پرش به محتوا

جنسیت از دیدگاه عبدالله جوادی ‌آملی

از ویکی‌جنسیت

جنسیت از دیدگاه عبدالله جوادی آملی؛ شباهت‌ها و تفاوت‌های زن و مرد از منظر آیت‌الله جوادی آملی.

دیدگاه عبدالله جوادی آملی دربارۀ جنسیت بر اصالت روح مجرد و یگانگی حقیقت انسانی زن و مرد استوار است. از این منظر، مردانگی و زنانگی وصف بدن است، نه روح؛ بنابراین در کمالات روحانی و معنوی مانند علم، تقوا و خلافت الهی، تفاوت جنسیتی معنایی ندارد. با این حال، تفاوت‌های طبیعی و «صنفی» بین زن و مرد مانند ظرافت و عاطفه بیشتر در زن و صلابت جسمانی در مرد که از مظاهر جمال و جلال الهی است، موجب تمایز در برخی وظایف عملی، حقوق و احکام اجتماعی و خانوادگی می‌شود. این تفاوت‌ها نه برای برتری یک جنس، بلکه برای تسخیر متقابل و تکامل نظام احسن در جهت تقرب به خدا است. از نظر جوادی آملی، زن و مرد در عرصه‌های فرهنگی و علمی مانند فقاهت و عرفان، توانایی یکسان دارند، اما نقش محوری زن در خانواده به‌عنوان کانون تربیت و مظهر محبت، جایگاهی ممتاز دارد. تفاوت در مسیر سلوک به معنای تفاوت در ارزش نیست، بلکه هر دو جنس به‌طور مساوی می‌توانند با ایمان و عمل صالح به حیات طیبه و قرب الهی نائل آیند.

شباهت‌های زن و مرد از منظر آیت‌الله جوادی آملی

عبدالله جوادی آملی، حقیقت انسان را روح مجرد و منزه از پدیده‌های ذکورت و انوثت می‌داند.[۱] از این منظر مردانگی و زنانگی وصف تن است، نه وصف روح.[۲] بدن، ابزار محض برای روح است، تمام کارها را روح انجام می‌دهد، رنج‌ها و لذت‌ها همه مربوط به روح می‌شود.[۳] کمالات انسانی که به روح مجرّد برمی‌گردد، نه مشروط به ذکورت است و نه ممنوع به انوثت.[۴]

با توجه به اصالت روح در حیات انسانی، بحث از تفاوت تکالیف و مزایای حقوقی زن و مرد سالبه به انتفاع موضوع است، چون حقیقت انسانی زن و مرد یگانه بوده و دوگانگی نیست تا گفته شود؛ تکالیف و حقوق آنها متفاوت هستند یا متساوی. زن و مرد باید در چهره انسانیت دیده شوند و در این چهره حقیقت انسان را روح او تشکیل می‌دهد، نه بدن او و نه مجموع جسم و جان او. درک، شهود، تقوا، اراده و صبر که از اوصاف عقل نظری و عملی هستند، هیچ‌کدام متصف به مردانگی و زنانگی نمی‌شوند، پس بحث از تفاوت یا تساوی زن و مرد در این امور نیز معنا ندارد.[۵] البته در کارهای عملی که مربوط به بدن است، مرزها متفاوت و قوانین جدا است.[۶]

تفاوت‌های طبیعی زن و مرد

از منظر جوادی آملی؛ زن مظهر جمال و مرد مظهر جلال الهی هستند؛ زن به ظرافت گل خلق شده و وظایف ظریفانه دارد، اما مرد دارای صلابت جسمی بوده و عهده‌دار کارهای سخت است. تفاوت زن و مرد صرفاً در زمختی تن مرد و ظرافت بدنی و عواطف زن نهفته است.[۷] تفاوت آنها صنفی است مانند تفاوت اصناف دیگر که برای برقراری نظام احسن بر اساس تسخیر عادلانه متقابل تمهید شده است.[۸] از این‌رو زن اندیشه‌های خود را در ظرافت عاطفه، ارائه می‌دهد؛ چنان‌که مرد، هنر خود را در تفکّر عقلانی خویش متجلّی می‌سازد.[۹]

نقش‌هایی مانند قوامیت یا سکینت در عین عمومیت آنها در هر دو جنس، در یک جنس اصالت می‌یابد. هم‌چنین تفاوت صنفی آنها موجب تفاوت در برخی احکام، حقوق و اخلاق میان دو جنس در بعد فردی، خانوادگی و اجتماعی می‌شود.[۱۰] در مناصب اجرایی هر کدام دارای وظیفه خاص هستند.[۱۱] صلابت و قدرت فیزیکی مرد با لطافت جسمی و عاطفی زن نه‌تنها موجب برتری یکی بر دیگری نیست که مکمل همدیگر بوده[۱۲] و برای عهده‌دار شدن هر یک به کار مناسب خود است.[۱۳]

