جنسیت
جنسیت؛ تکالیف و رفتارهای مورد انتظار یا منتسب به جنس.
جنسیت (Gender) بهمعنای فاصلۀ حداکثری میان جنس (بیولوژی و ذخیره ژنتیکی هر فرد) و انتظارات منتسب به آن است. اگر جنس به خصوصیات ثابت، طبیعی و همیشگی اطلاق میشود، جنسیت به خصوصیات فرهنگی، تربیتی، وابسته به شرایط و محیط زیست، تغییرپذیر و تاریخی مربوط است. گروههای حامی حقوق زنان واضع واژه و مفهوم جنسیت بودهاند. بنابراین تا زمانهای اخیر، جنسیت انحصاری زنانه داشته است و مردان خارج از بررسی رابطه میان جنس طبیعی (تذکیر) و تکالیف مرتبط با آن (مردانگی) بودهاند.
تاریخچه مفهوم جنسیت
در نیمۀ دوم قرن بیستم میلادی، گسترش مطالعات انسانشناختی و افزایش آگاهی دربارۀ تفاوت رفتارهای وابسته به جنس در قومیتها و ملل گوناگون، سرآغاز تردید در جهانشمول بودن زنانگی و مردانگی (با استناد به وضعیت ثابت زیستشناسی) شد.[۱]
جنسیت بهعنوان مفهومی اجتماعی، فرهنگی و برساختی در مقابل دیدگاه طبیعی جنسمحور (Sex-oriented) ظهور یافت. جنسیت در این دیدگاه، مجموعه رفتارها، تکالیف و حقوق را انتسابات توافقی و تاریخی میشناسد. توافقی یا برساختی بودن این انتسابات به آن معنا است که جنس شخص، پیوند ذاتی و همیشگی با رفتارهای مورد انتظار از او ندارد؛ بلکه حاصل انتخاب شخص یا تحمیل ساختار اجتماعی است.[۲]
ریزمن و دیویس اشاره دارند که جنسیت، ساختاری اجتماعی است که افراد در آن مشغول تکرار و انجام تجویزات آن هستند.[۳] جنسیت در این دیدگاه، مناسباتی انجامشدنی است[۴] نه تعریف کسی که آن را اجرا می کند.[۵]
دیدگاههای نظر دربارۀ جنسیت
رویکرد برساختی
نگاه برساختمحور[۶] به مفهوم جنسیت که رویکرد تربیتمحور یا فرهنگی[۷] نیز نامیده میشود، اساس شکلگیری جنسیت را «تحول»[۸] میداند و بر زمانمندی و موقعیتمندی تمرکز دارد. در این نگرش ارتباط وثیق و قطعی میان ذخیرۀ ژنتیکی زن و نقشهای همیشگی او وجود ندارد.[۹]
مطالعات تاریخی و انسانشناختی، صورتهای متنوعی از زنانگی را در فرهنگهای متعدد آشکار کرده است و بیانگر تاثیر ضرورتهای اجتماعیفرهنگی است که بر حسب آنها زنانگی تعریف شده است. در چنین نگرشی طبیعت و ذات، کمترین تاثیر را در تعریف زنانگی و نقشهای منتسب به آن دارد. علاوه بر آن دسترسی به تحصیلات، پیشرفتهای تکنولوژیکی و اقتصادی، زنانگی وابسته به مردان را تغییر داده است.[۱۰]
بر اساس رویکرد برساختمحور، در دورههای زمانی و متناسب با تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، بازنگری در نقشهای انتسابی به زنان ضروری است. از مهمترین این موارد تولیدمثل و مادری در خانوادۀ هستهای است. در نگرش برساختمحور، بهدنیا آوردن نوزاد ضرورتاً زن را به مادر تبدیل نمیکند، بلکه فرایند جامعهپذیری، چینش نهادهای حاکم و سیاستهای حمایتی یا بازدارنده است که اولویت زن را مادری، فرزندپروری و چشمپوشی از حضور در هر موقعیتی ازجمله عرصۀ عمومی، تعیین کرده است. از این جهت است که این تکلیف طبیعینما امروزه دچار چالش جدی است.[۱۱]
