جنسیت در تفسیر نور؛ شباهتها و تفاوتهای زن و مرد در تفسیر نور.
در تفسیر نور، زن و مرد در گوهر انسانی، کرامت و امکان رسیدن به کمالات معنوی کاملاً برابر و یکسان دانسته میشوند و اسلام به عنوان داعیهدار احیای حقوق زن، در برابر سنتهای تحقیرآمیز جاهلی ایستاده است. با این حال، این تفسیر با تأکید بر تفاوتهای طبیعی و فطری زن و مرد در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی، تفاوت در برخی حقوق و تکالیف مانند قوامیت مرد، ارث و نقشهای خانوادگی را تجلی عدالت متناسب با ساختار وجودی هر جنس میداند. از این منظر، نقش محوری زن در خانواده به عنوان کانون عاطفه و تربیت، و مسئولیت مرد در تأمین معیشت و مدیریت، برگرفته از حکمت الهی است. تفسیر نور بر لزوم حفظ حریم عفت و حجاب برای پاسداری از کرامت زن و سلامت جامعه تأکید کرده و حضور اجتماعی زن را در چارچوب ارزشهای اخلاقی میپذیرد. در نهایت، هدف این نگاه تحقق تعادل و آرامش در نهاد خانواده و جامعه از طریق تقسیم وظایف مبتنی بر فطرت و در پرتو عدالت است.
معرفی تفسیر نور
تفسیر نور، یک دوره کامل تفسیر قرآن به زبان فارسی است. محسن قرائتی آن را با تکیه بر نکتهها و پیامهای آیات قرآن، تدوین کرده است.[۱]
محسن قرائتی که در سال ۱۳۲۴ش در کاشان به دنیا آمد، از نوجوانی به دانش تفسیر قرآن، علاقمند شد و هنگامی که برای تکمیل تحصیلات علوم دینی به شهر قم آمد، بهمدت ۱۵ سال، عضو گروه پژوهش تفسیر نمونه بود که زیر نظر ناصر مکارم شیرازی، تألیف میشد.[۲] او همچنین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هر هفته برنامه تلویزیونی «درسهایی از قرآن» را اجرا کرده است که زمینهای شد برای تقویت رویکرد اجتماعی- تربیتی او به دانش تفسیر. تفسیر نور برای مخاطب عمومی نگارش شده و کمتر از اصطلاحات فنی استفاده کرده است تا پیوند بهتری با زندگی روزمره مردم داشته باشد و راهنمای حل مشکلات اجتماعی شود. محسن قرائتی در تفسیر نور بر مبنای ذوق و استعداد شخصی، نکات تفسیری را بهگونهای جذاب و ابتکاری بیان کرده است.[۳]
ظلم تاریخی به زنان از منظر تفسیر نور
در تفسیر نور میان حقوق زن، قبل و بعد از اسلام مقایسه شده و به این نکته اشاره میشود که در عصر ظهور اسلام، زن میان اقوام مختلف گرفتار تبعیض بود؛ برخی اقوام با مرگ شوهر، زن را زنده سوزانده یا با او زنده بهگور میکردند و دختران نیز گاهی زنده بهگور میشدند. در برخی اقوام، زن پس از مرگ شوهر، حق ازدواج مجدد را نداشت.[۴] در جامعه جاهلی نهتنها زنان از ارث محروم بودند که ملک مرد تلقی میشدند.[۵] ولی اسلام انسانیت زن و مرد را یکی دانسته،[۶] برای زن سهمالارث قرار داد.[۷] در جاهلیت، با فوت شوهر، فرزندان او با نامادری خود ازدواج میکردند. اسلام نامادری را در جایگاه مادر نشاند و ازدواج با او را منع کرد.[۸] بعضی مردان، با دختران یتیم با مهریه کم ازدواج کرده و به آسانی آنان را طلاق میدادند، اما اسلام نسبت به رعایت عدالت در ازدواج با دختران یتیم تأکید جدیکرد.[۹] دختران را تحقیر کرده به پسران میبالیدند، اسلام ناخرسندی از دختر را کفران نعمت الهی اعلام کرد.[۱۰] در جاهلیّت، طلاق دادن و رجوع کردن به زن، بدون محدودیّت بوده و زنان بازیچه مردان هوسباز بودند، امّا اسلام، حداکثر سه بار طلاق و دو بار رجوع را جایز دانست تا حرمتِ زن و خانواده حفظ شود.[۱۱] اسلام تفکّر جاهلی علیه زن را در تمام ابعاد نفی کرد و در هرکجا زن تحقیر میشد اسلام از زن دفاع کرد.[۱۲]
شباهتهای زن و مرد در تفسیر نور
