جنسیت در تفسیر نمونه؛ شباهت‌ها و تفاوت‌های زن و مرد در تفسیر نمونه.

در تفسیر نمونه، زن و مرد در حیثیت انسانی، کرامت و امکان رسیدن به کمالات معنوی کاملاً برابر و یکسان دانسته می‌شوند. هر دو جنس از حقوق فردی و اجتماعی برخوردارند و درهای سعادت و پیشرفت علمی به روی هر دو باز است. با این حال، این تفسیر بر وجود تفاوت‌های طبیعی و تکوینی در ابعاد جسمی، روانی و نقش‌های اجتماعی تأکید دارد و معتقد است این تفاوت‌ها—که برگرفته از حکمت الهی است—باید مبنای تفاوت در برخی حقوق و تکالیف باشد تا تعادل میان حق و وظیفه برقرار شود. بر این اساس، نقش محوری زن در خانواده به عنوان کانون عاطفه و تربیت، و نقش مرد در تأمین معیشت و مدیریت‌های کلان اجتماعی، نه ناشی از تبعیض، بلکه ناشی از تناسب طبیعی و در راستای تحقق عدالت است. تفسیر نمونه با نقد نگاه یکسان‌انگارانه به زن و مرد، بر لزوم حفظ حریم‌های اخلاقی و خانوادگی تأکید کرده و حضور اجتماعی زن را در چارچوب عفت و مطابق با شأن تکوینی او می‌پذیرد. در نهایت، هدف این نگاه، تأمین تعادل و آرامش در خانواده و جامعه از طریق تقسیم وظایف متناسب با فطرت هر جنس است.

مبنای نظری تفسیر نمونه دربارهٔ جنسیت

از منظر تفسیر نمونه؛ زنان و مردان در ابعاد مختلف زیستی متفاوت هستند. بر همین مبنا؛ دیدگاه یکسان‌انگاری زن و مرد نه‌تنها مخالف با طبیعت دانسته شده بلکه با استناد به مطالعات علمی، برابری آنها غیرقابل تطبیق تلقی می‌شود؛ چون برخی وظایف مانند مدیریت سیاسی و نظامی اساساً مردانه هستند و در جهان غرب با وجود اصرار بر مساوات جنسیتی، متصدی چنین نقش‌هایی مردان هستند. تفاوت‌های طبیعی، تدبیر الهی است که در متن حیات مردانه و زنانه جاری است.[۱]

اقتضای خلقت متفاوت و عدالت اجتماعی این است که هرکدام از زن و مرد عهده‌دار وظایفی شوند که قانون خلقت برای آنها تعیین کرده و با ساختمان جسم و جان‌شان هماهنگ است. آیه ۲۲۸ سوره بقره چنین تفسیر می‌شود که زنان و مردان باید متناسب با وظایفی که دارند از امتیازات حقوقی برخوردار باشند تا تعادل میان حق و تکلیف ایجاد شده و بستر رشد و تعالی زن و مرد بر مبنای اصل عدالت جنسیتی تمهید شود[۲] و معنای عدالت چیزی نیست جز این‌که هر کس به وظیفه خود بپردازد تا از مواهب و مزایای وجودی خویش بهره‌مند شود.[۳]

ظلم تاریخی به زنان

تفسیر نمونه؛ حقوق زن در دوران قبل و بعد از اسلام را مقایسه کرده، ‏ معتقد است، زن از آغاز تاریخ، در بعضی از جوامع طفیلی مرد و محروم از حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بود و این وضع در پاره‌ای از کشورها تا قرون اخیر نیز ادامه داشت و حتی در قانون مدنی فرانسه نیز دیده می‌شود. مردان عصر جاهلیت، زنان را ملک خود تلقی می‌کردند و جهت ارتزاق‏ خود زن را کرایه می‌دادند،[۴] در مواردی پس از مرگ شوهر، زن زنده به‌گور شده، یا برای همیشه از ازدواج مجدد محروم می‌شدند.[۵] در برخی از نظام‌های اعتقادی، زن منشأ گناه، موجود نفرین شده و فاقد روح انسانی تلقی می‌شد.[۶]

اسلام بر تمام این ستم‌ها پایان داد زن را مانند مرد برخوردار از روح کامل انسانی، اراده آزاد دانسته و او را در مسیر تکامل که هدف خلقت است می‌بیند، لذا برنامه‌های تربیتی، اخلاقی و علمی را برای زن و مرد لازم می‌داند. اسلام زن را رکن اساسی جامعه دانسته و هرگز اجازه نمی‌دهد که با او معامله یک موجود فاقد اراده و نیازمند به قیم شود.[۷]

