جنسیت

از ویکی‌جنسیت

جنسیت؛ تکالیف و رفتارهای مورد انتظار یا منتسب به جنس.

جنسیت (Gender) به‌معنای فاصلۀ حداکثری میان جنس (بیولوژی و ذخیره ژنتیکی هر فرد) و انتظارات منتسب به آن است. اگر جنس به خصوصیات ثابت، طبیعی و همیشگی اطلاق می‌شود، جنسیت به خصوصیات فرهنگی، تربیتی، وابسته به شرایط و محیط زیست، تغییرپذیر و تاریخی مربوط است. گروه‌های حامی حقوق زنان واضع واژه و مفهوم جنسیت بوده‌اند. بنابراین تا زمان‌های اخیر، جنسیت انحصاری زنانه داشته است و مردان خارج از بررسی رابطه میان جنس طبیعی (تذکیر) و تکالیف مرتبط با آن (مردانگی) بوده‌­اند.

تاریخچه مفهوم جنسیت

در نیمۀ دوم قرن بیستم میلادی، گسترش مطالعات انسان­‌شناختی و افزایش آگاهی دربارۀ تفاوت رفتارهای وابسته به جنس در قومیت­‌ها و ملل گوناگون، سرآغاز تردید در جهان‌شمول بودن زنانگی و مردانگی (با استناد به وضعیت ثابت زیست‌­شناسی) شد.[۱]

جنسیت به‌عنوان مفهومی اجتماعی، فرهنگی و برساختی در مقابل دیدگاه طبیعی جنس­محور (Sex-oriented) ظهور یافت. جنسیت در این دیدگاه، مجموعه رفتارها، تکالیف و حقوق را انتسابات توافقی و تاریخی می‌شناسد. توافقی یا برساختی بودن این انتسابات به آن معنا است که جنس شخص، پیوند ذاتی و همیشگی با رفتارهای مورد انتظار از او ندارد؛ بلکه حاصل انتخاب شخص یا تحمیل ساختار اجتماعی است.[۲]

ریزمن و دیویس اشاره دارند که جنسیت، ساختاری اجتماعی است که افراد در آن مشغول تکرار و انجام تجویزات آن هستند.[۳] جنسیت در این دیدگاه، مناسباتی انجام‌شدنی است[۴] نه تعریف کسی که آن را اجرا می کند.[۵]

دیدگاه‌های نظر دربارۀ جنسیت

رویکرد برساختی

نگاه برساخت‌محور[۶] به مفهوم جنسیت که رویکرد تربیت‌محور یا فرهنگی[۷] نیز نامیده می‌شود، اساس شکل‌گیری جنسیت را «تحول»[۸] می­‌داند و بر زمان‌مندی و موقعیت‌­مندی تمرکز دارد. در این نگرش ارتباط وثیق و قطعی میان ذخیرۀ ژنتیکی زن و نقش­‌های همیشگی او وجود ندارد.[۹]

مطالعات تاریخی و انسان‌شناختی، صورت‌های متنوعی از زنانگی را در فرهنگ‌های متعدد آشکار کرده است و بیانگر تاثیر ضرورت­های اجتماعی‌فرهنگی است که بر حسب آنها زنانگی تعریف شده ­است. در چنین نگرشی طبیعت و ذات، کمترین تاثیر را در تعریف زنانگی و نقش‌های منتسب به آن دارد. علاوه بر آن دسترسی به تحصیلات، پیشرفت­های تکنولوژیکی و اقتصادی، زنانگی وابسته به مردان را تغییر داده است.[۱۰]

بر اساس رویکرد برساخت‌محور، در دوره­های زمانی و متناسب با تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، بازنگری در نقش‌­های انتسابی به زنان ضروری است. از مهم‌ترین این موارد تولیدمثل و مادری در خانوادۀ­ هسته‌­ای است. در نگرش برساخت‌­محور، به‌دنیا آوردن نوزاد ضرورتاً زن را به مادر تبدیل نمی‌­کند، بلکه فرایند جامعه‌پذیری، چینش نهادهای حاکم و سیاست­های حمایتی یا بازدارنده است که اولویت زن را مادری، فرزندپروری و چشم‌­پوشی از حضور در هر موقعیتی ازجمله عرصۀ عمومی، تعیین کرده است. از این جهت است که این تکلیف طبیعی‌نما امروزه دچار چالش جدی است.[۱۱]

از منظر این رویکرد تحول­‌محور، آن‌چه به زن منتسب است قابلیت بازنگری و تغییر متناسب با اقتضائات را دارد. در وضعیتی که فرایند مدرنیته برخی مظاهر سنت را به حاشیه رانده است، لازم است خصوصیات جنسیتی زنانه نیز متناسب با آن تغییر کند. تحصیل، اشتغال، تشویق به استقلال اقتصادی، جدایی مادری تمام‌وقت از فرزندآوری، تلاش جهت فراهم‌آوردن تسهیلات اجتماعی اشتغال چون مرخصی زایمان و مهدهای کودک در پی این نگرش، پیشنهاد شده است و نقش و مظاهر زن و زنانگی را متحول ساخته است.[۱۲]

گسترش قلمرو جنسیت به مردانگی

نگرش برساختی به جنسیت، آن را از انصراف زنانه­اش خارج کرده و دایرۀ شمول و اثرگذاری (ساختار جنسیت) را شامل مرد نیز ساخته است. از منظر این نگرش، مردانگی نیز همچون زنانگی حامل و واجد انتسابات فرهنگی، زمان‌مند و موقعیتی است. همچنین مردانگی نیاز به بازنگری و پیرایش از خصوصیاتی دارد که از منظر این رویکرد حاصل تحمیل گفتمان‌­های حاکم است؛ در حالی‌که لازم است امکان متناسب‌سازی آن با تحولات دوران جدید مدنظر باشد. از این منظر لازم است مردانگی‌ها در پاسخ یا به تناسب تحولات وابسته به زمان، برساخت و بازتعریف شود.[۱۳]

تحت­‌تأثیر مفهوم جنسیت به جنس مرد و مردانگی، که تا پیش از این معیار انسان بودن محسوب می‌­شد، بازنگری و تحول در مردانگی و خصوصیات منتسب به آن نیز آغاز شده ‌است.[۱۴]

گسترش قلمرو جنسیت به دگرباشان جنسی

نگرش برساختی، جنسیت و خصوصیات انتسابی به جنس افراد را گسترده‌تر کرده و آن را به گرایش­های جنسی نیز مرتبط کرده است. پیامد چنین نگرشی ایجاد گروه دگرباشان جنسی و طیف LGBTQAI+ است. هر فرد اعم از زن و مرد می­تواند در هر نقطه از این طیف قرار گرفته و آنها را از محدودیت تعلق به مذکر یا مونث بودن و گرایش به جنس مخالف رها کند. این نگرش زنانگی و مردانگی را نیز از وضعیت بیولوژیک خارج کرده و آن را به ترجیح و انتخاب کنش‌گران وابسته کرده است.[۱۵]

ناسازگاری با سنت

در فضای سنت، مفهوم جنسیت به‌عنوان برساخت اجتماعی وجود ندارد. زنانگی و مردانگی با طبیعت بیولوژیک افراد گره‌ خورده است. افراد در فرایند جامعه‌­پذیری و بر اساس نسخۀ از پیش موجود (سنت) در راستای نقش‌­های از پیش تعریف‌شده تربیت می‌شوند و برای زندگی خانوادگی، به‌عنوان مهم‌ترین مسئولیت فردی و جمعی در قبال جامعه آماده می‌شوند.[۱۶]

رویکرد طبیعی

رویکرد طبیعی[۱۷] با باور عمیق به ارتباط وثیق و محکم میان جنس و انتظارات جنسیتی، از واژۀ جنسیت به معنای انتظارات وابسته به جنس استفاده می‌کند. این رویکرد را ذات‌محور[۱۸] یا نظم‌محور[۱۹] نیز می‌گویند. جنسیت در این رویکرد از معنای اصلی خود دور شده و در اشاره به صفات ریشه­‌دار در جنس زیستی استفاده می­شود. در این رویکرد از دلایل زیستی (ثابت) به جای شواهد فرهنگی و اجتماعی (متحول، زمان‌مند و مکان‌مند) برای اثبات ارتباط مستحکم میان جنس و جنسیت استفاده می­شود. این رویه در ادامه موجب شد که در برگه­‌ها و فرم‌­ها از اصطلاح جنسیت به‌جای جنس استفاده شود.[۲۰]

در نگرش طبیعت‌محور (ذات­‌محور)، جنسیت مجموعه رفتارها و انتظارات اجتماعی گره‌خورده به زن معنا می­شود که در جنس بیولوژیک او ریشه دارد. جنسیت در این نگرش، ارتباطی ذاتی میان ذخیرۀ ژنتیکی فرد، رفتارها و نقش­های اجتماعی‌فرهنگی او است. آنچه زنانگی را رقم می­زند طبیعت زن است و خروج از این حوزه مخالفت با طبیعت است. بر این اساس جایگاه و موقعیت زن در جامعه معلول طبیعتی است که با آن به دنیا آمده ­است.[۲۱]

پیروی از رفتارهای طبیعی زنانه، استقرار نظم اجتماعی در امور جامعه و منویات دین (در جوامع قائل به ادیان و غیرسکولار) را در پی دارد. در پی وجود این نظم است که جامعه ثبات می‌یابد و زنان (و مردان) در مسیر مورد انتظار طبیعت از آنان گام بر می‌­دارند. نگرش ذات­‌محور نوعی فرایند خطی و منظم از تبیین پدیده‌های اجتماعی را مد نظر دارد: طبیعی، ذاتی، ثابت، سخت‌تغییر، تکرارشونده و بی‌­تاریخی، پایه­‌های این رویکرد به جنسیت است.[۲۲]

رویکرد دینی به جنسیت

ادیان، نگرشی طبیعی و نظم‌محور به مفهوم جنسیت دارند. جنسیت در مفهوم دینی اصالتاً وجود ندارد بلکه تطبیق حداکثری جنس و نقش و انتظارات مرتبط با آن را مد نظر دارد. تفاوت مفهوم جنسیت در این رویکرد با رویکرد برساختی، ارتباط وثیق و ثابت میان وضعیت بیولوژیک فرد با تکالیف مورد انتظار از او است که بر اساس حکمت دینی توجیه می­شود. اگر جنسیت بر برساختی، فرهنگی، زمان‌مندی و موقعیتی بودن تکالیف زنان و مردان اصرار دارد، نگرش دینی به همیشگی و ثبات آنها تاکید دارد. در این نگرش نیز نظم و مرز مشخصی میان زن-مرد و زنانگی-مردانگی وجود دارد و از پیروان ادیان انتظار می­رود این تکالیف را انجام داده و از تخطی یا انحراف از آن اجتناب کنند.[۲۳]

در نگرش دینی نظم‌­محور دو رویکرد قابل تشخیص است؛ رویکرد اول که ریشه در پایگاه دینی دارد و از یافته­‌های علوم زیستی استفاده می‌­کند، بخش قابل توجهی از آنچه جنسیت خوانده می­‌شود را امری طبیعی و وابسته به صفات خاصی می‌­داند که در جنس افراد تعبیه شده ­است. در این نگاه زن و مرد به‌جهت صفات وابسته به جنس، هویت‌ ثابت و متفاوت با یکدیگر داشته و جایگاه اجتماعی متمایزی نیز به آنها تعلق خواهد گرفت. در چنین رویکردی زن و مرد علاوه بر خصوصیات زیستی، با کیفیات غیرزیستی (روحی) متفاوتی از یکدیگر آفریده ‌شده‌اند که وظایف و حدود فعالیت اجتماعی ویژه­ای را برای آنان رقم می‌زند.[۲۴]

در این نگاه می‌­توان از هست‌­ها، بایدها را استخراج کرد[۲۵] و از خلقت زیست هدفمند مونث و مذکر، قوانین، حقوق و تکالیف متفاوتی را استخراج و فهم کرد.[۲۶]

جنسیت در رویکرد روشنفکران دینی

برخی افراد با نگاه دینی و طبیعی به جنسیت، بر این نظرند که برجسته شدن برخی صفات زیستی در زن و مرد تنها می‌تواند نتیجه فرایندی تاریخی باشد. به‌عنوان مثال مشهور شدن مرد به فردی عاقل و زن به فردی احساساتی می‌تواند تنها نتیجۀ فرایندی باشد که زن را از تصمیم‌­گیری­‌های جدی و نیازمند تعقل دور نگه داشته و مرد را در این فرایند ماهر و ورزیده کرده است.

بر این اساس تصور ذاتی بودن قدرت تعقل بیشتر مردان و احساسات بیشتر زنان، نادرست و تمامی مناسبات وابسته به آن نیز محل تردید خواهد بود. لذا لازم است در خصوص دامنۀ اختیارات، امتیازات و محدودیت‌های وابسته به این صفات، در شرایط تاریخی و اجتماعی جدید بازبینی و بازنگری صورت گیرد.[۲۷] در این رویکرد از هست­ها (صفات طبیعی)، بایدها استنباط و استخراج نخواهد شد.[۲۸]

رویکرد تعاملی

در طیف رویکردهای نظری به جنسیت که نگرش طبیعی و نگرش برساختی، دو سر آن را تشکیل داده‌اند، نگرش جدیدی، در پی تلفیق جنبه­‌های اساسی رویکرد طبیعی و برساختی است. بر اساس این نگرش خصوصیات انتسابی به زن و مرد ریشه در خصوصیات طبیعی (بیولوژیک) دارد، اما مواجهۀ فرهنگ، اجتماع و تاریخ با آنها، صورت‌­های متنوع از زنانگی و مردانگی را ایجاد کرده است.

بر اساس این دیدگاه آنچه اصالت دارد برخی خصوصیات زیستی مشخص، متفاوت و آشکار چون میزان متفاوت هورمون‌­ها یا توان فرزندآوری میان زن و مرد است و آنچه محل تأمل و بازنگری است، نحوۀ مواجهه و تعامل فرهنگ‌های مختلف با این خصوصیات است.

افزایش دانش، گسترده‌شدن رویکرد‌های مطالعاتی جنس و جنسیت، تردید در قطعیت خصوصیاتی که به‌عنوان صفات و خصوصیات وابسته به جنس فرض می‌­شوند، ورود زنان و مردان به حوزه‌­های اختصاصی یکدیگر و انجام باکفایت تکالیف اختصاصی جنس­ دیگر (به‌جز بارداری و زایمان)، امکان این بازنگری را فراهم کرده است. از آن جمله می‌­توان به مادری به‌عنوان نقطه ثقل وابسته‌کردن، تکلیف و توصیه­ زنان به خانه‌ماندن (خانه‌داری) و فرزندان (مادری) اشاره کرد.

مطالعات تاریخیِ مادرانگی، این وابستگی را امری متأخر و ناشی از تولد خانوادۀ هسته­‌ای می­‌دانند، در حالی‌که پیش از آن مادری نه مسئولیت زنان بلکه مسئولیت جمعی خانواده­ گسترده بوده است.[۲۹] همچنین تجربیات جدید مردان از امر فرزندپروری بیانگر آن است که توانش والدگری در مردان نیز وجود دارد و تنها لازم است فرصت و مهارت لازم به آنان آموزش داده شود؛ چنانچه زنان نیز به هر دوی فرصت و مهارت نیاز دارند.[۳۰]

پانویس

  1. . رید، فمنیسم و مردم­شناسی؛ زن در تحلیل­ها و دیدگاه­های انسان­شناختی، 1387ش، ص145.
  2. . رفعت­جاه، هویت و امر زنانه، 1384ش، ص5.
  3. . Risman & Davis, From sex roles to gender structure,2013, 734
  4. Gender is what we are doing not who we are.
  5. . Zimmer, 1988, Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory
  6. . Constructed-oriented
  7. . Nurture-oriented/ Cultural
  8. Transformative.
  9. . Goffman, 1977, The arrangement between the sexes, 301
  10. . هام و گمبل، فرهنگ نظریه­های فمنیستی، 1389ش، ص290.
  11. . بوذری­نژاد و اقبالی، «مناقشات نظری ابن‌سینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، 1398ش، ص219.
  12. . رودگر، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، 1394ش، ص70.
  13. .Connell, Masculinities, 2005:37
  14. . Gardiner, Men, masculinities and feminist theory, 2005, 40
  15. . تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1385ش، ص349.
  16. .عرب خراسانی، «فرایند شکل­گیری معنا ی ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، 1401ش، ص142.
  17. Nature- Oriented.
  18. .Essence-oriented
  19. . Order-oriented
  20. . Pilcher & Whelehan, 50 key concepts in gender studies,2004, 57
  21. .Biology is destiny
  22. . سفيري و ايمانيان، جامعه‌شناسي جنسيت، 1388ش، ص18؛ گرت، جامعه­شناسی جنسیت، 1380ش، ص15- 17.
  23. . زیبایی­نژاد، هویت و نقش‌های جنسیتی، 1388ش، ص84.
  24. . زیبایی­نژاد، هویت و نقش‌های جنسیتی، 1388ش، ص84.
  25. .مصباح یزدی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، 1388ش،ص203.
  26. . زیبایی‌نژاد، هویت و نقش‌های جنسیتی، 1388ش، ص108.
  27. . ملکیان، «زن، مرد، کدام تصویر»، 1379ش، ص34؛ سروش، «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص32؛ مجتهد شبستری، «زنان، کتاب و سنت»، 1378ش، ص19-22؛ باقی، «مساله زنان: کدام مساله»، 1378ش، ص23-24؛ محمدی، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، 1378ش، ص41.
  28. . سروش, «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص35-37.
  29. . مورداک، ژرفای زن بودن، 1393ش، ص17.
  30. . Biblarz & Stacey, 2010, How Does the Gender of Parents Matter,2010, 17