تفسیر نور با استناد به آیات قرآن؛ گوهر وجودی زن و مرد را یکی دانسته[۱۳] و تأکید دارد که هیچکدام از نظر جنسیت بر دیگری برتر نیستند.[۱۴] پسر و دختر، هر دو هدیه الهی هستند.[۱۵] ملاک پاداشهای معنوی ایمان به خداوند است که در آن میان زن و مرد تفاوتی وجود ندارد.[۱۶] برخی از زنان به مقامات معنویای میرسند که بسیاری از مردان از رسیدن به آن عاجز هستند.[۱۷] زنان و دختران فراتر از کسب کمالات معنوی میتوانند با حفظ عفت و حیا، در حیات اجتماعی نیز نقشهای جدی ایفا کنند؛ زنان مانند مردان باید در مسائل امنیتی کشور فعال بوده و علیه نظامهای طاغوتی مبارزه کنند.[۱۸] در حاکمیت طاغوت، هر کس از طرفداران حق، چه زن و چه مرد، باید نقشهای مبارزاتی خود را به خوبی انجام دهد.[۱۹] در این ارتباط نیز ممکن است برخی زنان به مراتب برتر از مردان عمل کرده و مفیدتر برای خود، جامعه و نسل بشری باشند.[۲۰]
تفاوتهای زن و مرد از منظر تفسیر نور
تفاوتهای طبیعی
از منظر تفسیر نور؛ مردان و زنان دارای ساختار جسمی و روحی متفاوت بوده و با ارجاع به همین تفاوتهای طبیعی و فطری است که دارای حقوق و نقشهای جنسیتی نسبتاً متفاوت نیز هستند.[۲۱] مردان دارای ولایت بر زناناند از آن جهت که خدا مردان را بر زنان از حیث قدرت بدنی، تولیدی و ارادی برتری داده است.[۲۲] در این تفسیر با اذعان به اینکه هرچند در عینیت جامعه، برخی زنان، در توان بدنی یا درآمد مالی برتر از مردها بوده و موفقتر از آنها عمل میکنند، اما وضع قانون و برنامههای جنسیتی، فارغ از استثناها بوده، ناظر به وضعیت عمومی و متناسب با طبیعت زنانه و مردانه است.[۲۳]
تفاوتهای اجتماعی
مفسر تفسیر نور، تفاوتهای اجتماعی زن و مرد را ناشی از تفاوتهای طبیعی آنها میداند. قوامیت مرد و حفظ حرمت زن را مبنای تفکیک نقشهای جنسیتی دانسته و معتقد است؛ قوامیت مرد بر زن صرفا در امور خانواده نیست بلکه در امور اجتماعی از قبیل قضاوت و جنگ نیز مردان بر زنان مقدم هستند.[۲۴] از منظر این تفسیر؛ مهمترین شرط حضور زنان در مناسبات اجتماعی رعایت عفت، حجاب و اجتناب از محیطهای ناسالم است،[۲۵]
وظیفه کارگزاران در برخورد با زنان، رعایت عدالت است. تبعیض در شرائط یکسان ممنوع است، ولی تفاوت بهدلیل اختلاف در انجام تکالیف یا استعدادها یا نیازها مانعی ندارد. مردان هرگز حق ندارند از قدرت خود سوءاستفاده کنند.[۲۶]
تفاوتهای فرهنگی
از منظر تفسیر نور؛ چشم پاک مقدمه پاکدامنی است. پوشش، برای مردان نیز واجب است. بیعفتی مانع رشد معنوی است. پوشش زن با تمایلات جنسی مردان ارتباط داشته[۲۷] و نباید تحریکآمیز باشد. حجاب، مایه حفظ عفت و به نفع زنان است. نوع لباس هر چه به عفت نزدیکتر باشد، بهتر است.[۲۸] آزادی جنسی ممنوع است.[۲۹] مسائل جنسی باید با کنایه بیان شود. آمیزش زن و شوهر باید پنهانی باشد.[۳۰]
تهمت، به منزله هجوم به آبروی مردم است. تهمتزدن به زنان همسردار و پاکدامن، کیفر سختتری دارد، دفاع از حریم زنان پاکدامن واجب است.[۳۱] بر مبنای استنباط تفسیر نور؛ هرچند نقش زنان در ایجاد روابط نامشروع و فراهم آوردن مقدمات زنا، از مردان بیشتر است اما هر دو طرف به یک میزان تنبیه میشوند.[۳۲] گاهی زنان در حفظ عفت و تقویت فرهنگ عفاف به جایی میرسند که هرگز مردان به آن نمیرسند.[۳۳] به منظور سالمسازی فرهنگ عمومی، کیفر زنا تازیانه و سنگسار است.[۳۴] همجنسگرایی موجب لرزش عرش الهی، کاهش علاقه زناشویی، قطع نسل شده و کیفر همجنسبازی اعدام است. همجنسگرایی مردان، تجاوز به حقوق زنان در جامعه است.[۳۵]
جنسیت و ضرورت ازدواج
از منظر تفسیر نور؛ عقد ازدواج، قداست دارد.[۳۶] لازم نیست خواستگاری از طرف خاصّی باشد، هر یک از طرفین ازدواج میتوانند پیشقدم شوند. داشتن صلاحیّت، شرط طرفین عقد بوده، عروس و داماد باید بتوانند زندگی مشترکشان را اداره کنند.[۳۷] افراد بیوه باید ازدواج کنند، چون همانگونه که بیهمسری پیامدهای تباهکننده دارد، ازدواج مجدّد، بهویژه بازگشت به همسر اوّل نیز دارای برکات است.[۳۸] آمیزش جنسی تنها برای لذّت جنسی نیست، بلکه برای دوام نسل صالح است.[۳۹]