از منظر این رویکرد تحولمحور، آنچه به زن منتسب است قابلیت بازنگری و تغییر متناسب با اقتضائات را دارد. در وضعیتی که فرایند مدرنیته برخی مظاهر سنت را به حاشیه رانده است، لازم است خصوصیات جنسیتی زنانه نیز متناسب با آن تغییر کند. تحصیل، اشتغال، تشویق به استقلال اقتصادی، جدایی مادری تماموقت از فرزندآوری، تلاش جهت فراهمآوردن تسهیلات اجتماعی اشتغال چون مرخصی زایمان و مهدهای کودک در پی این نگرش، پیشنهاد شده است و نقش و مظاهر زن و زنانگی را متحول ساخته است.[۱۲]
گسترش قلمرو جنسیت به مردانگی
نگرش برساختی به جنسیت، آن را از انصراف زنانهاش خارج کرده و دایرۀ شمول و اثرگذاری (ساختار جنسیت) را شامل مرد نیز ساخته است. از منظر این نگرش، مردانگی نیز همچون زنانگی حامل و واجد انتسابات فرهنگی، زمانمند و موقعیتی است. همچنین مردانگی نیاز به بازنگری و پیرایش از خصوصیاتی دارد که از منظر این رویکرد حاصل تحمیل گفتمانهای حاکم است؛ در حالیکه لازم است امکان متناسبسازی آن با تحولات دوران جدید مدنظر باشد. از این منظر لازم است مردانگیها در پاسخ یا به تناسب تحولات وابسته به زمان، برساخت و بازتعریف شود.[۱۳]
تحتتأثیر مفهوم جنسیت به جنس مرد و مردانگی، که تا پیش از این معیار انسان بودن محسوب میشد، بازنگری و تحول در مردانگی و خصوصیات منتسب به آن نیز آغاز شده است.[۱۴]
گسترش قلمرو جنسیت به دگرباشان جنسی
نگرش برساختی، جنسیت و خصوصیات انتسابی به جنس افراد را گستردهتر کرده و آن را به گرایشهای جنسی نیز مرتبط کرده است. پیامد چنین نگرشی ایجاد گروه دگرباشان جنسی و طیف LGBTQAI+ است. هر فرد اعم از زن و مرد میتواند در هر نقطه از این طیف قرار گرفته و آنها را از محدودیت تعلق به مذکر یا مونث بودن و گرایش به جنس مخالف رها کند. این نگرش زنانگی و مردانگی را نیز از وضعیت بیولوژیک خارج کرده و آن را به ترجیح و انتخاب کنشگران وابسته کرده است.[۱۵]
ناسازگاری با سنت
در فضای سنت، مفهوم جنسیت بهعنوان برساخت اجتماعی وجود ندارد. زنانگی و مردانگی با طبیعت بیولوژیک افراد گره خورده است. افراد در فرایند جامعهپذیری و بر اساس نسخۀ از پیش موجود (سنت) در راستای نقشهای از پیش تعریفشده تربیت میشوند و برای زندگی خانوادگی، بهعنوان مهمترین مسئولیت فردی و جمعی در قبال جامعه آماده میشوند.[۱۶]
رویکرد طبیعی
رویکرد طبیعی[۱۷] با باور عمیق به ارتباط وثیق و محکم میان جنس و انتظارات جنسیتی، از واژۀ جنسیت به معنای انتظارات وابسته به جنس استفاده میکند. این رویکرد را ذاتمحور[۱۸] یا نظممحور[۱۹] نیز میگویند. جنسیت در این رویکرد از معنای اصلی خود دور شده و در اشاره به صفات ریشهدار در جنس زیستی استفاده میشود. در این رویکرد از دلایل زیستی (ثابت) به جای شواهد فرهنگی و اجتماعی (متحول، زمانمند و مکانمند) برای اثبات ارتباط مستحکم میان جنس و جنسیت استفاده میشود. این رویه در ادامه موجب شد که در برگهها و فرمها از اصطلاح جنسیت بهجای جنس استفاده شود.[۲۰]
در نگرش طبیعتمحور (ذاتمحور)، جنسیت مجموعه رفتارها و انتظارات اجتماعی گرهخورده به زن معنا میشود که در جنس بیولوژیک او ریشه دارد. جنسیت در این نگرش، ارتباطی ذاتی میان ذخیرۀ ژنتیکی فرد، رفتارها و نقشهای اجتماعیفرهنگی او است. آنچه زنانگی را رقم میزند طبیعت زن است و خروج از این حوزه مخالفت با طبیعت است. بر این اساس جایگاه و موقعیت زن در جامعه معلول طبیعتی است که با آن به دنیا آمده است.[۲۱]
پیروی از رفتارهای طبیعی زنانه، استقرار نظم اجتماعی در امور جامعه و منویات دین (در جوامع قائل به ادیان و غیرسکولار) را در پی دارد. در پی وجود این نظم است که جامعه ثبات مییابد و زنان (و مردان) در مسیر مورد انتظار طبیعت از آنان گام بر میدارند. نگرش ذاتمحور نوعی فرایند خطی و منظم از تبیین پدیدههای اجتماعی را مد نظر دارد: طبیعی، ذاتی، ثابت، سختتغییر، تکرارشونده و بیتاریخی، پایههای این رویکرد به جنسیت است.[۲۲]
رویکرد دینی به جنسیت
ادیان، نگرشی طبیعی و نظممحور به مفهوم جنسیت دارند. جنسیت در مفهوم دینی اصالتاً وجود ندارد بلکه تطبیق حداکثری جنس و نقش و انتظارات مرتبط با آن را مد نظر دارد. تفاوت مفهوم جنسیت در این رویکرد با رویکرد برساختی، ارتباط وثیق و ثابت میان وضعیت بیولوژیک فرد با تکالیف مورد انتظار از او است که بر اساس حکمت دینی توجیه میشود. اگر جنسیت بر برساختی، فرهنگی، زمانمندی و موقعیتی بودن تکالیف زنان و مردان اصرار دارد، نگرش دینی به همیشگی و ثبات آنها تاکید دارد. در این نگرش نیز نظم و مرز مشخصی میان زن-مرد و زنانگی-مردانگی وجود دارد و از پیروان ادیان انتظار میرود این تکالیف را انجام داده و از تخطی یا انحراف از آن اجتناب کنند.[۲۳]
در نگرش دینی نظممحور دو رویکرد قابل تشخیص است؛ رویکرد اول که ریشه در پایگاه دینی دارد و از یافتههای علوم زیستی استفاده میکند، بخش قابل توجهی از آنچه جنسیت خوانده میشود را امری طبیعی و وابسته به صفات خاصی میداند که در جنس افراد تعبیه شده است. در این نگاه زن و مرد بهجهت صفات وابسته به جنس، هویت ثابت و متفاوت با یکدیگر داشته و جایگاه اجتماعی متمایزی نیز به آنها تعلق خواهد گرفت. در چنین رویکردی زن و مرد علاوه بر خصوصیات زیستی، با کیفیات غیرزیستی (روحی) متفاوتی از یکدیگر آفریده شدهاند که وظایف و حدود فعالیت اجتماعی ویژهای را برای آنان رقم میزند.[۲۴]
در این نگاه میتوان از هستها، بایدها را استخراج کرد[۲۵] و از خلقت زیست هدفمند مونث و مذکر، قوانین، حقوق و تکالیف متفاوتی را استخراج و فهم کرد.[۲۶]
جنسیت در رویکرد روشنفکران دینی
برخی افراد با نگاه دینی و طبیعی به جنسیت، بر این نظرند که برجسته شدن برخی صفات زیستی در زن و مرد تنها میتواند نتیجه فرایندی تاریخی باشد. بهعنوان مثال مشهور شدن مرد به فردی عاقل و زن به فردی احساساتی میتواند تنها نتیجۀ فرایندی باشد که زن را از تصمیمگیریهای جدی و نیازمند تعقل دور نگه داشته و مرد را در این فرایند ماهر و ورزیده کرده است.
بر این اساس تصور ذاتی بودن قدرت تعقل بیشتر مردان و احساسات بیشتر زنان، نادرست و تمامی مناسبات وابسته به آن نیز محل تردید خواهد بود. لذا لازم است در خصوص دامنۀ اختیارات، امتیازات و محدودیتهای وابسته به این صفات، در شرایط تاریخی و اجتماعی جدید بازبینی و بازنگری صورت گیرد.[۲۷] در این رویکرد از هستها (صفات طبیعی)، بایدها استنباط و استخراج نخواهد شد.[۲۸]
رویکرد تعاملی
در طیف رویکردهای نظری به جنسیت که نگرش طبیعی و نگرش برساختی، دو سر آن را تشکیل دادهاند، نگرش جدیدی، در پی تلفیق جنبههای اساسی رویکرد طبیعی و برساختی است. بر اساس این نگرش خصوصیات انتسابی به زن و مرد ریشه در خصوصیات طبیعی (بیولوژیک) دارد، اما مواجهۀ فرهنگ، اجتماع و تاریخ با آنها، صورتهای متنوع از زنانگی و مردانگی را ایجاد کرده است.
بر اساس این دیدگاه آنچه اصالت دارد برخی خصوصیات زیستی مشخص، متفاوت و آشکار چون میزان متفاوت هورمونها یا توان فرزندآوری میان زن و مرد است و آنچه محل تأمل و بازنگری است، نحوۀ مواجهه و تعامل فرهنگهای مختلف با این خصوصیات است.
افزایش دانش، گستردهشدن رویکردهای مطالعاتی جنس و جنسیت، تردید در قطعیت خصوصیاتی که بهعنوان صفات و خصوصیات وابسته به جنس فرض میشوند، ورود زنان و مردان به حوزههای اختصاصی یکدیگر و انجام باکفایت تکالیف اختصاصی جنس دیگر (بهجز بارداری و زایمان)، امکان این بازنگری را فراهم کرده است. از آن جمله میتوان به مادری بهعنوان نقطه ثقل وابستهکردن، تکلیف و توصیه زنان به خانهماندن (خانهداری) و فرزندان (مادری) اشاره کرد.
مطالعات تاریخیِ مادرانگی، این وابستگی را امری متأخر و ناشی از تولد خانوادۀ هستهای میدانند، در حالیکه پیش از آن مادری نه مسئولیت زنان بلکه مسئولیت جمعی خانواده گسترده بوده است.[۲۹] همچنین تجربیات جدید مردان از امر فرزندپروری بیانگر آن است که توانش والدگری در مردان نیز وجود دارد و تنها لازم است فرصت و مهارت لازم به آنان آموزش داده شود؛ چنانچه زنان نیز به هر دوی فرصت و مهارت نیاز دارند.[۳۰]
پانویس
- ↑ . رید، فمنیسم و مردمشناسی؛ زن در تحلیلها و دیدگاههای انسانشناختی، 1387ش، ص145.
- ↑ . رفعتجاه، هویت و امر زنانه، 1384ش، ص5.
- ↑ . Risman & Davis, From sex roles to gender structure,2013, 734
- ↑ Gender is what we are doing not who we are.
- ↑ . Zimmer, 1988, Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory
- ↑ . Constructed-oriented
- ↑ . Nurture-oriented/ Cultural
- ↑ Transformative.
- ↑ . Goffman, 1977, The arrangement between the sexes, 301
- ↑ . هام و گمبل، فرهنگ نظریههای فمنیستی، 1389ش، ص290.
- ↑ . بوذرینژاد و اقبالی، «مناقشات نظری ابنسینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، 1398ش، ص219.
- ↑ . رودگر، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، 1394ش، ص70.
- ↑ .Connell, Masculinities, 2005:37
- ↑ . Gardiner, Men, masculinities and feminist theory, 2005, 40
- ↑ . تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی، 1385ش، ص349.
- ↑ .عرب خراسانی، «فرایند شکلگیری معنا ی ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، 1401ش، ص142.
- ↑ Nature- Oriented.
- ↑ .Essence-oriented
- ↑ . Order-oriented
- ↑ . Pilcher & Whelehan, 50 key concepts in gender studies,2004, 57
- ↑ .Biology is destiny
- ↑ . سفيري و ايمانيان، جامعهشناسي جنسيت، 1388ش، ص18؛ گرت، جامعهشناسی جنسیت، 1380ش، ص15- 17.
- ↑ . زیبایینژاد، هویت و نقشهای جنسیتی، 1388ش، ص84.
