زن مدرن
زن مدرن؛ زن دارای وظایف و منزلت همسان با مردان در فرهنگ و تمدن غرب.
زن مدرن، نمادی از تحولات اجتماعی و فرهنگی است که در آن زنان به دنبال استقلال، برابری و خودشکوفایی هستند. این مفهوم بر آزادی، برابری و پیشرفت زنان تاکید دارد. زن مدرن، وضعیت آرمانیِ خود را در تشابه جنسیتی با مردان، جستجو کرده و با مردان، رقابت میکند. در این رقابت، زنان هویت زنانگی خود را باخته و بهجای کسب استقلال، بهنفع هوسهای مردانه استخدام شده و کانون خانواده عاری از عواطف زنانه میشود.
مفهومشناسی زن مدرن
مدرن بهمعنای تازه، نو و امروزین است.[۱] مدرنیزاسیون بهمعنای نوسازی به مجموعه رویدادهای سیاسی، علمی، فنی و اجتماعی گفته میشود که اسباب پیشرفت صنعتی و قدرت سیاسی غرب را فراهم کرده است.[۲] در هر جامعهای که این نوسازی گسترش یافته، تغییرات وسیعی در رفتارهای جمعیتی و خانوادگی نیز رخ داده است.[۳] زن مدرن در این چارچوب، زنانی هستند که به فرهنگ غربی تمایل داشته و تفاوتهای جنسیتی را بر نمیتابند.[۴]
نفی تفاوتهای زن و مرد در انگارۀ زن مدرن
در غرب مسیحی، انسان موجودی شرور معرفی میشد و در واکنش به آن، نگاه اومانیستی شکل گرفت.[۵] غرب مدرن با ایده «همهچیز برای انسان و انسان برای هیچچیز»[۶] و شعار بازگشت به طبیعت بشری، کامروایی دنیوی و مردود دانستن هرگونه چشمداشتی به جهان دیگر، سبک زندگی تازهای را بنا نهاد.[۷]
در تفکر کلیسایی، زنان بهعنوان منشا آلودگی انسانها تحقیر میشدند.[۸] در واکنش علیه این تبعیض، جریانهای فمینیستی با شعار برابری زن و مرد به وجود آمدند.[۹]
اصل مبنایی در نگرش زنان مدرن، نفی تفاوتهای قابل ملاحظه بین زن و مرد بوده و بر وظایف پایاپای زنان و مردان تاکید میشود.[۱۰] برخی فمینیستها، فروپاشی مردسالاری را تنها راه نجات زنان میدانند و کوپر در کتاب «مرگ خانواده»، خانواده را مانع اصلی شکوفایی فردیت انسان معرفی کرده است.[۱۱]
مالکیت بدن در انگارۀ زن مدرن
در حالی که تورات، بدن زن را ملک شوهرش دانسته و تجاوز جنسی به دختر باکره را جرم علیه شوهر آینده او میداند[۱۲] و تلمود، مالکیت مرد بر بدن همسرش را میپذیرد، [۱۳] اما مدرنیته، مالکیت بدن را از حقوق انسانی دانسته[۱۴] و بر این مسئله تاکید دارد که بدن، حریم خصوصی انسان است؛ انسان مجاز به هرگونه بهرهبرداری از بدن خود است و کسی مجاز به دخالت در حریم خصوصی دیگران نیست.[۱۵]
از منظر بوردیو؛ بدن مِلک فرد و سرمایه فیزیکی است که در بردارندۀ منزلت اجتماعی و اشکال نمادین تمایز است و افراد با اشکال گوناگون سرمایه فیزیکی در میدانهای اجتماعی حضور بدنی مییابند؛ [۱۶] آندره میشل، حق مالکیت زن بر بدن خویش و به تبع آن روابط آزاد جنسی غیر رسمی را ارمغان جنبش فمینیستی برای رهایی زنان میداند.[۱۷]
تشابه نقشهای جنسیتی در انگاره زن مدرن
از ویژگیهای زن مدرن، داشتن نقشهای مشابه با نقشهای مردانه است. تشابه نقش بهمعنای آن است که زنان، شبیه مردان در اجتماع حضور یابند و هویتی همسان مردان داشته باشند.[۱۸]
دوبووار با تأکید بر تشابه نقشهای جنسیتی، معتقد است که «انسان، زن زاده نمیشود، بلکه زن میشود». زنان مدرن در جنبش فمینیستی بر این مسئله تاکید دارند که نقشهای جنسیتی ویژگیهای کسبشده و موقعیتهای مقرر شدۀ بخشی از یک ایدئولوژی هستند و باید با گذار از آن، یکسانسازی نقشهای زن و مرد پیگیری شود.[۱۹]
اولویتیافتن اشتغال برای زنان مدرن از الزامات تمدن غرب است که تافلر، آن را بیش از هر تمدن دیگر، تاجر مسلک دانسته است.[۲۰] از این منظر، زن مدرن همپای مرد در میدان کار، حضور فعال دارد و دارای استقلال مالی است؛ اما میتواند عهدهدار نقشهای خانوادگی نیز باشد.[۲۱]
در چنین فضایی که اقتدار با ملاکهای مادی توزین میشود، زن و مرد هر دو بهدنبال پول هستند[۲۲] و نقش مادری از مدار مرجحات زن خارج شده و به تعبیر سگالن، حاملهنشدن یک وضعیت طبیعی برای زنان مدرن دانسته میشود.[۲۳]
پیامدهای ظهور زن مدرن
ایده تشابه نقشهای جنسیتی، خانوادهها را دچار بحران میکند.[۲۴] تشابه جنسیتی، زن را با هویت زنانگی بیگانه ساخته و دچار بحران هویت جنسیتی میسازد. آنچه در بستر مبارزات فمینیستی در غرب اتفاق افتاد، بهجای ارتقای منزلت انسانی زن، موجب آزادسازی مسائل جنسی ممنوعه به بهانه حمایت از زنان شد و به گسترش انواع مفاسد اخلاقی و آسیبهای اجتماعی منجر شد، [۲۵] ازجمله:
تضعیف اقتدار پدری
اقتدار مرد در خانواده از ابزارهای لازم برای ایفای نقشهای نظارتی است که در دنیای معاصر با مشکل مواجه شده است. فمینیستها، اقتدار مرد را منشا اصلی شکلگیری نظامهای پدرسالار معرفی کرده و مظلومیت تاریخی زنان را بر همین مبنا تفسیر میکنند.[۲۶]
پایین کشیدن موقعیت پدری، بیپدری را در سطح خانوادهها گسترش داد. آمارها نشان میدهد که فقدان مدیریت مردانه، آنهم از موقعیت پدری، پیامدهای سنگینی برای خانوادهها دارد. تحقیقات لوئیس و مییرز (۱۹۸۹م) در بوستون دربارۀ گروهی از کودکان بیخانمان، نشان داد که ۹۹% این کودکان متعلق به خانوادههای بدون پدر هستند.[۲۷]
در آمریکا ۶۰% متجاوزان به عنف، ۷۲% قاتلان نوجوان و ۷۰% محکومان حبسهای بلندمدت از خانههای بدون پدر بودهاند. در سال ۱۹۸۱م، ۴۳% از کودکانی که بدرفتاری با آنان گزارش شده بود در چنین خانوارهایی زندگی میکردند.[۲۸] با توجه به چنین شرایطی، برخی مشاوران خانواده در غرب، بیش از گذشته به این نکته واقف شدهاند که لازم است موقعیت رهبری در خانواده، به عهده مرد باشد. [۲۹]
تضعیف عواطف مادری
زن مدرن، منزلت اجتماعی را در میزان درآمد شغلی دنبال کرده و نقشهای مادری و همسری را بزرگترین مانع در این مسیر میداند. او متناسب با منطق مدرن برای برداشتن این موانع از یکسو به تحقیر این نقشها پرداخته و آنها را «در آشپزخانه ماندن» و «کهنه شستن» مینامد و از سوی دیگر، آنچنان اهمیت اشتغال را بالا میبرد که گویی زن خانهدار، هویت انسانیاش خدشهدار شده است.
در چنین روندی، نفرت از نقش مادری در ذهنیت جوامع غربی نهادینه شده و بهناچار نقش مادری را از مادر بودن تفکیک میشود. نقش مادری از این منظر، منحصر به مادران نیست، بلکه یک نقش عام اجتماعی است که هر بخشی از خانواده و جامعه، قسمتی از آن را انجام میدهند.