در اسلام اصل اولیه؛ تکهمسری و ازدواج دایم است اما بهدلایلی ازدواج موقت و چندهمسری نیز مشروعیت دارد. ازدواج موقّت یا مُتعه یک ضرورت اجتماعی و بهخاطر دوری از همسر و تأمین نیاز جنسی است تا از مشکلات اخلاقی و فساد در جامعه جلوگیری شود.[۴۰] برمبنای استنباط این تفسیر؛ حکمت جواز تعدّد زوجات در اسلام عبارتند از: تلفات بیشتر مردها و افزایش زنان بیوه، عدم تمایل جوانان به ازدواج با زن بیوه، ضرورت تأمین نیاز جنسی این زنان، عادت ماهانه زنان و ضرورت تأمین نیاز جنسی مردها. در حالت چندهمسری، رعایت عدالت در امور مادی الزامی است اما بهدلیل اینکه تمایلات قلبی ارادی نیست،[۴۱] اسلام دستور میدهد که مرد حداقل تمام تمایل خود را متوجه یک طرف نسازد و عدالت رفتاری را رعایت کند.[۴۲]
جنسیت و نقشهای متفاوت خانوادگی
از منظر تفسیر نور؛ خانواده مستقل از افراد دارای حق است. حق خانواده بیش از حق شخصی زن یا مرد بوده و بهخاطر حفظ خانواده، باید از حقّ شخصی گذشت.[۴۳] رعایت حقوق خانواده لازمه تقواست.[۴۴] مرد، مدیر خانه است. حقّ مدیریّت مرد، بهخاطر ساختار جسمی و روحی اوست. نشانه شایستگی زن اطاعت و تواضع او نسبت به شوهر است. این اطاعت، مشروط به تأمین زندگی او از سوی مرد است.[۴۵] مهریه، نرخ زن نیست، بلکه نشانه صداقت مرد در علاقه به همسرش است، نه ابزار تجارت.[۴۶] گرچه دریافتی ارث زن نصف مرد است، ولی بهرهگیریاش دو برابر مرد است، چون سهم زن برای خودش ذخیره شده و سهم مرد هزینه زندگی مشترک میشود.[۴۷] زن با تدبیر میتواند شوهر طغیانگر خود را مطیع سازد.[۴۸] احترام به شئون اجتماعی بانو، لازم است. هدیهای که شوهر به همسر میدهد، از حقوق زن است.[۴۹]
برای تربیت صحیح فرزند، باید پیش از تولد او اقدام کرد.[۵۰] شیر دادن مادر به فرزند، کافی نیست، بلکه تکفّل کامل مهم است. حضانت مادر، بهترین شرایط برای رشد فرزند است.[۵۱] هرچند فرزندان باید به پدر و مادر خود احسان کنند،[۵۲] اما رضایت مادر، جایگاه ویژهای نزد خدا دارد.[۵۳] مرد، سنگ زیرین آسیای زندگی است و باید با خوشرفتاری، بر سختیها شکیبا باشد. حلّ مشکلات خانواده و داشتن حلم و حوصله، برای سعادت فرزندان، بهتر از جدایی و طلاق است.[۵۴]
برای جلوگیری از فروپاشی خانواده باید در ابتدا محکمه صلح خانوادگی ایجاد شود.[۵۵] هرچند طلاق امر منفور است، اما اسلام با ادامه زندگی بهصورت تحمیلی موافق نیست.[۵۶] طلاق گاهی راهگشا است و امید به زندگی مجدّد را نوید میدهد. تشریعِ طلاق دارای حکمت و تفضل الهی است.[۵۷]
دلیل تفاوتهای زن و مرد
مفسر تفسیر نور با تفکیک عدالت از تساوی، عدالت را مبتنی بر حق و رعایت استحقاق دانسته و با نفی تبعیض جنسیتی، تفاوت نسبی زن و مرد در حقوق و تکالیف را منطبق با عدالت و حکمت الهی میداند. تأکید جدی بر این امر دارد که تفاوتها دلیل رشد، تحرک، تعاون و پیوستگی جامعه است. آنچه که جامعه را فلج میکند؛ تبعیضها و برتریهای استثمارگرانه است که از حساب برتریهای طبیعی جدا است. تفاوتهای زن و مرد از نظر خلقت و طبیعت، از نمونههای برتری دادن خداوند در آفرینش است و هر یک از زن و مرد، نسبت به دستاوردهای خود بهطور مساوی مسئول و مالک هستند. آرزوی یکسان بودن همه چیز و همه کس نابجا است. اعضای یک جامعه مانند اعضای بدن و ماشین از نظر جنس، شکل و کارایی متفاوت هستند و این تفاوتها مبتنی بر عدالت الهی و تدبیر حکیمانه خداوند است.[۵۸]
پانویس
- ↑ تفسیر نور، پایگاه تخصصی قرآن کریم.
- ↑ قرائتی، «زندگینامه حجت الاسلام و المسلمین قرائتی»، وبسایت مرکز فرهنگی درسهای از قرآن.
- ↑ عیسیزاده، « تفسیر نور تفسیری مناسب برای عامه مردم است»، خبرگزاری مهر.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج1، ص372.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص258.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج4، ص246.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص251.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص263.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص240.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج10، ص425.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج1، ص362.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج6، ص452-451.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج4، ص246.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص239.