منابع

  • باقی، عمادالدین، «مساله زنان: کدام مساله؟»، مجله زنان، شماره 57، 1378ش.
  • بوذری­‌نژاد، یحیی و اقبالی، ابوالفضل، «مناقشات نظری ابن‌سینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، دوفصلنامه علمی حکمت سینوی، شماره 61، 1398ش.
  • تانگ، رزمری، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، ترجمه: منیژه نجم­عراقی، تهران، نی، 1385ش.
  • رفعت‌­جاه، مریم، هویت و امر زنانه، تهران، جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، 1384ش.
  • رودگر، نرجس، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، گرایش‌ها و نقد، قم، مرکز تحقیقات زن و خانواده، 1394ش.
  • رید، اولین، فمنیسم و مردم‌­شناسی؛ زن در تحلیل‌­ها و دیدگاه­های انسان‌­شناختی، ترجمه افشنگ مقصودی، تهران، گل­آذین، 1378ش.
  • زیبایی‌­نژاد، محمدرضا، هویت و نقش­های جنسیتی، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، 1388ش.
  • سروش، عبدالکریم، «قبض و بسط حقوق زنان»، مجله زنان، شماره 5، 1378ش.
  • سفيري، خديجه و ايمانيان، سارا، جامعه‌شناسي جنسيت، تهران، جامعه­شناسان، 1388ش.
  • عرب خراسانی، سمیه، «فرایند شکل‌­گیری معنای ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، مطالعات زن و خانواده، شماره 26، 1401ش.
  • گرت، استفانی، جامعه‌شناسی جنسیت، ترجمة کتایون بقایی، تهران، دیگر، 1380ش.
  • مجتهد شبستری، محمد، «زنان،کتاب و سنت»، مجله زنان، شماره 57، 1378ش.
  • محمدی، مجید، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، مجله زنان، شماره 58، 1378ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1388ش.
  • ملکیان، مصطفی، «زن، مرد، کدام تصویر»، مجله زنان، شماره 64، 1379ش.
  • مورداک، مورین، ژرفای زن بودن، ترجمه سیمین موحد، تهران، بنیاد فرهنگ زندگی، 1393ش.
  • هام، مگی و گمبل، سارا، فرهنگ نظریه­‌های فمینیستی، ترجمه فیروزه مهاجر، فرخ قره­داغی و نوشین احمدی خراسانی، تهران، توسعه، 1384ش.
  • Biblarz, Timothy J. & Stacey, Judith., How Does the Gender of Parents Matter? Journal of Marriage and Family, Vol. 72, 2010.
  • Connell, R.W., Masculinities, Polity Press, 2005.
  • Gardiner, Judith Kegan Men, masculinities and feminist theory. In Handbook of studies on men & masculinities, Kimmel, Michael; Hean, Jeff & Connell, R.W, Sage Publication, 2005.
  • Goffman, Erving, The Arrangement between the Sexes, Theory and Society, Vol. 4(3), 1977.
  • Pilcher, Jan & Whelehan, Imelda, 50 key concepts in gender studies, Sage publication, 2004.
  • Risman, Barbara J. & Davis, Georgian, From sex roles to gender structure. Current Sociology Review, 2013.
  • Risman, Barbara J., Gender as social structure. In Hand book of Sociology of gender, Second edition Barbara J. Risman, Carissa M. Froyum William J. Scarborough, Springer, 2018.
  • Zimmer, L., Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory. Social Problems. Vol, 1988.