شباهت‌های زن و مرد از منظر تفسیر نمونه

از منظر تفسیر نمونه؛ زن و مرد از یک جنس هستند[۸] و هیچ‌گونه تفاوتی از نظر انسانی و مقامات معنوی میان آنها وجود ندارد.[۹] درهای سعادت به‌طور یکسان به‌روی هر دو باز است.[۱۰] زن مانند مرد از حقوق فردی، اجتماعی و انسانی برخوردار بوده و هردو می‌توانند در پرتوی ایمان و عمل صالح دارای حیات طیبه[۱۱] و بهشتی شوند.[۱۲]

اسلام زن را مانند مرد مستقل دانسته‏[۱۳] و هر دو جنس را در کسب کمالات انسانی از شرایط یکسان برخوردار می‌داند.[۱۴] مردان و زنان هر کدام متناسب با تلاش‌های خود موقعیت‌های اجتماعی و مقامات معنوی را کسب می‌کنند.[۱۵]

زنان مانند مردان می‌توانند به درجات عالی علمی برسند.[۱۶] انواع ارتباطات مالی برای زن بلامانع بوده[۱۷] و هر دو به مجازات واحدی محکوم می‌شوند.[۱۸] تفاوت‌های جسمی، روانی و پاره‌ای از تفاوت‌ها در مسئولیت‌های اجتماعی هرگز به ارزش انسانی زن لطمه نمی‌زند.[۱۹]

تفاوت‌های طبیعی زن و مرد در تفسیر نمونه

از منظر تفسیر نمونه؛ زنان و مردان از نظر روحی و جسمی تفاوت‌های زیادی دارند.[۲۰] تفاوت‌های طبیعی زن و مرد پایه نظام اجتماعی است.[۲۱] زن پایگاه پیدایش انسان و رشد نونهالان است. همانگونه که جسم زنانه متناسب با حمل آفریده شده است از نظر روحی نیز سهم بیشتری از عواطف و احساسات را دارد.[۲۲]

مرد متناسب با استعداد خاص بدنی نفوذ بیشتری در جامعه داشته و درآمد بیشتر در دست مردان است. مردان برای انتخاب همسر مجدد امکان بیشتری دارند، ولی زنان بیوه مخصوصاً با گذشت قسمتی از عمر آنها که زیبایی بدنی‌شان کاهش می‌یابد امکانات‌شان برای انتخاب همسر جدید کمتر می‌شود.[۲۳]

قرآن تفاوت‌های طبیعی را پایه نظام اجتماعی می‌داند که بر بنیاد عدالت استوار است.[۲۴] تفاوت‌های طبیعی، تفاوت‌های نسبی در برخی از قوانین حقوقی زن و مرد ایجاد می‌کند.[۲۵] تفاوت حقوقی موجب تفاوت در تکالیف می‌شود چون تکلیف و حق مستلزم یکدیگر هستند.[۲۶]

تفاوت‌های فرهنگی زن و مرد

از منظر تفسیر نمونه، تفاوت‌های طبیعی زن و مرد موجب تفاوت‌های نسبی در قواعد رفتاری آنها می‌شوند؛ عده طلاق برای زن تشریع شده تا ضمن ایجاد فرصت برای ترمیم آسیب‌دیدگی خانواده از طهارت نسلی اطمینان حاصل شود.[۲۷] زنان از نظر مقامات معنوی، علم و تقوا، می‌توانند از بسیاری از مردان پیشرفته‌تر باشند.[۲۸]

رسالت اصلی زن پرورش فرزندان است که بتوانند جامعه را اداره کنند. اولویت یافتن اشتغال زنان، شخصیت و عواطف انسانی کودکان را دچار اختلال می‌کند.[۲۹] قرآن هرچند حفظ عفت و حیا را برای زنان و مردان لازم می‌داند، اما نسبت به زنان تأکید بیشتر داشته[۳۰] و دستور می‌دهد که زنان نباید زینت‌های پنهانی خود را آشکار سازند.[۳۱]