- ↑ سوره شوری، آیه 49 – 50.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج9، ص24-23.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص51.
- ↑ سوره قصص، آیه 11-10.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج7، ص345.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص51.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص284.
- ↑ سوره نساء، آیه 34.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص282.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص282.
- ↑ سوره قصص، آیه 11-10.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج1، ص361.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج8، ص177-174.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج8، ص211.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج8، ص 144.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج4، ص246.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج8، ص 147.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج8، ص145.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص51.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص257.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج4، ص110.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج1، ص375.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج8، ص179-178.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج1، ص369.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج4، ص247.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص269-267.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص241-240.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص401-400.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص400.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص239.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص284-283.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص 243.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص 250.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج9، ص26.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج1، ص376.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج4، ص 247.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج7، ص345.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص288.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج7، ص345.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص261-258.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص285.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج1، ص364-362.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص402.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص 280-278.
منابع
- قرآن
- تفسیر نور، پایگاه تخصصی قرآن کریم، تاریخ بازدید: ۲۰ مهر ۱۴۰۳ش.
- عیسیزاده، ولیالله، «تفسیر نور تفسیری مناسب برای عامه مردم است»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج: ۲۹ تیر ۱۳۹۳ش.
- قرائتی، محسن، «زندگینامه حجت الاسلام و المسلمین قرائتی»، وبسایت مرکز فرهنگی درسهای از قرآن، تاریخ بازدید: ۲۰ مهر ۱۴۰۳ش.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳ش.