Shiri (بحث | مشارکت‌ها)
Shiri (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۳۶: خط ۳۶:


==فعالیت‏های سیاسی و اجتماعی==
==فعالیت‏های سیاسی و اجتماعی==
شکست در ازدواج، در آغاز زندگی، خانم منگنه را مدتی منزوی و گوشه‌‏گیر کرد؛ ولی پس از چندی، با مشارکت در تأسیس «[[جمعیت نسوان وطن‌‏خواه]]»، فعالیت‏های سیاسی و اجتماعی خود را آغاز کرد.<ref> ر ک: زن در ایران و جهان، ص 154</ref>. مدت فعالیت سیاسی فرهنگی- اجتماعی او بیش از نیم قرن است.<ref> ر ک: همان، ص 153</ref>.  
شکست در ازدواج، در آغاز زندگی، خانم منگنه را مدتی منزوی و گوشه‌‏گیر کرد؛ ولی پس از چندی، با مشارکت در تأسیس «[[جمعیت نسوان‌ وطن‌خواه]]»، فعالیت‏های سیاسی و اجتماعی خود را آغاز کرد.<ref> ر ک: زن در ایران و جهان، ص 154</ref>. مدت فعالیت سیاسی فرهنگی- اجتماعی او بیش از نیم قرن است.<ref> ر ک: همان، ص 153</ref>.  


*مشارکت در تاسیس جمعیت نسوان وطن‌خواه
*مشارکت در تاسیس جمعیت نسوان وطن‌خواه
نورالهدی در باره نقش خود در تاسیس این جمعیت می‏گوید: «[[جمعیت نسوان وطن‏‌خواه]]، از بانوان ترقی‏خواه، در سال 1301 خورشیدی تشکیل گردیده بود. جمعی از بانوان، کمر همت بسته بودیم برای بنیان گذاری ترقیات، آزادی، پیش‏رفت و تعلیمات وبه ‏طور کلی، برای بهبود زنان عالم! قد علم کرده بودیم. هیأت مدیره آن، ده نفر از بانوان منتخب جمعیت بودند که رئیس جمعیت مزبور، با انتخاب اعضا، خانم [[محترم اسکندری]] و این جانب در آن هیأت منشی اول انتخاب شده بودم». خانم منگنه افزون برداشتن مسؤولیت منشی اول، کار دعوت از اعضا و ایراد برخی سخنرانی‏ها را نیز به عهده داشت. وی در این باره می‏نویسد: «هر هفته، جلسات منظم سخنرانی داشتیم. خود من، هر هفته سیصد کارت دعوت را می نوشتم و به خانه زنان می فرستادم. آن زمان، تلفن در همه خانه ها نبود و من این کار را به وسیله مستخدمین خودم انجام می دادم».<ref> نورالهدی منگنه، شمه ای از سرگذشت من</ref> پس از درگذشت نخستین رئیس این جمعیت، باز در رأی‏‌گیری تازه، وی دوباره به سمت منشی اول انتخاب شد و همان کارها را تا انحلال این جمعیت انجام می‏داد. <ref>دیوان منگنه، ص 12 ـ 13</ref>
نورالهدی در باره نقش خود در تاسیس این جمعیت می‏گوید: «[[جمعیت نسوان‌ وطن‌خواه]]، از بانوان ترقی‏خواه، در سال 1301 خورشیدی تشکیل گردیده بود. جمعی از بانوان، کمر همت بسته بودیم برای بنیان گذاری ترقیات، آزادی، پیش‏رفت و تعلیمات وبه ‏طور کلی، برای بهبود زنان عالم! قد علم کرده بودیم. هیأت مدیره آن، ده نفر از بانوان منتخب جمعیت بودند که رئیس جمعیت مزبور، با انتخاب اعضا، خانم [[محترم اسکندری]] و این جانب در آن هیأت منشی اول انتخاب شده بودم». خانم منگنه افزون برداشتن مسؤولیت منشی اول، کار دعوت از اعضا و ایراد برخی سخنرانی‏ها را نیز به عهده داشت. وی در این باره می‏نویسد: «هر هفته، جلسات منظم سخنرانی داشتیم. خود من، هر هفته سیصد کارت دعوت را می نوشتم و به خانه زنان می فرستادم. آن زمان، تلفن در همه خانه ها نبود و من این کار را به وسیله مستخدمین خودم انجام می دادم».<ref> نورالهدی منگنه، شمه ای از سرگذشت من</ref> پس از درگذشت نخستین رئیس این جمعیت، باز در رأی‏‌گیری تازه، وی دوباره به سمت منشی اول انتخاب شد و همان کارها را تا انحلال این جمعیت انجام می‏داد. <ref>دیوان منگنه، ص 12 ـ 13</ref>
*نویسندگی
*نویسندگی
#[[مجله نسوان وطن‌خواه]]: این مجله در سال 1302 شمسی با صاحب متیازی بانو شاهزاده ملوک اسکندری منتشر شد.
#[[مجله نسوان وطن‌خواه]]: این مجله در سال 1302 شمسی با صاحب متیازی بانو شاهزاده ملوک اسکندری منتشر شد.
#ستاره ایران و مجله زبان زنان به صاحب امتیازی [[صدیقه دولت آبادی]]
#ستاره ایران و مجله زبان زنان به صاحب امتیازی [[صدیقه دولت آبادی]]
#روزنامه بانوان متعلق به فخر عظمی ارغون
#روزنامه بانوان متعلق به فخر عظمی ارغون
#روزنامه زن امروز به صاحب امتیازی [[بدرالملوک بامداد]] مقالات بسیاری نوشت.ه.تالیفات قلمی او عبارت اند از: ره‌آموز خانواده، دوست شما، صحنه های زندگی، پندآموز،ناقوس، فانوس، آداب معاشرت، تدبیر منزل، دیوان اشعار، تگرگ، گلگشت.<ref> زنان در تاریخ سیاسی- اجتماعی ایران ، ص 67</ref>
#روزنامه زن امروز به صاحب امتیازی [[بدرالملوک تکین (بامداد)]] مقالات بسیاری نوشت.ه.تالیفات قلمی او عبارت اند از: ره‌آموز خانواده، دوست شما، صحنه های زندگی، پندآموز،ناقوس، فانوس، آداب معاشرت، تدبیر منزل، دیوان اشعار، تگرگ، گلگشت.<ref> زنان در تاریخ سیاسی- اجتماعی ایران ، ص 67</ref>
علاوه بر اینها خود نیز مجله ماهنامه بی بی را از سال 1334منتشر می کرد که نشریه‌ای علمی، ادبی و انتقادی بود.
علاوه بر اینها خود نیز مجله ماهنامه بی بی را از سال 1334منتشر می کرد که نشریه‌ای علمی، ادبی و انتقادی بود.
* شرکت در کمیسیون ها
* شرکت در کمیسیون ها
خط ۵۱: خط ۵۱:
در سال 1314، رضا شاه به علی اصغر حکمت، وزیر معارف، دستوی مردهد که جمعیتی از زنان آزادی‏خواه تهرانی تشکیل دهد. این جمعیت، می‏بایست اساس‏نامه‏‌ای تهیه کرده، در اختیار وزیر معارف بگذارد و از او بخواهد که حمایت خود را از آنان اعلام کند. بعدها این جمعیت «[[کانون بانوان]]» نامیده شد. [[کانون بانوان]] به ریاست [[شمس پهلوی]] و زیر نظر وزارت معارف، در تاریخ 22 اردیبهشت 1314، برای زمینه‌‏سازی رفع حجاب تأسیس شد. ریاست بعدی آن را بر عهده [[هاجر تربیت]] و سپس [[صدیقه دولت آبادی]] گذاشتند <ref>ر. ک: تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، ص 383 و 382</ref> [[نورالهدی منگنه]] نیز آغاز ابتدای تأسیس، در هیأت مدیره کانون، فعالیت می‏کرد. خود او دراین باره می‏گوید: «بعد از چندی، [[صدیقه دولت ‏آبادی]] (مدیر[[کانون بانوان]]) که از دور و نزدیک با هم آشنایی داشتیم ، از من خواهش کرد، که عضو هیئت مدیره [[کانون بانوان]] شوم. من هم قبول کردم. مدتی در کمیسیون ادبی [[کانون بانوان]] و سایر قسمت‏ها با خانم‏ها هم‏کاری داشتم و در [[مجله زبان زنان]]، که مدیر مسؤولش، خانم دولت ‏آبادی بود، مقالات می‏نوشتم و تقریباً تمام ترجمه‌‏های آن به قلم من بود. هم‏چنین به سخنرانی‏های تربیتی و اجتماعی خودم برای روشن نمودن اذهان، ادامه می‏دادم؛ چنان‏که در سخنرانی‏های پرورش افکار، در سال 1319، مورد تقدیر ملوکانه واقع شدم».<ref> دیوان منگنه، ص 16. </ref>
در سال 1314، رضا شاه به علی اصغر حکمت، وزیر معارف، دستوی مردهد که جمعیتی از زنان آزادی‏خواه تهرانی تشکیل دهد. این جمعیت، می‏بایست اساس‏نامه‏‌ای تهیه کرده، در اختیار وزیر معارف بگذارد و از او بخواهد که حمایت خود را از آنان اعلام کند. بعدها این جمعیت «[[کانون بانوان]]» نامیده شد. [[کانون بانوان]] به ریاست [[شمس پهلوی]] و زیر نظر وزارت معارف، در تاریخ 22 اردیبهشت 1314، برای زمینه‌‏سازی رفع حجاب تأسیس شد. ریاست بعدی آن را بر عهده [[هاجر تربیت]] و سپس [[صدیقه دولت آبادی]] گذاشتند <ref>ر. ک: تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، ص 383 و 382</ref> [[نورالهدی منگنه]] نیز آغاز ابتدای تأسیس، در هیأت مدیره کانون، فعالیت می‏کرد. خود او دراین باره می‏گوید: «بعد از چندی، [[صدیقه دولت ‏آبادی]] (مدیر[[کانون بانوان]]) که از دور و نزدیک با هم آشنایی داشتیم ، از من خواهش کرد، که عضو هیئت مدیره [[کانون بانوان]] شوم. من هم قبول کردم. مدتی در کمیسیون ادبی [[کانون بانوان]] و سایر قسمت‏ها با خانم‏ها هم‏کاری داشتم و در [[مجله زبان زنان]]، که مدیر مسؤولش، خانم دولت ‏آبادی بود، مقالات می‏نوشتم و تقریباً تمام ترجمه‌‏های آن به قلم من بود. هم‏چنین به سخنرانی‏های تربیتی و اجتماعی خودم برای روشن نمودن اذهان، ادامه می‏دادم؛ چنان‏که در سخنرانی‏های پرورش افکار، در سال 1319، مورد تقدیر ملوکانه واقع شدم».<ref> دیوان منگنه، ص 16. </ref>
*تلاش برای تغییر فرهنگ بومی‏
*تلاش برای تغییر فرهنگ بومی‏
اساس فرهنگ هر جامعه را زنان آن جامعه تشکیل می‏دهند؛ زیرا تربیت و پرروش نسل آینده، به عهده آنان است. منگنه نیز پی برده بود که بهترین روش برای تغییر فرهنگ یک جامعه، ایجاد تغییر در زنان، به‌‏ویژه زنان طبقه متوسط است. او خود می‏گوید: «عقیده من این بود که باید مادران و خانواده ها را اصلاح کرد و مادر آزموده تحویل جامعه داد. این رستاخیز را باید از طبقه پایین آغاز کرد و می‏باید بدون تظاهر، زنانی را که فاقد پرورش و آموزش هستند، جمع کرد و برای آن‏ها سخنرانی کرد. با مهر و محبت به آن‏ها فهماند که دنیا و جامعه و خانواده، از آنان چه می خواهد. بنابراین، مقالات زیادی تحت عنوان «لزوم تربیت زنان» در مجله [[نسوان وطن ‏خواه]] نوشته‏‌ام». <ref>منگنه، شمه‏ای از سرگذشت من،  مندرج در سایت ]</ref>بنابراین، زنان این کشور، هدف تلاش‏های فرهنگی [[نورالهدی منگنه]] و هم‏فکرانش قرار می‏گیرند؛ زیرا با تغییر فرهنگ زنان یک کشور، فرهنگ همه افراد آن کشور تغییر می‏کند. او برای زمینه‌‏سازی رفع حجاب و کشاندن زن به سوی هم‏دوشی تمام عیار با مردان، همه تلاش خود را به کار می‏گیرد و از آن‏جا که خطی خوش و طبع شعر داشت و به زبان فرانسه نیز مسلط بود، تا حدودی نیز در این زمینه، به موفقیت دست یافت.  
اساس فرهنگ هر جامعه را زنان آن جامعه تشکیل می‏دهند؛ زیرا تربیت و پرروش نسل آینده، به عهده آنان است. منگنه نیز پی برده بود که بهترین روش برای تغییر فرهنگ یک جامعه، ایجاد تغییر در زنان، به‌‏ویژه زنان طبقه متوسط است. او خود می‏گوید: «عقیده من این بود که باید مادران و خانواده ها را اصلاح کرد و مادر آزموده تحویل جامعه داد. این رستاخیز را باید از طبقه پایین آغاز کرد و می‏باید بدون تظاهر، زنانی را که فاقد پرورش و آموزش هستند، جمع کرد و برای آن‏ها سخنرانی کرد. با مهر و محبت به آن‏ها فهماند که دنیا و جامعه و خانواده، از آنان چه می خواهد. بنابراین، مقالات زیادی تحت عنوان «لزوم تربیت زنان» در [[مجله جمعیت نسوان وطن‌خواه]] نوشته‏‌ام». <ref>منگنه، شمه‏ای از سرگذشت من،  مندرج در سایت ]</ref>بنابراین، زنان این کشور، هدف تلاش‏های فرهنگی [[نورالهدی منگنه]] و هم‏فکرانش قرار می‏گیرند؛ زیرا با تغییر فرهنگ زنان یک کشور، فرهنگ همه افراد آن کشور تغییر می‏کند. او برای زمینه‌‏سازی رفع حجاب و کشاندن زن به سوی هم‏دوشی تمام عیار با مردان، همه تلاش خود را به کار می‏گیرد و از آن‏جا که خطی خوش و طبع شعر داشت و به زبان فرانسه نیز مسلط بود، تا حدودی نیز در این زمینه، به موفقیت دست یافت.
 
==هم‏کاری با دستگاه استبداد==  
==هم‏کاری با دستگاه استبداد==  
خانم منگنه که تقریباً در همه نوشته‌‏هایش، از تمدن و فرهنگ و مشروطیت (دموکراسی) دم می‏زند و حتی دلیل کناره‏گیری خود از [[کانون بانوان]] را استبداد رئیس آن، یعنی خانم دولت ‏آبادی می‏داند، مشخص نیست که چرا از استبداد بزرگ‏تر، یعنی رضا شاه غافل است و آن را می‏پذیرد. حتی وقتی به علت سخنرانی‏های آن‏چنانی خود، برای  روشن ساختن اذهان زنان، در سال 1319 مورد تقدیر ملوکانه قرار می‏گیرد، در کمال افتخار، عین تقدیر نامه را در کتاب خود چاپ می‏کند و اذعان می‏کند که نه تنها در [[کانون بانوان]]، با دستگاه حکومتی هم‏کاری می‏کرده، بلکه عضو هیئت رئیسه آن نیز بوده است. از آن مهم‏تر، عضویت او در [[جمعیت نسوان وطن‌‏خواه]] و هم‏کاری این جمعیت با دستگاه استبداد است، به گونه‌‏ای که برگزاری و تشکیل کنگره زنان شرق، بدون هم‏کاری این جمعیت، امکان‏پذیر نبوده است. او در این‏باره می‏نویسد: «دو نفر از آقایان، یعنی مرحوم شاهزاده محمد هاشم میرزای افسر و آقای اورنگ گویا، از طرف تیمورتاش وزیر دربار وقت ، خانم‏ها را به [[جمعیت نسوان وطن‏‌خواه]] معرفی و با دستیاری جمعیت ما، مقدمات تشکیل کنگره را فراهم ساختند».<ref> دیوان منگنه، ص 14 ـ 15</ref> او نباید فراموش کرده باشد که این جمعیت، از سال 1302، محرمانه از رضاشاه کمک مالی دریافت می‏کرد.<ref> زن در ایران و جهان، ص 143</ref>  
خانم منگنه که تقریباً در همه نوشته‌‏هایش، از تمدن و فرهنگ و مشروطیت (دموکراسی) دم می‏زند و حتی دلیل کناره‏گیری خود از [[کانون بانوان]] را استبداد رئیس آن، یعنی خانم دولت ‏آبادی می‏داند، مشخص نیست که چرا از استبداد بزرگ‏تر، یعنی رضا شاه غافل است و آن را می‏پذیرد. حتی وقتی به علت سخنرانی‏های آن‏چنانی خود، برای  روشن ساختن اذهان زنان، در سال 1319 مورد تقدیر ملوکانه قرار می‏گیرد، در کمال افتخار، عین تقدیر نامه را در کتاب خود چاپ می‏کند و اذعان می‏کند که نه تنها در [[کانون بانوان]]، با دستگاه حکومتی هم‏کاری می‏کرده، بلکه عضو هیئت رئیسه آن نیز بوده است. از آن مهم‏تر، عضویت او در [[جمعیت نسوان وطن‌‏خواه]] و هم‏کاری این جمعیت با دستگاه استبداد است، به گونه‌‏ای که برگزاری و تشکیل کنگره زنان شرق، بدون هم‏کاری این جمعیت، امکان‏پذیر نبوده است. او در این‏باره می‏نویسد: «دو نفر از آقایان، یعنی مرحوم شاهزاده محمد هاشم میرزای افسر و آقای اورنگ گویا، از طرف تیمورتاش وزیر دربار وقت ، خانم‏ها را به [[جمعیت نسوان وطن‏‌خواه]] معرفی و با دستیاری جمعیت ما، مقدمات تشکیل کنگره را فراهم ساختند».<ref> دیوان منگنه، ص 14 ـ 15</ref> او نباید فراموش کرده باشد که این جمعیت، از سال 1302، محرمانه از رضاشاه کمک مالی دریافت می‏کرد.<ref> زن در ایران و جهان، ص 143</ref>