بدحجابی و برهنگی زنان، مردان را در حالت تحریک دائمی قرار می‌دهد؛ تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجان‌های بیمارگونه عصبی در آنها می‌شود. برهنگی، زنان را کالای جنسی ساخته و خانواده‌ها را به سرعت متلاشی می‌کند؛ فرزند نامشروع افزایش یافته و جامعه را به تباهی می‌کشاند.[۳۲]

بر مبنای رسالت‌های متفاوت زنان و مردان در بالندگی جامعه است که قرآن دستور می‌دهد، زنان و مردان باید به وظایف محوله خود عمل کرده و هرگز آرزوی داشتن موقعیت جنس مخالف‌شان را نداشته باشند.[۳۳]

تفاوت‌های اجتماعی زن و مرد

تفسیر نمونه، تفاوت‌های اجتماعی زنان و مردان را نیز ناشی از تفاوت‌های طبیعی دانسته و پرداختن هرکس به وظایفی متناسب با جنسیت‌اش را اقتضای حکمت الهی می‌داند.[۳۴] جنس زن احساسات متفاوتی با مرد داشته و برای انجام وظایفی نسبتاً عاطفی آفریده شده است، نقش محوری زن متناسب با نظام آفرینش، وظیفه حساس و عاطفی مادری است، در مقابل؛ مرد متناسبت با توانمندی جسمی و فکری خود عهده‌دار ظایف اجتماعی خشن و مبتنی بر دقت فکری است. چنین تقسیم کار اجتماعی مقتضای عدالت بوده و باید وظایف اجتماعی که نیاز بیشتری به اندیشه و تحمل دارد بر عهده مردان و وظایفی که عواطف بیشتری را می‌طلبد بر عهده زنان گذاشته شوند؛ لذا؛ اسلام وظایف خشن را بر عهده مرد و معاونت آن بر عهده زن گذاشته است، زنان حق دارند عهده‌دار وظایفی در جامعه شوند که با ساختمان جسم و جان آنها سازگار است.[۳۵]

وظیفه قضاوت از وظایف مردانه است و مردان در احراز مدیریت سیاسی، نظامی و سرپرستی مقدم بر زن بوده و زنان در مقام معاونت آن‌ها دارای نقش هستند. مؤید چنین الگویی، تجربه زیسته بشری است و شکست جریان یکسان‌سازی موقعیت‌های زنانه و مردانه در فرهنگ غرب، حاکی از طبیعی بودن این الگو است.[۳۶] البته زنان در دیگر موقعیت‌های اجتماعی که ربطی به تفاوت‌های جنسیتی نداشته و امور اکتسابی به‌شمار می‌آیند، مانند مردان هستند و متناسب با سعی و توانمندی‌های خود از امتیازات آن موقعیت‌ها برخوردار خواهند شد.[۳۷]

تفاوت نقش‌های خانوادگی زن و مرد

در تفسیر نمونه، ازدواج با استناد به آیه ۲۱ سوره روم، تمنای وجودی زن و مرد به‌شمار می‌آید، محصول آن آرامش در پرتوی مودت و رحمت است[۳۸] که در چارچوب معاشرت نیکو هنجارمند شده[۳۹] و نقش‌های زن و شوهر با این تعبیر که هرکدامی از آنها به‌مثابه لباس برای یکدیگر هستند، شاخص‌سازی می‌شوند.[۴۰] چنین تعبیری حاکی از این است‌که زن و شوهر باید زینت، ساتر عیوب، وسیله آرامش و حفظ کنندهٔ همدیگر باشند.[۴۱] منتها به‌دلیل تفاوت‌های طبیعی زن و مرد این وظایف یکسان در قالب قواعدی نسبتاً متفاوت قاعده‌مند می‌شوند؛ مرد به‌دلیل توانمندی‌های جسمی و فکری، در موقعیت سرپرستی قرارگرفته، مسئول تأمین معیشت خانواده می‌شود و زن به‌عنوان کانون عاطفه، به تدبیر منزل می‌پردازد.[۴۲]

حفظ عفت از مهم‌ترین احکام است که در محیط خانواده باید رعایت شود.[۴۳] شرط چند همسری برای مرد رعایت عدالت است[۴۴] و قرآن برای حل اختلافات خانوادگی، ضمن سفارش به مدارا و گذشت[۴۵] بر محکمه صلح خانوادگی تأکید می‌کند.[۴۶]

دلیل تفاوت‌های زن و مرد از منظر تفسیر نمونه

در تفسیر نمونه، تفاوت‌های زن و مرد با ارجاع به تفاوت‌های طبیعی و ساختار جامعه تحلیل و توجیه می‌شوند. برخی از تفاوت‌های جسمی، روحی و اجتماعی زنان و مردان پیامدهای اختلافات طبقاتی، مظالم اجتماعی یا سهل‌انگاری‌های فردی دانسته می‌شوند که هیچ ارتباطی به دستگاه آفرینش ندارند، مانند زیبایی، تنومندی و مستعد بودن بسیاری از فرزندان ثروتمندان نسبت به فرزندان فقرا که نتیجه نوع تغذیه متفاوت آنها هستند یا افرادی که بر اثر تنبلی نیروهای جسمی و روحی خود را از دست می‌دهند. چنین تفاوت‌های ساختگی است که با تدبیر و تعمیم عدالت اجتماعی مرتفع می‌شوند. برخی از تفاوت‌ها، مانند تفاوت‌های طبیعی زن و مرد از لازمه آفرینش انسان است.[۴۷]

زن و مرد مکمل همدیگر، مایه شکوفایی، نشاط و پرورش یکدیگر بوده و به تنهایی ناقص هستند، لذا میان این دو جنس جاذبه نیرومندی وجود دارد.[۴۸] چنین تفاوت‌هایی مقتضای حکمت الهی است و عدالت لازمه حکمت بوده و هرکس باید دارای موقعیت متناسبت با خود باشد.[۴۹] تفسیر نمونه، تفاوت‌های نسبی در نظام حقوقی زن و مرد را نیز مستند به تفاوت‌های طبیعی کرده و امور مالی متفاوت از قبیل تفاوت در ارث، دیه و نفقه را متناسب با نقش‌های متفاوت زنان و مردان در جامعه و نهاد خانواده می‌داند.[۵۰]

جنسیت و تعادل جمعیتی

تفسیر نمونه، آیه ۳۹ سوره قیامت را اشاره به چگونگی تنوع و تعادل جمعیتی جوامع از نظر جنسیت دانسته و معتقد است؛ هرچند برخی مواد غذایی در جنسیت جنین مؤثر هستند، اما عامل تعیین‌کننده نیست. همچنین بر مبنای تجربه زیست بشری، هرچند در اکثر جوامع تعداد زنان کمی بیشتر و به ندرت در بعضی جوامع تعداد مردان کمی زیادتر از زنان است، اما در طول تاریخ و در میان تمام جوامع یک تعادل نسبی میان جمعیت این دو جنس وجود داشته است. تعادل جنسیتی جامعه را عامل بقا و تعادل در نظم جامعه دانسته و به‌هم خوردن آن را موجب فسادهای گسترده و فروپاشی نظم اجتماعی می‌داند و از همین منظر سعی دارد تا تدبیر حکیمانه حیات اجتماعی جوامع انسانی را بیشتر قابل فهم سازد.[۵۱]

پانویس

  1. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص158.
  2. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص159.
  3. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص165-164.
  4. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص162-160.
  5. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص193.
  6. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص224.
  7. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص163-162.
  8. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص224.
  9. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏17، ص313.
  10. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص224.
  11. سوره نحل، آیه 97.
  12. سوره غافر، آیه 40.
  13. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص162.
  14. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص223.
  15. سوره نساء، آیه 32.
  16. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏17، ص314.
  17. سوره نساء، آیه 32.
  18. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص163.
  19. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص224.
  20. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص164.
  21. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص363.
  22. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص164.
  23. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص264.
  24. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص363.
  25. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏17، ص313.
  26. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص160.
  27. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص162-159.
  28. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص158-157.
  29. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏14، ص448.
  30. سوره نور، آیه 31-30.
  31. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏14، ص439.
  32. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏14، ص445-443.
  33. سوره نساء، آیه 32.
  34. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص159-158.
  35. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص158-157.
  36. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏2، ص165-164.
  37. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏11، ص392.
  38. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏16، ص393.
  39. سوره نساء، آیه 19.
  40. سوره بقره، آیه 187.
  41. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏1، ص650.
  42. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص370.
  43. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏14، ص544.
  44. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏4، ص153.
  45. سوره نساء، آیه 128.
  46. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص375.
  47. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص366.
  48. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏16، ص391.
  49. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص366.
  50. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏3، ص290.
  51. مکارم‌شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج‏25، ص322.

منابع

  • قرآن
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.