تفاوت‌های فرهنگی زن و مرد از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی

جوادی آملی در حوزه فرهنگ که عمدتاً ناظر به تعلیم، تربیت و تزکیه است، تفاوت جدی میان زن و مرد قائل نیست، زنان را مانند مردان دارای توانمندی‌های برای کسب معارف عقلی و نقلی دانسته و معتقد است؛ زن و مرد در عقل نظری تفاوتی ندارند اگر تفاوتی هم باشد در عقل عملی است.[۱۴] زنان می‌توانند مانند مردان دشواری‌های علوم عقلی را فهم کرده و در علوم شرعی به مقام فقاهت برسند؛[۱۵] اما به‌دلیل ظرافت طبع زنان، آن‌ها را در حوزه عرفان که حوزه دل است تا حدی موفق‌تر از مردها می‌داند.[۱۶]

بر همین مبنا؛ در امر آموزش و پرورش که بیشتر بر همدلی استوار است، نقش زنان نسبت به مردان را برجسته‌تر دانسته و اساساً رسالت اصلی زنان را در جامعه اسلامی پرورش نسل صالح می‌داند.[۱۷] چون مرد مظهر قهر و زن مظهر مهر است، خداوند عالم را بر محور مهر اداره می‌کند، قرآن درس محبت می‌دهد و راه محبت را زن بهتر از مرد درک می‌کند.[۱۸] جامعه، با محبت و نرمش پیشرفت می‌کند نه با تندی و خشونت.[۱۹] زن اگر در چارچوب ارزش‌های الهی عمل کند می‌تواند پیامبر تربیت کند.[۲۰]

تفاوت‌های اجتماعی زن و مرد

بر مبنای جوادی آملی؛ زن و مرد در کسب پایگاه‌ها و ایفای نقش‌های اجتماعی از این جهت که هر دو انسان هستند تفاوتی ندارند، زن می‌تواند در تمام عرصه‌هایی که مهارت‌های لازم را داشته باشد متصدی منصب اجرایی شود منتها باید بستر فرهنگی مناسب برای حضور عفیفانه او بر مبنای اصل معاشرت نیکو با زنان[۲۱] در جامعه فراهم باشد. مراد از معاشرت نیکو این است که با صنف زنان نه‌تنها در محیط خانواده که در تمام مناسبات شغلی و اجتماعی مطابق عقل و شرع رفتار شده و محیط سالم برای تعالی وجودی آنها وجود داشته باشد.[۲۲] در چنین بستر فرهنگی، تصدی تمام سمت‌های اجرایی برای زنان جایز است.[۲۳] وی هرچند حفظ عفت و حجاب را از وظایف مهم اجتماعی زن و مرد می‌داند اما معتقد است؛ حجاب زن حق او و شوهرش نیست، بلکه حق‌الله بوده و تعطیل‌بردار نیست.[۲۴]

اسلام به این دلیل نسبت به حجاب زن تأکید بیشتر دارد که زن مظهرِ جمالِ حق است و حضور تجمّلی او در عرصه اجتماع، پیامدهای زیانباری دارد و در جلوه‌نمایی زن، انسانیت او فدای جنسیتش می‌شود.[۲۵] زنان عمدتاً دل سالم دارند و در مواجهه با جذابیت مرد نمی‌لرزد، اما در معرض بیماری تبرج قرار دارند، مردان در معرض بیماری دل قرار داشته و با جلوه‌گری زن دل‌شان لرزیده و طمع می‌ورزند.[۲۶]