چنین تفکیکی، نقش محوری مادر در کانون عاطفی خانواده را عاری از پشتوانه طبیعی میسازد. بر مبنای تحقیقات علمی، بچهها در سنین کودکی نیاز به حضور فیزیکی مادر دارند و یک پرستار هرچه وظایف خود را خوب انجام دهد باز نیاز عاطفی کودک را تامین نمیکند.[۳۰]
بر مبنای نظرسنجیها؛ فرزندان حتی بچههای دبیرستانی، دوست دارند وقتی وارد خانه میشوند، مادر حضور داشته باشد و تصور اینکه مادر در خانه نیست، آنان را مضطرب میکند.[۳۱]
خوابگاه شدن خانه
با جذب زنان در بازار کار، کانون عاطفی خانواده آسیب دیده و خانه تبدیل به خوابگاه میشود. پژوهشی دربارۀ عوامل ناهنجاریهای اجتماعی و تزلزل خانواده در کشورهای اسکاندیناوی، نشان داد که خانواده هستهای، خانه را بهمثابه خوابگاه میانگارد و برای احیای خانه، باید زن دست از اشتغال کشیده و به خانواده برگردد.
زن و مردی که ۸ یا ۱۰ ساعت با همدیگر کار میکنند، بهطور طبیعی مبادلات عاطفی دارند. زن و مردی که نیازهای عاطفی آنها تامین شده باشد، در خانه بهعنوان همسر برای یکدیگر جذابیت نداشته و هرکدام در صدد رفع خستگی خود هستند. قربانیان اصلی این وضعیت، کودکان هستند که بدون توجه به نیازهای آنها، جهت نگهداری به دیگران تحویل داده شده یا به حال خود رها میشوند.[۳۲]
فروپاشی خانواده
از منظر زنان مدرن؛ ازدواج در سطح کامجویی جنسی معنا یافته و طلاق امری عادی تلقی میشود.[۳۳] میزان طلاق در امریکا ۶۰٪، در سوئد ۶۷٪ و در اسپانیا ۵۰٪ است. به گزارش یونسکو در کشورهای صنعتی از هر چهار مورد ازدواج سه مورد به طلاق منجر میشود.[۳۴] دختران و پسران ولگرد و فراری، زنان خیابانی و مردان مجرد یا بیعلاقه به خانواده، از برجستهترین پیامدهای طلاق و نمودهای بیخانمانی در دنیای مدرن است.[۳۵]
به اعتقاد پوپنو، محقق آمریکایی، بیپدری تاثیر مستقیمی بر بسیاری از بیماریهای غمانگیز اجتماعی دارد. بزهکاری و خشونت جوانان بیش از سایر پیامدهای منفی بر ذهن عموم مردم سایه افکنده است.[۳۶] مردان مجرد به خشونت و بیبندوباری تمایل بیشتری داشته و برای جامعه تهدید محسوب میشوند؛ همچنین مرگ ناشی از بیماری، سانحه یا حوادث نابهنگام در میان آنها بشتر است. آنان اکثریت منحرفان، تبهکاران و خلافکاران را تشکیل میدهند. سناتور موی نیهان درباره جامعهای پر از مردان مجرد هشدار داده و آنها را عامل هرجومرج اجتماعی میداند. نتیجه مطالعه بر روی ۷۵ زن و دختر فراری حاکی از مشکلات خانوادگی آنها از قبیل بیسرپرستی یا بدسرپرستی بوده است.[۳۷]
فزونی روسپیگری
برخی پژوهشها در شهر تهران نشان داده است که اولین تماس جنسی زنان روسپی عمدتاً مربوط به سن ۱۴.۵ سالگی بوده و بیشترین فراوانی سن شروع فعالیت جنسی، مربوط به سن ۱۵ سالگی است. ۴۵.۳% از زنان خیابانی به تنهایی زندگی میکنند و تنها ۶.۱% از آنها دارای خانواده کامل هستند.[۳۸]
بردهداری جنسی
امروزه با رواج یافتن صنعت سکس، بدن زن بهمثابه کالای تجاری در معرض فروش قرار میگیرد. برخی فمنیستها، از چنین وضعیتی تعبیر به بردهداری مدرن جنسی کرده[۳۹] و معتقدند؛ امروزه هیچ بخشی از بدن زنانه وجود ندارد که برای دستکاریهای جراحان زیبایی برای تولید گونۀ «زن کامل» قرن بیستمی، دسترسیناپذیر باشد.[۴۰]
پانویس
- ↑ . دهخدا، لغتنامه، 1377ش، ذیل واژه مدرن.
- ↑ . محبی، «تعارض مبنایی مدرنیته با اسلام در حوزه خانواد»، 1397ش، ص3.
- ↑ . عباسی شوازی و عسکری ندوشن، «آرمانگرایی در توسعه و نگرشهای مرتبط با خانواده در ایران»، 1387ش، ص50.
- ↑ امیدیپور و دیگران، «صورتبندی سوژۀ زن مدرن در گفتمانهای دورۀ مشروطه»، 1403ش، ص333.
- ↑ . زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1388ش، ص18.
- ↑ ستوده، «بنیانهای فکری اسلام و غرب در دفاع از حقوق زنان»، وبسایت کتابخانه دیجیتالی تبیان.
- ↑ . زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1388ش، ص19.
- ↑ . ملایوسفی و معماری، «گناه نخستین از دیدگاه اسلام و مسیحیت»، 1390ش، ص107.
- ↑ . ساروخانی و دیگران، «عوامل جامعهشناختی مؤثر در بازتعریف هویت اجتماعی زنان»، 1483ش، ص75.
- ↑ . فاکس، «زنان و آینده خانواده، بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی»، 1381ش، بیص.
- ↑ . تنهایی و شکربیگی، «جهانیشدن، تجددگرایی و خانواده در ایران»، 1387ش، ص45.
- ↑ «زن در دین یهود»، وبسایت پرسمان دانشگاهیان.
- ↑ اخلاقی، «جایگاه و مقام زن در یهودیت و اسلام»، 1398ش، ص13-15.
- ↑ اسماعیلی و روحی، «آثار اعتقاد به مالکیت خدا در زندگی انسان از منظر قرآن کریم»، 1402ش، ص16.
- ↑ مستفیضی و بالوی، «حق مرگ در اسناد بینالمللی حقوق بشر»، 1396ش، ص82-85.
- ↑ حاجیابوللو و دیگران، «مقایسه سرمایه فرهنگی بین دو گروه زنان با سابقة عملهای جراحی زیبایی و بدون جراحی زیبایی در شهر رشت»، 1397ش، ص170.
- ↑ ستوده، «بنیانهای فکری اسلام و غرب در دفاع از حقوق زنان»، وبسایت کتابخانه دیجیتالی تبیان.
- ↑ . سلطانی و زرشناس، «آسیب پذیری فرهنگی زنان»، 1378ش، ص37-38.
- ↑ محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص92.
- ↑ . تافلر، موج سوم، 1384ش، ص57.
- ↑ . سالاریفر، «راههای تحکیم خانواده در فرآیند جهانی شدن»، 1385ش، بیص.
- ↑ محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص91.
- ↑ سگالن، جامعه شناسی تاریخی خانواده، 1388ش، ص197.
- ↑ محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص91.
- ↑ . فاکس، «زنان و آینده خانواده، بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی»، 1381ش، بیص.
- ↑ محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص94.
- ↑ . ویتز، «فروپاشی خانواده: نتایج تحقیقات علوم اجتماعی»، 1389ش، بیص.
- ↑ . پوپنو، «دنیایی در نبود پدران»، 1388ش، بیص.
- ↑ محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص94.
- ↑ محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص98-96.
- ↑ . سفیری، «اشتغال زنان یک مشارکت اجتماعی است «، 1383ش، بیص.
- ↑ محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص98-97.
- ↑ محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص99-98.
- ↑ . سجادی، «همگرایی و فروپاشی نهاد خانواده در قرآن»، 1382ش، ص159-160.
- ↑ محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص100.
- ↑ . پوپنو، «دنیایی در نبود پدران»، 1388ش، بیص.
- ↑ محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص101-100.
- ↑ . شرافتیپور، «ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی زنان خیابانی در شهر تهران»، 1385ش، ص188-193.
- ↑ محمدپور، «زن در میان دو جاهلیت»، 1385ش، ص52-54.
- ↑ حاجیابوللو و دیگران، «مقایسه سرمایه فرهنگی بین دو گروه زنان با سابقة عملهای جراحی زیبایی و بدون جراحی زیبایی در شهر رشت»، 1397ش، ص169.
منابع
- اخلاقی، مرضیه، «جایگاه و مقام زن در یهودیت و اسلام»، دو فصلنامه تخصصی پژوهشهای اسلامی جنسیت و خانواده، سال دوم، شماره 2، بهار و تابستان 1398ش.
- اسماعیلی، سیدمحمد و روحی، رحمتالله، «آثار اعتقاد به مالکیت خدا در زندگی انسان از منظر قرآن کریم»، فصلنامه قرآن و علوم اجتماعی، سال سوم، شماره 4، زمستان 1402ش.
