این ازدواج، سه فرزند به نامهای «عادلنژاد»، «عادل دخت»(ترانه سهراب) و «عادلفر» بود. فخرعظمی ارغون در سال 1337 بازنشسته شد و برای سرپرستی فرزندانش به امریکا رفت. هشت سال بعد از بازنشستگی، در سال 45 درگذشت و بنا به وصیتش، در «ابنبابویه» دفن شد.<ref>وبلاگ ایران وایر، زنان تاثیرگذار، فخر عظمی ارغون، 6دسامبر 2016</ref> | ||
==منصب و مشاغل== | ==منصب و مشاغل== | ||