تفاوت زن و مرد در حقوق و تکالیف

درد دیدگاه جوادی آملی؛ انسان از آن جهت که انسان است دارای حقوق ثابتی است و جنسیت در آن هیچ دخالتی ندارد.[۲۷] منتها تفاوت صنفی زن و مرد موجب تفاوت در برخی از احکام، حقوق و اخلاق در بعد فردی، خانوادگی و اجتماعی میان دو جنس می‌شود.[۲۸] او با تأکید بر اصالت خانواده، نقش‌های جنسیتی زنان و مردان در این نهاد را متناسب با تفاوت‌های صنفی و معطوف به تعالی وجودی آنها معنا کرده؛ خوب بودن زن و مرد را با حفظ اصالت انسانی‌شان در سیمای سمت‌های شوهری، پدری، همسری و مادری متبلور می‌داند.[۲۹] از چنین منظر است که اساساً تفاوتی میان زنان و مردان دیده نمی‌شود، آنچه مورد توجه است ایفای نقش زن و مرد در مسیر تعالی خود و دیگران است، تفاوت‌های حقوقی زن و مرد از قبیل قوامیت، تمکین،[۳۰] مهریه، نقفه، تفاوت در دیه، ارث و شهادت نه‌تنها ناچیز شمرده می‌شوند که با ارجاع به حفظ حرمت زن و متناسب با وظایف زن و مرد در دستگاه خلقت معنا می‌یابند.[۳۱] خوب شوهرداری کردن زن ارزش عبادی یافته، اشتغال بیرونی زن و تماس با نامحرم موجب پژمردگی او تفسیر می‌شود.[۳۲]

دلیل تفاوت‌های زن و مرد از منظر آیت‌الله جوادی آملی

جوادی آملی با استناد به آیات قرآن تفاوت‌های زن و مرد را لازمه نظام احسن می‌داند که مبتنی بر تسخیر متقابل موجودات است.[۳۳] تفاوت در جنسیت، استعدادها، گرایش‌ها، جذب‌ها و دفع‌ها، هیچ‌کدام معیار فضیلت نیستند، بلکه ابزار کار برای تسخیر متقابل هستند و هیچ‌کسی حق ندارد دیگری را تحت تسخیر خود درآورد، اما خودش مسخَّر نشود، بلکه باید تسخیر متقابل و خدمت متقابل باشد تا نظام به‌صورت بهینه اداره شود. نظام آفرینش، استعدادهای متقابل و متخالف می‌طلبد و این تفاوت هم برای تسخیر متقابل است که هدف نهایی آن تقرب به خدا است.[۳۴] به‌عنوان مثال؛ در تقابل صنف زن و مرد، مرد محکم‌کار و زن ظریف‌کار است، مرد مظهر قهر و جلال و زن مظهر محبت و جمال حق است، یکی در خشونت و دیگری در عاطفه و رقّت قلب قوی‌تر است.[۳۵] یا قوامیت و تمکین؛ صنف مرد هرگز قیم صنف زن نیست بلکه قوامیت مربوط به موردی است که زن در مقابل شوهر و شوهر در مقابل زن باشد. مرد نیز به‌دلیل توانمندی برای تأمین معیشت دارای این مسئولیت اجرایی است، در مقابل؛ زن موظف به تمکین است و این دو حکم متقابل صرفاً برای بیان وظایف متقابل زن و شوهر است.[۳۶]

سلوک‌های متفاوت زن و مرد

جوادی آملی معتقد است؛ وصول به حیات طیب برای زن و مرد به‌طور مساوی میسر بوده[۳۷] و تنها شرط آن ایمان و عمل صالح است که ربطی به مؤنث و مذکر بودن بدن ندارد.[۳۸] صفات ارزشی نیز از قبیل علم و جهل، ایمان و کفر، ذلّت و عزّت، سعادت و شقاوت، فضیلت و رذیلت، حق و باطل، صدق و کذب، تقوا و فجور، اطاعت و عصیان، انقیاد و تمرّد، غیبت و عدم غیبت، امانت و خیانت،[۳۹] خلافت الهی،[۴۰] عدالت، صلاح، هدایت، هجرت، عبادت، ولایت و دیگر کمالات ملکوتی که مؤمنان را به اوج عظمت می‌رساند، جنسیت‌بردار نیستند؛[۴۱] اما بر مبنای تفاوت‌های صنفی، مسیر رسیدن زنان و مردان به سعادت، تفاوت نسبی می‌یابد؛ زنان عمدتا از مسیر عاطفه حرکت می‌کنند و مردها از راه اندیشه و قهر.[۴۲]

تفکر راه فرعی و غیر فراگیر است، اما راه دل راه اصلی است و در این راه زنان نه‌تنها همتای مردها که موفق‌تر از آنها هستند.[۴۳] زیرا زن موجود عاطفی و دارای رقت قلب بیشتر است و رقت قلب در این راه نقش مؤثرتری دارد.[۴۴] زن موعظه‌پذیرتر است و دلی آزموده‌تر از مرد دارد. آیت‌الله جوادی آملی با پیوند دادن نظام ارزشی به نقش‌های جنسیتی معتقد است؛ جهاد اکبر عنصر محوری برای تحقق ملکات اخلاقی است و سلاح مبارزه در این میدان سوز دل است. با توجه به دل آماده زنان برای انتشار محبت و عاطفه، ارزش محوری برای زن همسری و مادری است تا به پرورش انسان بپردازد.[۴۵] زنان هرچند در برخی حالات از قبیل عادت ماهیانه از عبادت محروم هستند، اما شش سال زودتر از مرد مشرف به شرف عبادت الهی می‌شوند.[۴۶]