- ↑ . زیبایینژاد، هویت و نقشهای جنسیتی، 1388ش، ص84.
- ↑ .مصباح یزدی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، 1388ش،ص203.
- ↑ . زیبایینژاد، هویت و نقشهای جنسیتی، 1388ش، ص108.
- ↑ . ملکیان، «زن، مرد، کدام تصویر»، 1379ش، ص34؛ سروش، «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص32؛ مجتهد شبستری، «زنان، کتاب و سنت»، 1378ش، ص19-22؛ باقی، «مساله زنان: کدام مساله»، 1378ش، ص23-24؛ محمدی، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، 1378ش، ص41.
- ↑ . سروش, «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص35-37.
- ↑ . مورداک، ژرفای زن بودن، 1393ش، ص17.
- ↑ . Biblarz & Stacey, 2010, How Does the Gender of Parents Matter,2010, 17
منابع
- باقی، عمادالدین، «مساله زنان: کدام مساله؟»، مجله زنان، شماره 57، 1378ش.
- بوذرینژاد، یحیی و اقبالی، ابوالفضل، «مناقشات نظری ابنسینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، دوفصلنامه علمی حکمت سینوی، شماره 61، 1398ش.
- تانگ، رزمری، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی، ترجمه: منیژه نجمعراقی، تهران، نی، 1385ش.
- رفعتجاه، مریم، هویت و امر زنانه، تهران، جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، 1384ش.
- رودگر، نرجس، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، گرایشها و نقد، قم، مرکز تحقیقات زن و خانواده، 1394ش.
- رید، اولین، فمنیسم و مردمشناسی؛ زن در تحلیلها و دیدگاههای انسانشناختی، ترجمه افشنگ مقصودی، تهران، گلآذین، 1378ش.
- زیبایینژاد، محمدرضا، هویت و نقشهای جنسیتی، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، 1388ش.
- سروش، عبدالکریم، «قبض و بسط حقوق زنان»، مجله زنان، شماره 5، 1378ش.
- سفيري، خديجه و ايمانيان، سارا، جامعهشناسي جنسيت، تهران، جامعهشناسان، 1388ش.
- عرب خراسانی، سمیه، «فرایند شکلگیری معنای ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، مطالعات زن و خانواده، شماره 26، 1401ش.
- گرت، استفانی، جامعهشناسی جنسیت، ترجمة کتایون بقایی، تهران، دیگر، 1380ش.
- مجتهد شبستری، محمد، «زنان،کتاب و سنت»، مجله زنان، شماره 57، 1378ش.
- محمدی، مجید، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، مجله زنان، شماره 58، 1378ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1388ش.
- ملکیان، مصطفی، «زن، مرد، کدام تصویر»، مجله زنان، شماره 64، 1379ش.
- مورداک، مورین، ژرفای زن بودن، ترجمه سیمین موحد، تهران، بنیاد فرهنگ زندگی، 1393ش.
- هام، مگی و گمبل، سارا، فرهنگ نظریههای فمینیستی، ترجمه فیروزه مهاجر، فرخ قرهداغی و نوشین احمدی خراسانی، تهران، توسعه، 1384ش.
- Biblarz, Timothy J. & Stacey, Judith., How Does the Gender of Parents Matter? Journal of Marriage and Family, Vol. 72, 2010.
- Connell, R.W., Masculinities, Polity Press, 2005.
- Gardiner, Judith Kegan Men, masculinities and feminist theory. In Handbook of studies on men & masculinities, Kimmel, Michael; Hean, Jeff & Connell, R.W, Sage Publication, 2005.
- Goffman, Erving, The Arrangement between the Sexes, Theory and Society, Vol. 4(3), 1977.
- Pilcher, Jan & Whelehan, Imelda, 50 key concepts in gender studies, Sage publication, 2004.
- Risman, Barbara J. & Davis, Georgian, From sex roles to gender structure. Current Sociology Review, 2013.
- Risman, Barbara J., Gender as social structure. In Hand book of Sociology of gender, Second edition Barbara J. Risman, Carissa M. Froyum William J. Scarborough, Springer, 2018.
- Zimmer, L., Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory. Social Problems. Vol, 1988.