- امیدیپور، زهره و دیگران، «صورتبندی سوژۀ زن مدرن در گفتمانهای دورۀ مشروطه»، زن در توسعه و سیاست، شماره 2، سال 1403ش.
- پوپنو، دیوید، «دنیایی در نبود پدران»، ترجمه مریم رفیعی، مجله حوراء، شماره 34، سال 1388ش.
- تافلر، الوین، موج سوم، ترجمه شهیندخت خوارزمی، تهران، نشر علم، 1384ش.
- تنهایی، حسین و شکربیگی، عالیه، «جهانیشدن، تجددگرایی و خانواده در ایران»، مجله جامعهشناسی دانشگاه آزاد آشتیان، شماره 10، فروردین 1387ش.
- حاجیابوللو، کبری و دیگران، «مقایسه سرمایه فرهنگی بین دو گروه زنان با سابقۀ عملهای جراحی زیبایی و بدون جراحی زیبایی در شهر رشت»، جامعهشناسی کاربردی، شماره 72، زمستان 1397ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، تهران، دانشگاه تهران، 1377ش.
- «زن در دین یهود»، وبسایت پرسمان دانشگاهیان، تاریخ درج مطلب: 2 اسفند 1394ش.
- زیبایی نژاد، محمدرضا و سبحانی، محمدتقی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1388ش.
- ساروخانی، باقر و رفعتجاه، مریم، «عوامل جامعهشناختی مؤثر در بازتعریف هویتاجتماعی زنان»، مجله پژوهش زنان، شماره 1، بهار 1383ش.
- سالاریفر، محمدرضا، «راههای تحکیم خانواده در فرآیند جهانیشدن»، مجله حوراء، شماره 19، فروردین و اردیبهشت 1385ش.
- ستوده، نیره، «بنیانهای فکری اسلام و غرب در دفاع از حقوق زنان»، وبسایت کتابخانه دیجیتالی تبیان، تاریخ بازدید مطلب: 12 دی 1403ش.
- سجادی، سیدابراهیم، «همگرایی و فروپاشی نهاد خانواده در قرآن»، مجله پژوهشهای قرآنی، شماره 38-37، بهار و تابستان 1383ش.
- سفیری، خدیجه، «اشتغال زنان یک مشارکت اجتماعی است» ، مجله حوراء، شماره 7، مهر 1383ش.
- سگالن، مارتن، جامعهشناسی تاریخی خانواده، ترجمه حمید الیاسی، تهران، مرکز، 1388ش.
- سلطانی، مجتبی و زرشناس، شهریار، «آسیبپذیری فرهنگی زنان»، کتاب زنان، شماره 5، پاییز 1378ش.
- شرافتیپور، جعفر، «ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی زنان خیابانی در شهر تهران»، فصلنامه رفاه اجتماعی، شماره 22، پاییز 1385ش.
- عباسی شوازی، محمدجلال و عسکری ندوشن، عباس، «آرمانگرایی در توسعه و نگرشهای مرتبط با خانواده در ایران، (مطالعهای موردی در شهر یزد)»، مجله نامه علوم اجتماعی، شماره 34، پاییز 1387ش.
- فاکس، الیزابت، «زنان و آینده خانواده، بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی»، ترجمه اصغر افتخاری و محمد تراهی، مجله کتاب زنان، شماره 17، سال 1381ش.
- محبی، محمدعارف، «تعارض مبنایی مدرنیته با اسلام در حوزه خانواد»، مطالعات تطبیقی کلام، شماره 13، اسفند 1397ش.
- محبی، محمدعارف، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، معرفت فرهنگیاجتماعی، سال پانزدهم، شماره 1، زمستان 1402ش.
- محمدپور، مهین، «زن در میان دو جاهلیت»، فرهنگ پویا، شماره 1، شهریور 1385ش.
- مستفیضی، سروناز و بالوی، مهدی، «حق مرگ در اسناد بینالمللی حقوق بشر»، فصلنامه تحقیقات حقوقی معاهده، شماره 1، سال 1396ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، نظریه سیاسی اسلام، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ چهارم تابستان 1390ش.
- ملایوسفی، مجید و معماری، داوود، «گناه نخستین از دیدگاه اسلام و مسیحیت»، مجله ادیان و عرفان، شماره 2، پاییز و زمستان 1390ش.
- ویتز، پاولسی، «فروپاشی خانواده: نتایج تحقیقات علوم اجتماعی»، ترجمه اصلی عباسی، مجله حوراء، شماره 38، سال 1389ش.