پانویس

  1. جوادی آملی، قرآن در قرآن، 1388ش، ص380.
  2. جوادی آملی، حکمت عبادات، 1388ش، ص189.
  3. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص140.
  4. جوادی آملی، سروش هدایت بی‌تا، ج2، ص166.
  5. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص76-80.
  6. جوادی آملی، سروش هدایت بی‌تا، ج2، ص166.
  7. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص217.
  8. جوادی آملی، «حل شبهات و روایات معارض درباره زن»، وب‌سایت آیت‌الله جوادی آملی،
  9. جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، 1386ش، ج5، ص302.
  10. فخاری و علی‌داد ابهری، «منطق فهم آیت‌االله جوادی آملی در تفسیرآیات زن»، 1401ش، ص106.
  11. جوادی آملی، قرآن در قرآن، 1388ش، ص380.
  12. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص217.
  13. جوادی آملی، حق و تکلیف در اسلام، 1385ش، ص307-306.
  14. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص255.
  15. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص401.
  16. جوادی آملی، فلسفه حقوق بشر، 1386ش، ص235.
  17. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص353.
  18. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص218.
  19. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص 222.
  20. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص417.
  21. سوره نساء، آیه 19.
  22. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص395-394.
  23. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص403.
  24. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص437.
  25. جوادی آملی، ادب قضا در اسلام، 1391ش، ص137.
  26. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص200.
  27. جوادی آملی، حق و تکلیف در اسلام، 1385ش، ص307-306.
  28. فخاری و علی‌داد ابهری، «منطق فهم آیت‌االله جوادی آملی در تفسیرآیات زن»، 1401ش، ص106.
  29. جوادی آملی، «حل شبهات و روایات معارض درباره زن»، وب‌سایت آیت‌الله جوادی آملی،
  30. جوادی آملی، «حل شبهات و روایات معارض درباره زن»، وب‌سایت آیت‌الله جوادی آملی،
  31. جوادی آملی، «حل شبهات و روایات معارض درباره زن»، وب‌سایت آیت‌الله جوادی آملی،
  32. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص417-414.
  33. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص389.
  34. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص391-390.
  35. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص217.
  36. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص393-391.
  37. جوادی آملی، حیات حقیقی انسان در قرآن، 1385ش، ص184.
  38. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص91.
  39. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص78.
  40. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص115.
  41. جوادی آملی، حیات حقیقی انسان در قرآن، 1385ش، ص183.
  42. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص217.
  43. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص198.
  44. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص204.
  45. جوادی آملی، فلسفه حقوق بشر، 1386ش، ص235.
  46. جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص381.

منابع

  • قرآن
  • جوادی‌آملی، عبدالله، ادب قضا در اسلام، قم، اسراء، ۱۳۹۱ش.
  • جوادی‌آملی، عبدالله، قرآن در قرآن، قم، اسراء، ۱۳۸۸ش.
  • جوادی‌آملی، عبدالله، حق و تکلیف در اسلام، قم، اسراء، ۱۳۸۵ش.
  • جوادی‌آملی، عبدالله، حکمت عبادات، قم، اسراء، ۱۳۸۸ش.
  • جوادی‌آملی، عبدالله، «حل شبهات و روایات معارض دربارهٔ زن»، وب‌سایت آیت‌الله جوادی آملی، تاریخ درج: ۱۷ مرداد ۱۳۹۵ش.
  • جوادی‌آملی، عبدالله، زن در آینه جلال و جمال، محقق محمود لطیفی، قم، اسرآء، ۱۳۸۸ش.
  • جوادی‌آملی، عبدالله، سرچشمه اندیشه، اسرا، قم، ۱۳۸۶ش.
  • جوادی‌آملی، عبدالله، سروش هدایت، قم، اسراء، بی‌تا.
  • جوادی‌آملی، عبدالله، فلسفه حقوق بشر، قم، اسراء، ۱۳۸۶ش.
  • فخاری، علیرضا و علی‌دادابهری، مهسا، «منطق فهم آیت‌االله جوادی‌آملی در تفسیر آیات زن»، در پژوهشنامه معارف قرآنی، سال سیزدهم، شماره ۵۱، زمستان ۱۴۰۱ش.